تبليغاتX
میر حسین موسوی بپاخیز هموطن کانگ فو توآ سنتی
کانگ فو توآ سنتی

به نام یگانه آفریدگار بر حق

اهورامزدا

سنگین نمی شد این همه خواب ستمگران گر می ‏شد از شکستن دل‏ها صدا بلند

فریاد می‌کند سخنان بلند ماآواز ما اگر نشود از حیا بلند

"صائب تبریزی"

                   ابله ترين آدميان آنانيند كه  با مسخره نمودن شايسته گان شاد مي گردند

                                   

میرحسین موسوی: کسانی که حماسه 13 آبان را آفریدند، امروز در گوشه‏های زندان هستند

میرحسین موسوی طی دیدار روز گذشته خود با مهدی کروبی با اشاره به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده‏اند گفت: "شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده‏اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم، چندین وزیر داریم، نمایندگان، مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته‏اند، چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟" وی در ادامه با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: "مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنند. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید؟ چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید."


میرحسین موسوی روز گذشته طی دیدار با مهدی کروبی در منزل وی درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با وی به رایزنی و گفت و گو پرداخت. در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه‏ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است‏، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت: "نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند." او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.

کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را " عجیب و غریب " توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند. او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم. او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت: "چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟"

سیدمحمد خاتمی: حکومت‌ها دیگر نمی‌توانند از بالا بر مردم تحمیل شوند

"بايد راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت"

سیدمحمد خاتمی: حکومت‌ها دیگر نمی‌توانند از بالا بر مردم تحمیل شوند

رئیس جمهور سابق کشورمان طی دیداری بانخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد اظهار داشت: "در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است."


سیدمحمد خاتمی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت: "جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است. جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد، ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم."

رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت: "باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد، حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند."

وی با تاکید بر اینکه این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند گفت: "اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم."

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: "وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد. وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند."

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود: "چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟ این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است."

در گفت‌وگوی عبدالرضا تاجيك با محمد توسلی: 

 

                   

نگاه تحلیلی به شعارهای جنبش سبز

"برخی شعارهای روز قدس پاسخ به انحرافاتی بود که در اصول و آرمان‌های اولیه انقلاب ايجاد شده‌است." / "مطالبه حداقلی جنبش سبز "حق بدیهی حیات" است." / "چند سالی است که دیدگاه اقلیتی که به برخی اصول قانون اساس رای منفی دادند در حاکمیت اجرا می‌شود." / "مردم ايران همكاری‌های دولت‌های چين و روسيه را در راستای نقض استقلال و مترادف با تضییع حقوق و منافع ملت ايران ارزيابی می‌كنند." / "اگر دولت ایران ابهامات در مورد تفاوت کمک به بازسازی خرمشهر
و بم با بازسازی بیروت را حل کند برخی از شعارها خود به خود حذف خواهد شد
 
اراده مردم ایستادگی كنند

حسین مرعشی: نهادهای قدرت سرانجام در برابر جنبش سبز تسلیم می‌شوند

چند روز پیش روزنامه اعتماد اقدام به انتشار متن ناقص گفتگوی کیوان مهرگان با حسین مرعشی نمود. جوان فردا متن کامل این گفتگو را منتشر

کرده است که در پی می‌آید

* ضربه‌ای كه بخشی از جناح اصولگرایان میخواستند به فعالیت سیاسی احزاب اصلاح‌طلب بزنند، این احزاب را وارد فاز تازه‌یی كرده است. حزب كارگزاران سازندگی به عنوان یك حزب تاثیرگذار و مهم مشمول همین كنش و واكنش‌ها شده. چند تن از اعضای آن در بازداشت هستند و بقیه نیز طبیعی است كه تخت فشارهای ناشی از این وقایع قرار گرفته باشند. در این شرایط آیا اعضای حزب كارگزاران چشم‌انداز یا افقی برای امتداد فعالیت خودشان میبینند یا مترصد مینشینند تا ببینند در آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟

به طور كلی ظرف 30 سال گذشته نقاط قوت و ضعف و افت‌ و خیزهای سیاسی كه كشور داشته صرف نظر از اینكه روند سیاسی كشور را روندی رو به جلو و سازنده‌یی ارزیابی كنیم یا آن را روندی فرسایشی و كاهنده بدانیم، مسلم است كه در تمام این سال‌ها اتكای نظام به مردم بوده است و بنابراین استمرار و بقای نظام و حتی اگر نگوییم شكوفایی آن نمیتواند عنصری به نام مردم را برای خود نداشته باشد. همه هستی و وجود نظام به عنصری مهم و موثر به نام مردم ایران گره خورده است و جمهوری اسلامی اصولاً با همین مردم معنا پیدا میكند و منهای این پشتوانه و این عامل تعیین‌كننده جمهوری اسلامی پوسته‌یی خواهد بود كه دیر یا زود خواهد شكست و البته طبیعت همه نظام‌ها همین طوری است و در دنیای امروز به ندرت نظامی میتواند تنها به اتكای نیروهای نظامی خودش یا حمایت كشورهای خارجی برقرار بماند و به عنصری غیر از مردم تكیه كند.

بنابراین اگر ما به تكیه‌گاه مردم نیاز داشته باشیم كه قاعدتاً داریم باید بگوییم كسانی كه به احزاب ضربه زده‌اند یا میخواهند احزاب را تضعیف كنند در واقع به نظام ضربه میزنند زیرا احزاب بخش مهمی از واقعیت سیاسی مردمی هستند كه پایه‌هایی دارند و جریاناتی دنبال سر آنها حركت میكنند و اثرات واقعی بر دیدگاه‌های مردم دارند. كسانی كه امروز به اتكای نیروهای مسلح و دادگاه و محاكم قضایی طوری حركت میكنند كه ناظران بیرونی این طور برداشت میكنند كه آنها خیلی قدرت دارند دیر یا زود متوجه اشتباه‌شان خواهند شد و بازخواهند گشت و به این نتیجه خواهند رسید كه باید از این روش‌هایشان دست بردارند و برگردند و در جامعه اعتمادسازی كنند.  

