تبليغاتX
کانگ فو توآ سنتی

لحظه‌ها دوران‌سازند

قلمُ‌الحق در ذات و فطرتِ آدم عَلَمِ حق و عدالت است

گذشته و حالِ آدميان، برآيندِ آينده است

نورِ آينده، عَلَمِ حق و عدالت است

 

عَلَمِ حق و عدالت، ثمره ميراثِ طولِ تاريخِ بشريت و حال، لحظه‌ى قيامِ وحدت است

اراده‌ى خداوند بر اين است كه ملت ايران با حق و عدالت سرنوشتِ خود را بدست گيرد كه خودآئى، خداشناسى است

به فرهنگ توانائى ايران‌زمين تا به راهگشائى كيهان زمين

با سلام و شأنِ ادب به يكايكِ ملت ايران

هدفِ عَلَمِ حق و عدالت، حفظ شأن و مقام آدم است.

هدفِ عَلَمِ حق و عدالت، حفظِ هدفهاى انسانى است و جلوگيرى از جنايت عليه بشريت است و تنها راهِ نجات ملت ايران و جهان حقيقت و عدالت است. همكارى با يكايكِ ملت ايران در سويه‌ى وحدت در اين لحظاتِ دوران‌ساز، تعهد به قيامِ وحدت است.

اعلاميه‌ى ذيل حقايقى است تا عدالت به حركت درآيد و اين در مسئوليت و وظيفه و تكليفِ فرد فردِ ايرانيان است كه چگونه اين حقايق را از طريقِ رسانه‌هاى گروهى و يا دست به دست سپردنِ اعلاميه‌ها و يا دهان به دهان به انتشارِ حقايق تا كه ايران و ملت ايران از چنگالِ جنايتكارانِ سازماندهى شده‌ى آخوندهاى شيطان رهائى حاصل نمايد.

هدفِ سازمان عَلَمِ حق و عدالت، اعلام برپائى قيام وحدت با راهبرى آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى و همّت مردم ايران با دستِ وحدت، به همه هموطنانِ ايرانى در سراسر جهان مى‌باشد.

بر همگان آشكار است كه يك گروه اقليتِ ستمگرِ ظالم، لامذهبِ در مذهب با خودكامگى و حرام‌خورى از دسترنج مردم، براى تأمين لذات و نفع مادى خويش، مردم و منابع ايران را به تاراج برده و مردم را در فساد و تباهى و فقر و فلاكت فرو نشانده و هر اعتراضى را با زور اسلحه خفه مى‌كنند. اعضاء سازمان عَلَمِ حق و عدالت‌ با تمام فشارها و زندان و شكنجه‌ها و ضربات مادى و حتى انهدام زندگى كه بر آنان وارد شده با اين رژيم جنايتكار، ۲۸ سال در نبردِ عقلى است و با پخش دستى و اينترنتى ميليونها اعلاميه در بين مردم و كليه‌ى رسانه‌ها و مجامع حق انسانيت و گروههاى مبارز ايرانى در داخل و خارج از ايران و همچنين ديوارنويسى، برقرارى تماسهاى تلفنى، پخش سى‌دى و ديگر روشهاى اطلاع‌رسانى، سعى در افشاى جنايتها و خيانتهاى رژيمِ پليدِ آخوندى داشته و همچنين يگانه راهِ رهائى ايران را انقلاب در انديشه‌ها، يعنى انقلاب فرهنگى را به مردم پيشنهاد نموده است. همراهان سازمانِ عَلَمِ حق و عدالت بدور از امكانات و پشتوانه‌هاى غير، فقط با اتكاء به خداوند و همت والا و توان مالى محدودِ همراهان، زير زور و فشار اعلاميه پخش مى‌كنند. در خصوص فعاليت سازمانِ عَلَمِ حق و عدالت ميتوان از مردم سؤال نمود. مردم خوب ميدانند كه در اين سالها به چه ميزان اعلاميه‌ها را در منازل آنان و محل كارشان و حتى در مسيرِ عبور مردم در كوهها و خيابانها و ميادين شهر و مراكز عمومى بدست ايشان رسانده‌اند.