     موج‌آفرینی‌های خانگی تا ۱۳ آبان:  

۱- اسکناس‌نویسی سبز

هیچ جشنی برای هیچ کدام از ما بزرگ‌تر و عزیزتر از این روزهای ظفرمند و تاریخ‌ساز کشور عزیزمان ایران نیست. زندگی این روزهای ما خودش جشن و شادمانی است. ما کودتایی سیاه را شکست داده‌ایم و این دستاورد سزاوار پایکوبی‌هاست. اگر پدرمان‌مان نخستین نسلی بودند که پس از سال‌ها در جنگی که میان ایران و قدرت‌های خارجی درگرفت نگذاشتند ذره‌ای از خاک میهن تسلیم بیگانه شود، ما اولین نسلی هستیم که پوزه‌ی کودتاچیانی سیاه‌اندیش را به خاک مالیده‌ایم. ما کاری کردیم که دشمنان آزادی این خاک امروز خودشان هم درمانده‌اند که چه کنند با نقشه‌های شومی که شبانه کشیده بودند؛ اما همه یک به یک به تدبیر هوشیاری ما نقش بر آب شد. کیست که نبیند ما چگونه بلایی بر سر کودتاگران آورده‌ایم که امروز ذکر هر شب و روزشان «کاش این قدر طمع نمی‌کردیم!» شده است. درود بر ما که به تعبیر سروش «نسل کامکاری» هستیم، نسلی که زوال استبداد را در این خاک جشن خواهد گرفت.


ما امروز داریم تاریخ را زندگی می‌کنیم، تاریخ را می‌سازیم، آینده را تغییر مسیر می‌دهیم، خواب از چشم ظالمان می‌رباییم و ... این مهم چیزی نیست که بتوان دست کمش گرفت. لحظه لحظه زندگی امروز ما تعیین‌کننده‌ی سرنوشت آینده کشورمان است. امروز در ایران ما، به تعبیر فرخی یزدی، "در محیط توفان‌زا ماهرانه در جنگ است - ناخدای استبداد با خدای آزادی". امروز هر کدام از ما کشتی‌بانی‌ در دریای طوفانی استبدادیم و از همین روست که کودتاچیان به خود می‌پیچند و هر روز از خود می‌پرسند: "چرا به رغم بازداشت این همه کشتی‌بان، هنوز کسی در آب غرق (بخوانید ذوب!) نشده"!

با این حال از تحولات درونی حرکت‌مان نباید غفلت کنیم. امروز جنبش سبز ما وارد مرحله‌ تازه‌ای شده است. اگر تا دیروز دغدغه ما اعلام عدم مشروعیت قانونی دولت احمدی‌نژاد بود (به عنوان دولتی که با کودتای مشترک برگزارکنندگان انتخابات و نیروهای نظامی سر کار آمده است)، امروز هدف‌مان تثبیت این عدم مشروعیت تا زمانی است که دولتی قانونی بر سر کار آید. طبعا در این مرحله نیاز به آن گام‌های بلند اولیه نیست. بایستی گام‌های کوتاه‌تر اما قاطع‌تر و محکم‌تری برداریم تا دستاوردها را تثبیت کنیم. تقویت بخش خانگی موج‌آفرینی‌های سبز بخشی از رسالت ما در این مرحله از جنبش دموکراسی‌خواهی و آزادی‌طلبی است.

«هرایرانی روزانه ۵ دقیقه برای آزادی»؛ می‌تواند شعار هر کدام از ما در این مرحله از زندگی جامعه عزیزمان ایران باشد. هر کس روزانه می‌تواند ۵ دقیقه از وقت خود را در خانه به جنبش سبز آزادی‌خواهی اختصاص دهد و متناسب با خلاقیت‌ فردی خود آرمان‌اش از آینده ایران را با دیگران به اشتراک بگذارد. در مرحله کنونی اسکناس یکی از بهترین محمل‌های موجود برای به اشتراک گذاشتن این آرمان‌هاست. به این ترتیب ما وارد فازی خواهیم شد که در آن خطرات به مراتب کمتری هر کدام از شهروندان سبز را تهدید می‌کند، اما هم‌افزایی رفتارهای‌مان قدرت آن را به صدها برابر افزایش می‌دهد.

 

 ضمن محکوم کردن دخالت روزافزون نظامیان در امور کشور:

آیت‌الله منتظری: اگر بنا باشد‏ ‏به بهانه حفظ نظام اقدامات ضد اسلامى انجام شود، نه نظام خواهد ماند نه‏ ‏اسلام

‏آيت‌الله منتظرى در جلسه امروز درس اخلاق خود به مناسبت بحث "قساوت قلب" ضمن‏ ‏اشاره به اين كه يكى از اخلاق‌ رذيله قساوت است به قسى‌القلب‏ ‏بودن برخى از انسان‌ها اشاره كرد و اظهار داشت كه این موضوع باعث می‌شود تا این افراد نسبت به كمبودها، گرفتارى‌ها و پايمال‏ ‏شدن حقوق مردم بى تفاوت باشند. این مرجع تقلید شیعیان سپس به خطر قساوت قلب و دخالت نظامیان در امور سیاسی کشور پرداخت و با محکوم کردن این رویه نظر مخالف بنیان‌گذار انقلاب اسلامی را در این زمینه یادآور شد. وی در ادامه گفت: "نكته‌اى كه باز اين روزها زياد گفته مى‎شود اين است كه حفظ نظام واجب است.‏ ‏حفظ نظام يك واجب نفسى نيست، به اين معنا كه اگر براى حفظ نظام‏ ‏اسلامى، دستورات اسلامى زير پا گذاشته شود نظام حفظ نخواهد شد.‏ ‏حفظ نظام مقدمه است براى حفظ و انجام دستورات اسلامى؛ اگر بنا باشد‏ ‏به بهانه حفظ نظام، اقدامات ضد اسلامى انجام شود، نه نظام خواهد ماند نه‏ ‏اسلام."
 
 
 

پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی

اولين بار که ديدمش چهره‌اش برايم آشنا آمد. سر صحبت که باز شد فهميدم کوچکترين آشنايی با هم نداریم. برديا (محمدرضا) به اتهام عضويت در انجمن پادشاهی از فروردين ماه (تاکيد می‌کنم از فروردين ماه)، به همراه آرش و خواهر باردار آرش، پيمان و همسرش و چندین جوان دیگر بازداشت شده بودند.

به فضای زندان عادت کرده بود. برخلاف من که هنوز نتوانسته بودم خودم را با محیط داخل وفق دهم. امیدوار بود با همکاری قبلی که با وزارت اطلاعات در تهیه فیلمی که چند ماه قبل در مورد انجمن پادشاهی انجام داده بودند، حکم سبکی برایشان صادر شود. دلش برای بیرون، برای خانواده و در یک کلام برای زندگی تنگ شده بود. اما به قول خودش چاره ای نداشت جز این که به روی خودش نیاورد و دیگر روزها را هم نشمارد.