براى پيشبرد اهداف انسانى سازمان عَلَمِ حق و عدالت همراهان بسيارى در زير فشار قرار گرفته‌اند. مثالاً: آقاى محمد ابراهيمى، كه يكى از اعضاء اين سازمان بوده، بسختى زجر و شكنجه شدند و سپس در يك تئاترِ بيدادگاهى و فرمايشى و نمايشى به مدت ۱۳ سال به زندان محكوم شدند. ايشان بيش از چهار سال است كه در زندان بسر مى‌برند و كنون در زندان اوين محكوميت خود را در سلول انفرادى سپرى مى‌نمايند. و بسيارى از اعضاء سازمان عَلَمِ حق و عدالت مجبور به ترك خانواده شده‌اند تا بتوانند به ادامه‌ى فعاليتِ انسانى خود بپردازند. در يكى از موارد همسرانِ افراد نظامى ساكن در پايگاه يكم شكارى نيروى هوائى در حين پخش اعلاميه‌هاى سازمان عَلَمِ حق و عدالت، توسط دست‌آموزانِ ولايت وقيحِ جنايتكارانِ سازماندهى شده‌ى آخوندهاى شيطان، بازداشت و زندانى شدند. و در طول مدت اسارت، با بى‌احتراميها و تهديدها و شكنجه‌هاى روانى مواجه و موقتاً با وثيقه‌هاى سنگين رها شدند. در پى بازداشتِ اين بانوان مبارز، مزدورانِ حفاظت اطلاعات پايگاه يكم شكارى، به سركوب و ارعاب دهها همراه بانو و همسرانشان كه ساكن پايگاه يادشده مى‌باشند، دست دراز نموده‌ و با احضار آنان و قراردادن در زيرِ بازجوئيهاى طولانى و شكنجه‌هاى روانى، و حتى اخراج از پايگاه يكم شكارى، به آزار آنان پرداختند. همچنين دو تن از اعضاء سازمان عَلَمِ حق و عدالت بنامهاى على مرتضائى و على محجوب كه بعلت تهديدات و زور رژيم شيطانى آخوندى براى ادامه‌ى فعاليت از راه كوه به تركيه رفته بودند، كنون در زندان تركيه بسر مى‌برند.

آخوندهاى ايران از طريق دين و سياست يك شكاف بزرگ در جامعه ايران بوجود آوردند و خود را در اين شكاف قرار داده‌اند و با ايجاد اختلاف بين مردم حاكميت خود را حفظ مى‌كنند و در اين حاكميت و حفظ قدرتِ شيطانى كه ديگر مصرفى ندارد، هر گونه خونريزى و جنايت بر عليه مردم را حق خود ميدانند. اما سؤال اين است: تا كى مى‌تواند اين رژيم دوام داشته باشد؟

متأسفانه در ظاهر اعمال رژيم آخوندها نسبت به ايران ترسِ شديدى در مردم ايجاد نموده و در نتيجه قيام‌هاى پراكنده‌اى كه مردم در گوشه‌ و كنار ايران انجام ميدهند پشتيبانى نمى‌شود و بيشتر اينكه مردم در نااميدى و توطئه سكوت، خود را راضى مى‌نمايند. اصل مهمِ ديگر ضربه‌اى است كه آخوندهاى جنايتكار ايران مخصوصاً به اطمينان و اعتماد مردم زده‌اند و اين ضربه زخم و چرك در روانِ وجودِ مردم باقى گذاشته است و به همين علت به هيچ كس اطمينانى نداشته و در زندگى خود، خود را راضى نموده‌اند. در تمام سطوح جامعه، ضد اين رژيم ستمگرِ لامذهبِ آخوندى مبارزات زيادى مى‌شود ولى نوع اين مبارزه در هر فرد و يا گروه طريق خود را دارد. سالهاست تجربه شد كه نظرات و اختلافاتِ خصوصى چگونه گروه در پسِ گروه را در ظلمات و تاريكى و در فرومايگى بلعيد. با اين وجود همه مردم ايران و جهان ميدانند كه در تاريخ ايران هميشه چنين حاكميت‌هائى بوجود آمده است و ملت ايران زير چنين حكومتهائى نرفتند و تاريخ اين نتيجه را داده است كه ملت ايران هميشه زنده و بيدار هستند. و مبارزه‌ى ملت ايران ادامه دارد. مردم ايران كنون قادرند كه اختلافاتِ خصوصى را حل نموده و خطِ پايانى به پراكندگى و تفرقه و اختلاف‌افكنى بكشند تا با هماهنگى احساسات و عقل، كارمايه و انرژى در راهِ اهدافِ عَلَمِ حق و عدالت كه همانا در زنده و جاويد ساختن فرديت و اصالت بشر مى‌باشد، برقرارِ وجود گردد.