من و سلول جدید و هم بندی ای که هیچ نسبت فکری با او نداشتم. او از من در بارۀ انتخابات پرسید و حوادث بعد از آن. خبر چندانی نداشت از بیرون. من هم از مرام انجمن پادشاهی پرسیدم و اتهاماتش. می گفت هیچ اقدامی انجام نداده اند. تنها چیزی هم که از او دارند حرفها و داستان پردازی هایی بود که در جمع دوستانش با هم کرده بودند. هیج اقدام امنیتی انجام نداده بود. من هم با توجه به این که کاری انجام نداده و قبل از هر اقدامی بازداشت شده گفتم اتهام محاربه در موردش صدق نمی کند.

تا این که یک روز نگهبان در سلول را باز کرد و بردیا را صدا کرد. ظاهرا کارشناس پرونده اش با او کار داشت. تصور همه ما در سلول این بود که قرار است برایش قرار ملاقات حضوری با خانواده تعیین شود. کما این که مدتها بود کسی به سراغش نمی آمد. وقتی برگشت اما خیلی درهم بود. گفت دادگاهش قرار است آخر هفته برگزار شود. کارشناس پرونده به او قول داده که اگر در این دادگاه همکاری کند در صدور حکم کمکش می کنند. قول داده بود وزارت اطلاعات با ارتباطی که با قاضی دارد برایش تخفیف وِیژه بگیرد. او هم دودل بود که این پیشنهاد را بپذیرد یا نه..

در نهایت بردیا که دستش از همه جا بریده بود تصمیم گرفت به امید ایجاد روزنه ای همکاری کند و وارد بازی کثیفی شود که واقعا نمی دانست انتهایش به کجا ختم خواهد شد و چه خوابی برایش دیده اند. همان روز از سلول بغلی با خبر شدیم که دادگاه دوم انتخابات در آخر هفته برگزار می شود. وقتی از بردیا در مورد ربط دادگاهش با دادگاه انتخابات پرسیدم او هم ابراز بی اطلاعی کرد. فقط می خواست دادگاه برگزار شود تا به قول خودش شرش کنده شود. با خبر تعویق دادگاه دوم به هفته بعد و بعد اعلام کارشناس پرونده بردیا به او که چند روز وقت بیشتری برای تمرین دارد، می شد حدس زد قرار است چه سناریویی راه بیفتد.

از فردای آن روز تمرین های فشردۀ بردیا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختیار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرین می کرد که چه حرفهایی را در دادگاه بزند. گاه ناهماهنگی کسانی که بر سر تمرینش می آمدند خسته اش می کرد. یکی خودش را یک مقام بلند پایه اطلاعات معرفی میرد، یکی سرتیم بازجوهای اوین، یکی نماینده .. و در نهایت خود کارشناس پرونده اش. هر کدام خواسته ای داشتند. جالب آن که از انتخاب وکیل هم محرومش کردند و تنها دو روز قبل دادگاه در حد نیم ساعت موفق به زیارت وکیل تسخیری اش شد!

سر انجام روز قبل دادگاه فرا رسید. این بار بعد از ناهار دنبال او آمدند. به تمرین رفت و تا آخر شب خبری از او نشد. آخر شب که آمد گفت برای تمرین نهایی او را به مجتمع امام خمینی که قرار بود فردا دادگاه در آنجا برگزار شود برده اند. بسیاری از شخصیت های امنیتی از قبیل دادستان وقت کل کشور، قاضی سعید مرتضوی- دادستان تهران، یکی از معاونین وزارت اطلاعات و .. همان شب به دادگاه آمده بودند تا آخرین تمرین آنها را ببینند. ماجرای روز دادگاه رو هم که حتما بهتر از من خبر دارید.

همان شب بردیا به یکی از مسولین نزدیک شده بود و گفته بود "حاج آقا ما همکاری می کنیم اما تو رو خدا در صدور حکم توصیه بفرمایید". این آقای مسئول هم گفته بود خیالت راحت. طرف حساب تو من هستم. تو کارت رو انجام بده باقی با من. بیچاره بردیا چه امیدی بسته بود به قول آن مسئول نامسئول. وقتی خبر صدور حکم اعدام رو شنیدم غم سنگینی به دلم افتاد. محمدرضا و آرش قربانی بازی کثیفی شدند که مسئولین امنیتی کشور که باید حافظ جان و مال شهروندان باشند و در راس آنها سعید مرتضوی به راه انداختند. برای آن که با موسوی تسویه حساب کنند تلاش کردند گروهی را که ربطی به انتخابات نداشت را به انتخابات منگنه کنند و چند جوان هم قربانی این خیمه شب بازی شدند.

اما آرش که برای او هم حکم اعدام صادر شد. خواهرش یک هفته بعد از آزادی با وثیقه، فرزندی را که در شکم داشت از دست داد و مسئولین زندان دادن این خبر را به آرش بعد از دادگاه دادند تا مبادا در همکاری او خللی ایجاد شود. هیچوقت آرزوی بدی برای کسی نداشتم. اما این بار از صمیم دل آرزو کردم کسانی که این نمایش ناجوانمردانه را به راه انداختند در همین دنیا تاوانش را پس بدهند. از قاضی که برای ایجاد رعب حکم اعدام صادر کرد تا دادستانی که از دادستانی رفت و تا کارشناسانی که برای نشان دادن لیاقت خود به مافوقشان با سادگی و صداقت این پسر بازی کردند.

از خدا می خواهم تاوان کارشان را در همین دنیا به آنها بچشاند تا همه ما یادمان بماند که نمی توان ظلمی در حق کسی کرد و منتظر عواقبش نبود.