دنيا به سمت يك كشور دموكراتيك ميرود با حفظِ فرهنگ‌ها. در كشور دموكراتيك يعنى كره‌ى زمين حاكميت هر آدم بر آدم ضد دموكراتيك است. بلكه در دموكراتيك با حفظِ نظرات، كار و حفظ از اهم موضوعات است. و در دموكراتيك راه و رسم زندگانى در هنجار وحدت پايه‌ى آينده‌ى آدم است. در دنياى كنون با فروريختن ايدئولوژيهاى فسيلى و قديمى كه مصرف زمانى ندارد، ما نيازمند به يك حركت جديد مى‌باشيم. ملت ايران بايد به آينده فكر كند. ملت ايران بايد خود را در رديف اولين تحولات دنيا قرار دهد. اين هدف ايران بايد باشد.

اين هدفى است كه ملت ايران بايد راهبرى قدرتمند و بدون وابستگى را پيروى نمايند تا مورد معاملات قرار نگيرد يعنى هم سرنوشت خود و هم زندگى خود را حفظ كند. هر هدفِ بزرگ اگر از درون ملت حركت نداشته باشد اثرات آينده‌ى آن مثبت نخواهد بود. هدفِ عَلَمِ حق و عدالت، مى‌بايد كه به قيام وحدت رسد. در قيام ملت يا بايد از خارج پشتيبانى شوند يا شايسته اين است كه يك قيام ملى بوجود آيد كه در اين قيام حتماً يك راهبر دانا و توانا مورد نياز ايرانيان است. در غير اينصورت قيامها، پراكنده و سركوب مى‌شوند. و اگر ملت ايران راهبر قيام نداشته باشند، زمانِ دوام اين رژيم طولانى‌تر مى‌شود ولى شرايط كنونِ اين رژيم اين است كه براى حفظ و حرص قدرت دست و پا مى‌زند و اين دست و پا زدن بعلت اينكه رژيم در باتلاق فرو رفته است، اين باتلاق با فسادهاى اخلاقى، اين رژيمِ شيطانى را در خود مى‌بلعد.

در اينجا لازم است توضيح داده شود:

صحبتِ كنونِ ما اجراى برنامه‌ى‌ عَلَمِ حق و عدالت است كه بنيانگذارِ اين حركت،

يگانه نجات دهنده آقا پروفسور دكتر ابراهيم ميرزايى راهبر مى‌باشند.

هموطنان مى‌توانند با سازمان عَلَمِ حق و عدالت تماس حاصل بفرمايند تا در يك پيوند ملى، جنايتكارانِ سازماندهى شده‌ى آخوندهاى شيطان و دست‌آموزانِ ولايت وقيحِ شيطان را از وطن فرهنگى و وطن خاكى و وطن دينى خود پاكسازى نمائيم. نجات ما حق‌گرائى و عدالت‌خواهى است و حكمتِ خداوند، اهتزازِ عَلَمِ حق و عدالت است كه عَلَمِ حق و عدالت مرز جغرافيائى خاصى را شامل نمى‌شود. دانه‌ى عَلَمِ حق و عدالت در ذات و فطرت ما آدم‌ها است و بايد اين دانه را بيدار و در وحدت مردمى به پايگاه مردمى برسانيم. سازمان عَلَمِ حق و عدالت در تعلق همه انسانها است. فعاليتها و اهداف سازمانِ عَلَمِ حق و عدالت، سياسى نيست و وابستگى به هيچ سياستى ندارد و با نيروى مردمى خود را حفظ مى‌نمايد. و يك حركتى است براى محو آخوندهاى باطل و برپائى حق و عدالت از ايران زمين تا به سراسر جهان. آينده‌ى ايران به استناد از فرهنگ توانائى ايران‌زمين تا به گشايشِ حق و عدالت در كيهان‌زمين هدف ما است. عَلَمِ حق و عدالت، حق آزادى، حق برابرى و مساوات و عدالت‌خواهى اجتماعى و اقتصادى با اشتراكِ فرهنگى است.