برگرفته از: پایگاه اطلاع‌رسانی نوروز

ژئوپلتيک شور و عاطفه: راه‌های بديعِ خلاقيت‌های سبز

ژئوپلتيک شور و عاطفه: راه‌های بديعِ خلاقيت‌های سبز

این روزها که اندکی از بحران‌های اخیر فاصله‌ی زمانی گرفته‌ايم و پاره‌ای از نکات مبهم از پس غبارهای غليظ هیجان‌ها سیاسی بیرون آمده‌اند،‌ خوب است با اندکی فاصله‌ی عاطفی – اما بدون از دست دادن شورمندی عقلانی و اخلاقی – نگاهی تازه با وضعیتی که در آن هستیم بکنيم. خوب است برای این‌که بستر سخن‌ام را مشخص کنم از کتابی یاد کنم که به تازگی منتشر شده است و چند روز پيش محمد ارکون، در مراسمی که برای بزرگداشت‌اش بر پا شده بود، ذکری از این کتاب کرد. نام اين کتاب «ژئوپلتیک عاطفه» است نوشته‌ی دومينیک موئزی (مویزی ننوشتم که کسی ياد مويز نيفتد؛ معزی هم طنينی مسلمانی دارد و نام نویسنده این نيست). کتاب چند ماهی نيست که منتشر شده است، اما اثری است به غایت پرنکته و درس‌آموز. عنوان فرعی کتاب اين است: «چگونه فرهنگ‌های ترس، تحقیر و امید شکل تازه‌ای به جهان می‌دهند». این دقیقاً همان وضعیتی است که جامعه‌ی امروز ایران با آن دست و پنجه نرم می‌کند. دو بند از مقدمه‌ی کتاب را به فارسی بر می‌گردانم و اين‌جا می‌آورم تا بهانه‌ای باشد برای تصویر خلاقانه و خیال‌انگیزی که امروز ديدم.


«روز ۴ نوامبر ۲۰۰۸، همچون میلیون‌ها نفر ديگر در سراسر جهان، من نیز تماشاگر جشن پیروزی انتخاب رييس جمهور باراک اوباما در گرانت پارک شیکاگو بودم. این شب، شبی بود سرشار از تصاویر بسیاری که بار عاطفی فراوانی داشتند. برای من، قوی‌ترین نمادِ آن شب به يادماندنی اشک‌های شوقی بود که از گونه‌های کشیش جسی جکسون فرو می‌ریخت.» 

  • برخی از اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی جبهه مشارکت ایران اسلامی به عیادت هادی قابل رفتند
  • چهار نهاد حمله کننده اصلی به سایت های اصلاح طلب شناسایی شدند
  • ۱۳ آبان جشنی که خواهیم گرفت
  • نامه هنگامه شهیدی به مادرش از سلول اوین
  • جشن تولد هنگامه شهیدی ز پشت درهای بسته اوین برگزار شد
  • برای کیوان صمیمی
  • برخورد با هنرمندان سبز همچنان ادامه دارد: جعفر پناهی هم ممنوع‌الخروج شد
  • گزارش ویدیویی 4 / اعتراضات دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز و درگیری مقابل دفتر بسیج
  • کیوان، ایستاده بر آرمان
  • اخبار دانشگاه‌ها - گزارشی از برخوردها و فشار بر دانشجویان دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی قزوین
  • همسر مشاور احمدی‌نژاد: همسر دائمی و قانونی کلهر هستم
  • خسته از تضادها
  • اخبار دانشگاه‌ها - احضار پنج دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات
  • سازمان ملل خواستار بازنگری در احکام اعدام حوادث انتخابات شد
  • مراسم سالگرد شهید اشرفی اصفهانی لغو شد
  • گزارش ویدیویی از اعتراضات مردم شیراز همزمان با حضور رئیس دولت کودتا
  • دیدار جمعی از فعالان سیاسی با خانواده دکتر علی تاجرنیا
  • خبرهایی از اوین- صفایی فراهانی همچنان بلاتکلیف است
  • بولتن محرمانه سپاه منتشر کرد: میردامادی بازجویانش را نصیحت می کند
  • خبرهایی از اوین- تاجزاده از انفرادی خارج شد

    با کیلیک بر روی ادامه مطلبُ مطالب مربوط به نیروی ریکی را دریافت کنید



  • ادامه مطلب...
    ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط امیر

    به نام خالق یکتا

    اهورامزدا

    میرحسین موسوی: پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد،

    همه باید با هم کامیاب شویم،  اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

        انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي كند تنها استثمارگران را عوض مي كند.

    با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان و همه همراهان گرامی.یکی از دوستان با ادب و فهمیده برای ما نظری گذاشتن با این مضمون که ما پست فطرت ها کونگ فو توآ را خراب کردیم شاید ایشون درست بگن نمی دونم این موضوع را عاقلان بهتر می دانند و این قضاوت را به عهده کسانی می گذاریم که عاقل و فهمیده هستن و اول فکر می کنن سپس دهان به سخن گفتن می گشایند.

    گزارش تفصیلی موج سبز آزادی از نحوه عملکرد صداوسیمای غیرملی قبل و بعد از کودتای ۲۲ خرداد:

    چگونه عزت‌الله ضرغامی تبدیل به یک کودتاگر شد؟

    وقتی پنج‌سال قبل علی لاریجانی از صداوسیما رفت و به جای او سید عزت‌الله ضرغامی منصوب شد، کورسویی از امید در میان مردم ایجاد شد که شاید رسانه ملی بعد از دوره سیاه لاریجانی در مسیر درست قرار گیرد. حاصل اما آن شد که امروز بعد از پنج‌سال رسانه‌ ملی تبدیل به ابزار سرکوب، افترا و دروغ‌پراکنی شده است. این رسانه تا آن حد حرکت قهقرایی داشته که بسیاری از افرادی که تا همین چند ماه قبل حاضر بودند در برنامه‌های آن به عنوان مهمان و مدعو شرکت کنند دیگر از نزدیکی خیابان جام‌جم هم عبور نمی‌کنند و نزدیک به صد نفر از محبوب‌ترین هنرمندان این مملکت بعد از کودتا، ممنوع‌التصویر شده‌اند[1]. شاید اوج رفتار سرکوبگرانه صداوسیمای به اصطلاح ملی را بتوان پس از کودتای ۲۲ خرداد دانست که از پی آن بسیاری از هنرمندان و ادیبان محبوب و مردمی ممنوع التصویر شدند، بسیاری از پروژه‌های تلویزیونی متوقف شد، سلسله برنامه‌های سراسر کذبی از جمله بیست و سی در راستای توجیه سرکوب‌های صورت گرفته و سرپوش گذاشتن بر کشتارها، شکنجه‌ها و سرکوب‌ها به بنگاه مغزشویی مردم تبدیل شدند و در نهایت عزت‌الله ضرغامی در نقش یکی از بازوهای سرکوب در کنار سه بازوی دیگر یعنی اطلاعات، سپاه و بسیج به ایفای نقش پرداخت. موج سبز آزادی پیش از این از نقش برخی از سران اصلی سرکوب‌های اخیر از جمله حسین طائب، مسعود صدر الاسلام و محمدرضا نقدی پرده برداشت. اینک بد نیست نگاهی بیندازیم به پیشینه و عملکرد یکی دیگر از مهره‌های سرکوب، عزت‌الله ضرغامی که در یکی از حساس‌ترین پست‌های نظام و با حکم مستقیم شخص رهبری مشغول به کار است:
     
     

    محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلویزیونی نیز مواجه شده بود، روز دوشنبه 13 مهرماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.
    به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، هیچ یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.

    ادامه چپاول بزرگترین منابع ملی توسط نهادهای کودتا - معدن انگوران

    در ادامه ماجرای بحث برانگیز تصاحب یکی از سودده‌ترین شرکت‌های دولتی، یعنی شرکت مخابرات توسط سپاه و بسیج، نهادهای تحت نظر رهبر که از هرگونه مالیات، عوارض و بازرسی در مسئل مالی و اداری معاف می باشند، یکی از بزرگترین معادن دنیا را بدون رضایت مالک قبلی و با قیمت غیرواقعی به تصاحب درآوردند. در ادامه مصاحبه سایت جرس را با فرزندان مالک این معدن می‌خوانید.

    در پی فروش بزرگترین معدن سرب و روی خاورمیانه به یکی از شرکت های وابسته به بسیج از یکی از فرزندان مرحوم مهندس مرتضی رستگار بنیانگذار این معدن در این مورد مصاحبه ای کرده ایم که در پی می آید.

    مصاحبه اختصاصی موج سبز آزادی با فرزند بهزاد نبوی:

    بهزاد نبوی در یک کلام کابوس اقتدارگرایان است

    موج سبز آزادی پیش از این در یکی از موج آفرینی‌های سبز خود، هفته‌ای که گذشت را به نام چریک پیر اصلاحات ایران، بهزاد نبوی نام‌گذاری کرده بود. امروز آخرین روز پاسداشت بهزاد نبوی و محمد ملکی است و از فردا هفته را به نام دو تن دیگر از اسرای جنبش، سبز خواهیم کرد. در همین راستا و به عنوان حسن ختام هفته نخست، مصاحبه‌ای داشتیم با یاسر نبوی، فرزند ارشد بهزاد نبوی که از پی می‌آید:
     
     
     

    طی نامه ای به رئیس شورای شهر تهران ابلاغ شد:

    اعضای شورای شهر تهران، حق ملاقات با خانواده‌های آسیب‏دیدگان و زندانیان سیاسی را ندارند

    ملاقات اعضای شورای شهر تهران با خانواده‌های آسیب‏دیدگان و زندانیان سیاسی ممنوع شد.به گزارش موج سبز آزادی، صفرعلی براتلو، معاون سیاسی، اجتماعی و سرپرست معاونت امنیتی انتظامی طی نامه‌ای خطاب به چمران، رئیس شورای شهر تهران، خواستار توقف این دیدارها شد و هشدار داد در صورت ادامه این روند با ملاقات‌کنندگان برخورد خواهد شد. اصل و متن این نامه را در تصویری که در این خبر آمده است مشاهده می‌کنید.

    آگاهی برای آزادی:

    م.امید

    مطهری در کتاب "نهضت‏های اسلامی در صد سالۀ اخیر"، به نکته ای اشاره می‏کند که بازخوانی اش در شرایط فعلی سیاسی-اجتماعی ایران خالی از لطف نیست: «همۀ علوم، الهامبخش آزادی نیستند و از نظر آگاهی اجتماعی دادن، در یک درجه نمی باشند. لهذا مستبد از برخی علوم نمی‏ترسد بلکه خود مروج و مشوق آن علوم است، اما از برخی علوم دیگر سخت وحشت دارد زیرا به مردم آگاهی و شعور سیاسی و اجتماعی می‏دهد و احساس آزادیخواهی و مبارزه با اختناق و فشار استبداد را در افراد بر می انگیزد. کواکبی میگوید: ... علومی که مستبد از آنها بیم دارد علوم زندگانی هستند مانند حکمت نظری و فلفۀ عقلی و حقوق امم و سیاست مدنی و تاریخ مفصل و ... از علومی که ابرهای جهل را بردرد و آفتاب درخشان را طالع نماید تا سرها از حرارت بسوزد.»(4)

    ۱- سرطانی به نام "استبداد"
    آیا میتوان ادعا کرد که حکومتی به صرف اسلامی بودن، و یا برخورداری از مدل زمامداری جمهوری، به آفت استبداد دچار نمی‏شود؟ پاسخ مطهری به این سؤال منفی است. مطهری، با نگاهی هوشمندانه به اندیشه های مصلحین مسلمانی چون کواکبی(1) و سیدجمال الدین اسدآبادی معتقد است که خطر استبداد همواره متوجه تمامی اقسام حکمرانی است. او می‏نویسد: «کواکبی مانند سیدجمال ... معتقد بود که «رژیم سیاسی» که مثلاً مشروطه باشد یا چیز دیگر، به تنهایی قادر نیست که جلوی استبداد را بگیرد؛ هر رژیمی ممکن است شکل استبداد پیدا کند.»(2) پس این فرض که صِرف تأکید بر وجود عنصر "جمهوریت" یا "اسلامیت" در نوع حاکمیت فعلی سیاسی ایران میتواند بازدارندۀ پیدایش و گسترش سرطانی به نام "استبداد" در نظام سیاسی ایران باشد، از دید مطهری فرضی باطل است.

    آیت‌الله موسوی اردبیلی نسبت به روند هجمه به روحانیت هشدار داد

    آيت‌الله‌ موسوي اردبيلي طی سخنانی انتقادآمیز نسبت به روند هجمه به روحانيت هشدار داد.

    به گزارش ايلنا ،آيت الله ‎موسوي اردبيلي در ديدار دبير‌کل، شوراي مرکزي و هيات اجرايي حزب موتلفه با تشکر از حضور اعضاي موتلفه اسلامي، به نامه تاريخي سيد جمال الدين اسدآبادي به ميرزاي شيرازي اشاره کرد و گفت: در اين نامه هشدارهايي وجود دارد که علاوه بر اين‌که حکايت از تيزبيني سيدجمال‎ دارد، نکات مهمي ‎را به ما گوشزد مي‎کند که توجه به آن براي جامعه در زمان کنوني نيز کارساز است.
    وي افزود: يکي از نکاتي که در نامه سيد جمال مورد تذکر واقع شده غفلت مسلمانان نسبت به خطراتي است که جامعه اسلامي را تهديد مي‌کند که او نسبت به آن هشدار داده است.