ما مى‌خواهيم قربانيان جهل را با هزاران مشكل و از سردى به جوشانى برسانيم. ابتدا دست خود را براى نجات بشريت دراز مى‌كنيم، اين عمل نه از منطق نيازمنديست،‌ بلكه پايگاه انسانى و شرط انسانيت و متكى بر منطق تاريخى از عالمِ پيامبران و دانشمندان متعهد به زمان كه در حال به آن مسئول گشته‌ايم. ما تا حال با تمام نابرابريها و محروميت‌هائى كه بر ما روا شده و حتى در راه آن خون داده، ‌از پا ننشستيم، چون خود را مسئول و متعهد به پرورش نهال‌ها و تا انقلاب فرهنگى همه مشكلات و ناهمواريها را قبول نموده و گروههاى بسيارند كه به چشم و چشمِ عقل ديدند كه همراهان تا پاى جان به راهِ حق و عدالت نشسته و لحظه‌اى گام پس نگذاشته و حتى خم به ابرو نياورده‌اند. آنها دانسته‌اند بين پزشك و بيمار ضمن تخصص يك اعتماد مطرح است. عدمِ اعتمادِ انسان به پزشك يعنى ويران شدن در درد و يا مرگ كه اين ظلمى نابخردانه نه براى پزشك، بلكه سرچشمه از عدم آگاهيهاست.

حال بايد توجه داشت كه رسانه‌هاى گروهى، خبرنگاران، نويسندگان و ... در بالابردن انديشه‌ها و پيدايش دوستيها و همبستگى‌ها بويژه دانش و بيدارى در شناخت انسانها رسالت بزرگى در مسئوليت خود دارند. و بايد از دل ملّت صحبت كنند و نيازهـاى راستين ملى را بگويند. و با امكانات مردم ايران كه به امانت در اختيار آنهاست، از اين تلاش حق پشتيبانى نمايند تا مقام آدم محفوظ بماند و دست بدست هم تنه‌ى پوسيده‌ى رژيم شيطانى انداخته شود و فرهنگ ايران‌زمين را از زوال و نابودى نجات داده و به جايگاه اصلى آن برگردانيم و به تاريخِ خيانت‌ها به مردم ايران پايان دهيم.

تا رسيدن به اهداف والاى انقلاب فرهنگى، حركت سازمان عَلَم ِحق و عدالت ادامه خواهد داشت و هيچگاه در برابر ضربات و حملات آخوندهاى شيطان و عوامل جيره بگير آنها از پاى نخواهيم نشست.

و كنون كه آخرين نفس‌هاى باطل آخوندهاى شيطان است و تئاتر نمايشِ آنها روز به روز نزد مردم بى‌اثر‌تر مى‌شود، سازمان عَلَمِ حق و عدالت دست هميارى و همكارى تمام عزيزانى كه قلبشان به عشق آزادى ايران مى‌تپد، چه در ايران و چه در خارج از ايران را به گرمى مى‌فشارد.

به اين جمله‌ى اصيل پارسى نيز بايد توجه داشته باشيم كه: « نوشدارو قبل از مرگ سهراب»

بارالها همه بندگانِ خود را كه در راه حق و عدالت برقرارند محفوظ بدار

تا با ايمان و عمل صالح در انجامِ شايسته‌ى تكاليف امر سرافراز باشند.

 

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 12 بعد از ظهر |

به نام ياور بر حق

 

اهورامزدا پاك

 

با سلام و خسته نباشيد به همه همرهان عزيز و با تشكر از اينكه به وبلاگ خودتون سر مي زنيد و ما

 

رو از نظرات و اتقادات خود آگاه مي سازيد.