    اين مرجع تقليد با تأکيد بر لزوم هوشياري همگان نسبت به خطراتي که متوجه دين شده است، تصريح کرد: اين‌که شما گفتيد فرازي از حقيقت است، ولي به بخش‌هاي ديگر اشاره نکرديد، يا لازم نديديد و يا از آن غفلت کرديد.
    وي خاطرنشان كرد: متأسفانه مدتي است، احساس مي‌کنيم به روحانيت هجمه مي‌شود، به اسلام هجمه مي‌شود و اين هجمه تنها از طرف يک گروه نيست، بلکه از طرف گروه‌هاي مختلف صورت مي‌پذيرد. وقتي در رابطه با موضوعي مرجع تقليدي هشدار مي‌دهد، بعضي‌ها بجاي توجه به اين هشدار مي‌گويند فلاني کيست که هشدار بدهد! اگر اين رويه ادامه پيدا کند بعد از آن خطاب به ديگر مراجع نيز تسري پيدا مي‌کند و سپس نظام مرجعيت و فقاهت مورد هجوم واقع خواهد شد.


    آيت الله موسوي اردبيلي با تأکيد بر هوشياري حاضران ادامه داد: اينها هم خطراتي است که مدتي است متوجه دين و روحانيت شده است، مبادا شما از آن غفلت کنيد و فقط نظرتان را متوجه گوشه‌اي از مشکلات کنيد.


    وي خاطرنشان كرد: هر چيزي که بر‌خلاف مصالح اسلام و انقلاب گفته شود از جانب هرکس باشد مردود است. ممکن است افراد ناآگاهي را تحريک کنند که نسنجيده حرف بزنند؛ بدانيد اينها جزء نقشه‌هاي دشمن است. چرا مدتي است به مرجعيت جسارت مي‌شود؟ چرا وقتي يک مرجع سخني مي‎گويد يک فرد بي‎اطلاع و تازه کار را مي‌آورند تا در برابر او سخن بگويد؟
    رئيس داشگاه مفيد قم در ادامه سخنان خود با اشاره به سخنان دبير‌کل حزب موتلفه اسلامي اظهار داشت: شما در صحبت‌هايتان گفتيد دين در خطر است؛ من هم اين مسأله را قبول دارم، ولي بايد همه جوانب موضوع را ديد. هرکس توان و قدرتي دارد بايد به کمک اسلام برخيزد. ما از دشمنان شناخته شده خود نمي‌ترسيم، از بهائي‌ها، از وهابي‌ها، از سلفي‌ها و امثال آنها هراسي نداريم؛ هميشه در تاريخ اين دشمنان بوده‌اند. ما از اين مي‌ترسيم که خداي ناکرده افرادي از جمع خودمان ناآگاهانه تيشه به ريشه ما بزنند.
    وي در پايان اعتلاي اسلام و تشيع را از درگاه خداوند منان مسألت کرد.
    در ابتداي اين ديدار محمد نبي‌حبيبي دبير کل حزب مؤتلفه اسلامي ‎ضمن اشاره به اهداف شکل‌گيري حزب متبوع خود گزارشي از وضعيت فعلي حزب و فعاليت‌هاي آن ارائه کرد.
    وي گفت: ما در حال حاضر دو هدف کلي را دنبال مي‎کنيم؛ يکي تقويت تفکر ديني مبتني بر ولايت فقيه و ديگري مقابله با هجمه‌اي که نسبت به اين تفکر صورت مي‌پذيرد ولي اين دفاع از ولايت و توسعه تفکر ديني به اين معنا نيست که از قواي مختلف سه‌گانه انتقادي صور‌نگيرد.
    دبير‌کل حزب مؤتلفه با انتقاد از بعضي از شعارهاي روز قدس، اين شعارها را در راستاي نقض حکومت ديني دانست.

    گزارش اختصاصی موج سبز آزادی درباره محمدرضا نقدی:

    از سال‌های آغازین نهضت اصلاح‌طلبی و ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی که سرکوب‌های پی درپی و گسترده توسط نظامیان و لباس‌شخصی‌ها نیز آغاز شد تا به امروز که بار دیگر شاهد سرکوب گسترده هم‌وطنان عزیزمان در جریان وقایع پس از کودتای ۲۲ خرداد بودیم، نام محمدرضا نقدی هم همواره به گوش خورده است. کمتر کسی است که جریانات سرکوب دانشجویان کوی دانشگاه در تیرماه ۷۸، بازداشتگاه‌های غیرقانونی از جمله وصال و کهریزک و نیز بازجویی‌ها و شکنجه‌های غیرقانونی فعالان سیاسی در سال‌های اخیر را که با نام نقدی عجین شده است، نشناسد. در حالی که محمدرضا نقدی پیش از این در دادگاه محکوم شده بود و قاعدتا می بایست در اوین ۳ ماه حبسی که به خاطر تخلفات پی در پی به آن محکوم شده بود را می‌کشید، بی ‌مناسبت ندیدیم حال که به حکم و دستور رهبری به فرماندهی بسیج منصوب شده‌ است، مروری داشته باشیم بر سوابق نه چندان درخشان ایشان در پست‌های قبلی‌. موج سبز آزادی پیش از این نیز از نقش حسین فدایی، احمدرضا رادان، مسعود صدرالاسلام و حسین طائب در سرکوب‌ها و شکنجه‌های اخیر پرده برداشته بود. ظواهر امر حاکی از آن است که هر چه پیش می‏رویم افراد بدنام بیشتری معتمد محسوب شده و ارتقا پیدا می کنند. یکی از این ارتقایافتگان، محمدرضا نقدی است که در این نوشتار به نقش او در سرکوب‌های نظامی سال‌های اخیر تاکنون پرداخته خواهد شد:

    اصلیت غیر ایرانی نقدی و  حضور فعال وی در شاخه بین‌المللی نظامیان ایرانی در خارج از کشور:

    شاید خیلی‌ از خوانندگان موج سبز آزادی هنوز ندانند که محمدرضا نقدی، فرمانده فعلی بسیج، اصلیت ایرانی ندارد و عراقی است. وی در سال ۱۳۳۲ در شهر نجف و در خانواده‌ای روحانی‌ متولد شد و نام پدرش شیخ علی ‌اکبر ثمانی از روحانیون مجاور شهر نجف بود. پدر وی در سال ۱۳۵۸ توسط دولت عراق اخراج شد و به ایران مهاجرت کرد و در شهر نقده در استان آذربایجان غربی سکونت گزید. از آن پس بود که شهرت نقده‌ای و سپس نقدی را برای خود برگزیدند و بعدها نیز پسر دوم این خانواده، محمدرضا نقدی که همزمان با آغاز جنگ در سال ۱۳۵۹ وارد مجلس اعلای عراق شده بود و به عنوان نمانده این مجلس در ارومیه کارش را آغاز کرده بود به همین نام شهرت پیدا کرد. ورود محمدرضا نقدی به نیروهای نظامی برمی‌گردد به اعزام وی به لبنان که در همان سال‌های جنگ صورت گرفت و از آن پس او در بخش نظامی مجلس اعلای عراق در لبنان کارش را ادامه داد.

    بعد از این ورود به بخش نظامی مجلس اعلای عراق و فعالیت‌های نظامی نقدی در لبنان بود که از وی دعوت شد تا به سپاه پاسداران بیاید و کار خود را در کنار عده‌ای دیگر از فرماندهان عراقی آغاز کند که نهایتا به تشکیل یکی از شاخه‌های معروف سپاه در زمان جنگ گردید.  نقدی بعدها معاون اطلاعات و عملیات  لشگر بدر شناخته شد و پس از اینکه حدود سه سال آنجا مشغول به کار بود مجددا به سپاه لبنان منتقل شد.

    وی به دلیل احاطه به زبان عربی در شاخه نظامی ایران در لبنان، یعنی نیروی قدس که وظیفه اصلی‌اش مبارزه با اسرائیل بود نقش کلیدی ایفا می کرد. او همچنین مدت‌ها با نام مستعار «شمس» در ماجرای بوسنی و هرزگوین نیز حضوری فعال داشت و در نقش یکی از فرماندهان نیروهای ایرانی دربوسنی به ایفای نقش پرداخت. در واقع نقدی پس از سال‏های ابتدای جنگ ایران و عراق که در حوزه داخلی فعالیت می‏کرد، راهی صحنه‏های بین‏المللی شد و تا پیش از سال‏های شروع اصلاحات در نقش یکی از سرکردگان نیروهای نظامی ایران در خارج از مرزهای ایفای نقش کرد. اما با اتمام جنگ هشت ساله و پایان درگیری‏های بین‏المللی، نقدی بار دیگر به عرصه نظامی داخل کشور بازگشت.
     
    دور جدید فعالیت‌های نظامی نقدی در داخل ایران:(ادامه دارد)

    پاسخ شما به فراخوان موج سبز آزادی:

    حرف آخر با بازجویان بهزاد نبوی: از بهزاد حلالیت بطلبید!

    فروغ ابتهاج

    مدت‌ها بود تصمیم گرفته بودم خطاب به شما که هنوز بعد از پایمال شدن خون فرزندان این آب و خاک و اسارت صدها نفر از پاکدست‌ترین مردان و زنان این سرزمین همچنان بر حرفه ناشریف خود، بازجویی، مشغول به کارید سخنی ننویسم، اما چه کنم که نتوانستم تن خسته و بی‌جان یکی از شرافتمندترین انسان‌هایی که تا به حال دیده‌ام، بهزاد نبوی را بر تخت بیمارستان ببینم و ساکت بنشینم.


    چشمانم از دیدن این صحنه‌‌ها که شما و بالادستی‌های‌تان برای میهن ما ساختید شرم می‌کنند. از خودم به عنوان یک انسان ایرانی خجالت می‌کشم وقتی فکر می‌کنم، عده‌ای هم‌وطن، هم‌زبان و هم‌کیش من شده‌اند جلادان دین و آزادگی و قربانیان این خشونت بی‌پرده و پست کسانی شده‌اند چون بهزاد نبوی. همین جاست که آدم با خودش گمان می‌کند نکند بازجو از روسیه و لبنان آورده‌اند، چون این‌ها که ربطی به هموطنان من ندارند!

    آقایان بازجو

    حتی دیگر کلمه برادر را هم نمی‌توانم در مورد شما به کار برم، چرا که از حداقلی‌ترین خصوصیات برادری هم محرومید.  به کجا رسیده‌اید که اینچنین دارید از فرزندان انقلاب و امام انتقام می‌گیرید؟ چه کرده‌ است این مرد مومن و شریف با شما و رهبرانتان که چنین کینه‌ای از او به دل گرفته‌اید؟ چه شد که بهزاد نبوی که تا قبل از این از مبارزه‌ها و مجاهدت‌های او در زندان‌های شاه می‌نوشتند، به یکی از چهارنفر سفارشی مقامات عالی‌رتبه برای زندان طویل‌المدت تبدیل شد؟ آیا تاریخ دارد تکرار می‌شود؟ جای زندانی که عوض نشده است، بیم آن داریم جای شاه تغییر کرده باشد که حکم به زندانی شدن طویل‌المدت اشخاصی چون بهزاد نبوی در حال تکرار شدن است. به راستی که به خوبی دارید بر حرف خمینی کبیر (ره) که روزی گفته بود اگر من نباشم بهزاد را از بین خواهند برد، صحه می‌گذارید. او را تا یک قدمی مرگ بدرقه کرده‌اید و هنوز هم دست از این بی‌شرمی بی‌اندازه‌تان نکشیده‌اید.


    دلم می‌‌خواهد نکته‌ای را به یادتان بیاورم که شاید به خاطر حجم سنگین بازجویی‌هایی که امروز درگیرش هستید از خاطرتان پاک شده باشد. ما ایرانی‌ها اصولا چندان به خواندن تاریخ نداریم. اگر هم چیزی به نام تاریخ در مغزمان فرو رفته باشد همان تاریخ تحریف شده کتاب‌های درسی است که در آن نامی‌ از مبارزان نستوهی چون بهزاد نبوی حذف شده است. اما محض اطلاعتان بد نیست خاطرات بهزاد نبوی از زندان‌های شاهنشاهی را ورقی بزنید و آن روزها را با سن و سالتان تطبیق دهید.


    درست روزهایی که مادران ما و شما، بچه‌هایشان را روی پایشان برعکس می‌کردند تا هوای معده‌شان بعد از شیرخوردن دفع شود، بهزاد نبوی در زندان‌های ساواک وارونه از سقف آویزان بود تا از عقاید انقلابی‌اش برگردد. فکر نمی‌کنید کمی بیش از حد کوپنتان ادعای انقلابی‌گری می‌کنید؟ به شما پیشنهاد می‌کنم، یک بار دیگر به همان اتاقی که بهزاد نبوی را در آن بستری کرده‌اند و شما درش را بر روی خلقی نگران و چشم‌انتظار بسته‌اید و نمی‌گذارید حتی به ملاقاتش بروند، پای بگذارید و اگر رویتان شد در چشم‌های خسته پیرمرد یک بار دیگر نگاه کنید. 


    اگر ذره‌ای وجدان و انسانیت در وجودتان مانده و به چیزی به نام خدا و قیامت اعتقاد دارید از او حلالیت بطلبید و تا دیر نشده این لکه ننگ را از پرونده آخرتتان پاک کنید.  در افتادن با کسی چون بهزاد نبوی کم چیزی نیست. ممکن است روز دیگری و در مرحله‌ای از زندگی لازم باشد تاوان سختی بابت این ظلم بی‌پرده تان بپردازید.  هنوز وقت برای توبه کردن مانده است. همین امشب به اتاق نبوی بروید و از او حلالیت بطلبید. مردی که در سلول ساواک نذر کرد اگر زنده بیرون بیاید هفته‌ای یک روز روزه بگیرد، بهزاد ملت ایران که سال‌هاست چهارشنبه‌ها روزه‌دار است، آنقدر دل بزرگی دارد که خیلی زود از این حقارت‌های کوچک درگذرد.

    اخبار دانشگاه‌ها- تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز

    در ادامه اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه های مختلف به سرکوب گسترده دانشگاهیان، دانشجویان دانشگاه آزاد شیراز واحد صدرا نیز دست به یک تجمع اعتراضی زدند
    به گزارش خبرنامه امیرکبیر در تجمعی که دو روز پیش در دانشگاه آزاد شیراز(واحد صدرا)برگزار شد دانشجویان ضمن اعتراض به نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و وضع موجود در جامعه خواستار استعفای دولت کودتا شدند.
     
    دانشجویان با سر دادن شعارهایی چون دانشجو می میرد؛ذلت نمی پذیرد،نصرمن الله و فتح الغریب ننگ بر این دولت مردم فریب،دروغ گو،دروغ گو، اعتراض خود را به وضع موجود کشور وودولت نامشروع کنونی که بدون رای مردم بر سر کار آمده است بیان کردند. در ادامه نیز دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی به تجمع خود پایان دادند.

    زندگی و مبارزه توامان

    مهندس موسوی در بیانیه ۱۳ خود آورده است که «در طول یك قرن گذشته مردم ما دستاوردهای سیاسی-اجتماعی کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.»
    مهندس موسوی، در این بند بیانیه به درستی اشاره می‌کند که ما بایستی مبارزه را نیز همچون زندگی به امری روزمره و دایمی بدل کنیم. بایستی زندگی و مبارزه را به یکدیگر پیوندی ناگسستنی بزنیم.

    در این راستا، موج سبز آزادی بر آن شده است راهی را پیش پای خود و هموطنان بگذارد که بر اساس آن صرف زندگی کردن و نفس کشیدن ما مساوی با کابوس استبدادیان، خودکامگان و خودسران باشد، آن طور که شاملوی بزرگ زمانی گفته بود: «ابلها مردا! عدوی تو نیستم من، انکار توام».

    انتشار آثار فرهنگی-هنری بخشی از این راه است. در روزهای اخیر شاهد تولید قطعات موسیقی، فیلم‌ها و کلیپ‌هایی بودیم که از طریق موج سبز آزادی در اختیار شما قرار گرفت و در حقیقت ساخته دست سبزهای هنرمند بود که آثار ارزشمند خود را به موج سبز آزادی و مردم ایران تقدیم کرده بودند.

    علاوه بر این، از این پس هر ماه، یک کتاب الکترونیک نیز منتشر خواهیم کرد تا راهی گشوده باشیم به سوی بلاموضوع کردن اداره کتاب وزارت ارشاد و دستگاه سانسور و ممیزی آن که گمان می‌کند جلوی سیل خروشان فکر و اندیشه می‌توان سیم خاردار کشید. کتاب‌های سبز موج آزادی هم مباحث نظری و حکومت‌شناسی را شامل می‌شود، هم تاریخ مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی ایرانیان را، و هم آثار ادبی و هنری.

    موج سبز آزادی دست یکایک شما را برای همکاری در هر کدام از این زمینه‌ها می‌فشارد.

     عکس: شادی قدیریان

    در ادامه:

  • درباره جنبش اجتماعی جدید 9 - شبکه اجتماعی چیست؟
  • اخبار دانشگاه‏ها - چهارمین روز اعتراضات دانشجویی در دانشگاه علم و صنعت / گزارش ویدیویی
  • نایب رییس ستاد88 خراسان رضوی آزاد شد
  • راه اندازی وبلاگی برای آزادی علی پیرحسین لو
  • نامه خانواده زندانیان سیاسی کرد به رئیس قوه قضائیه
  • اولین نوشته شیوا نظرآهاری بعد از آزادی: وقتی دستشویی ابزار شکنجه می‌شود
  • اخبار دانشگاه‌ها- بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به مناسبت آغاز سال تحصیلی
  • مرتضی نبوی به ملاقات سعید حجاریان رفت
  • بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌های اهواز به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید
  • فرزندان سیمرغ/ شعر وارده
  • یادمان اسرای جنبش سبز/ نامه‌ای به بهزاد نبوی
  • گزارش تصویری دیدار سیدمحمدخاتمی با سعید حجاریان
  • نوشتار فخرالسادات محتشمی‌پور برای آذر منصوری
  • نامه همسر فیض‌الله عرب‌سرخی درباره رشادت‌های همسرش
  • مسعود پزشکیان: پارازیت‌ها سلامت شهروندان را به خطر انداخته است
  • آزادی محمد قوچانی به تعویق افتاد
  • مسوول شاخه گیلان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آزاد شد
  • عکس روی جلد روزنامه نشنال پست کانادا، در واکنش به تاييد کارخانه غنی سازی
  • موج فشار بر نشریات به شهرستان‏ها رسید / روزنامه "تحليل روز" در استان فارس لغو امتياز شد

     



  • ادامه مطلب...
    ارسال در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط امیر
    قالب وبلاگ