 

 

                   

                                  مصطفي جليل زاده به همراه بابك توسلي

 

                           

                  استاد مصطفي دهقانيان در حال اجراي ريكيما ( تيغه آفتاب ) شمشير توآ

 

معبد انشاء تن و روان

بايد توجه داشت به اين نكته كه آموزش هاي كونگ فوتوآ با آموزشها و نظم و مقررات نظامي آميختگي داشته زيرا در محيطي نظامي بنيان گذاري شده است.بنابر اين معابد كونگ فو توآ از فضا و حريم وديسپلين خاصي بر خوردار بودند براي يادآوري،اداي احترام توآ هنگام ورود و خروج به معبد، بدون لباس رسمي، همراهان اجازه ورود به معبد رانداشتند.در زمان آموزش وظيفه اساتيد و همراهان بر اساس درجه و رده آنان تعريف شده بود و مسائل حاشيه اي ( حركات اضافي-هر گونه بي نظمي و....) قابل قبول نبود..هر معبد داراي محراب و سكوي مخصوص آموزش بود.همچنين در وسط سالن معابد بر روي زمين اوتايمي ترسيم مي شد كه در خصوص آن توضيح داده شده است.كلاس هاس آموزش روبه شمال تشكيل مي گرديد بنا بر اين جهت و زواياي ترسيم اوتايمي و موقعيت محراب و سكو بر اين اساس مشخص مي گرديد .متاسفانه به خاطر محدوديت هاي مكاني و زمان و حساسيت روي كلمه معبد معابد كونگ فو توآ تبديل به كلاس شدند و محراب و سكو به دست فراموشي سپرده شدند و اوتايمي جاي خود را به تاتامي سپرد و هر روز كه ميگذرد پاره اي از پيكره توآ به علت عدم مديريت ثابت و دلسوز جدا مي شود و تنها خاطرات آن باقي

است و لاغير...

مراقبه در آينه

با تنفس هاي صحيح  ( رعايت ضرايب تنفسي ) و آرام بدن خود را هماهنگ كه قبلا آموزش داده شده است كاملا ريلكس مي كنيد و روي زير انداز متناسب خود جلوي آينه اي بنشينيد و تمام نگاه و توجه خود را معطوف چشم سوم خود ( چشم بين دو ابرو چشم سوم خوانده مي شود ) بنماييد همانطور كه موزون تنفس مي كشيد و ريلكس هستيد آنقدر به چشم سوم خود خيره شويد تا اين چشم باز شود و از آن نوري نارنجي رنگ متساعد مي گردد به مرور اين نور شدت مي گيرد و تمام فضاي محيطي را كه در آن نشسته ايد در بر مي گيرد حرارتي را كه از اين نور و چشم سوم به جشم مي خورد كاملا محسوس و اين نور لحظه به لحظه شديدتر مي شود و شما رو در خود غرق مي سازد اينك چشم خود را مي بنديد و همانطور كه در نور گرم نارنجي رنگ غرق شده ايداز دريچه چشم سوم به درون خود سفر مي كنيد اين آغاز مراقبه است

اينك درون خود را مانند ساختماني چند طبقه و تاريك و خالي مي بينيد به طبقه فوقاني وارد مي شويد گردشي در اين ساختمان مي كنيد.در اين طبقه به وقايعي كه چند ماه نا يك سال پيش برايتان اتفاق افتاده برخورد مي كنيد و از يادآوري آنها گويي به همان روزها بازگشته ايد از پله هاي طبقه فوقاني مي آييد و وارد طبقه تحتاني مي شويد دوباره با شما موجي از نور گرما اين طبقه را روشن مي كند در اين طبقه ياد وقايعي كه دو سه سال پيش برايتان رخ داده است بر مي خوريد و باز با ياد آوري آنها گويي به همان سالها باز گشته ايد مدتي در اين طبقه مي مانيد و با خاطرات آن زمان به سر مي بريدو حالا از پله ها به طبقه پايين تر مي آييد و باز با خود موجي از نور و گرما وارد طبقه بعدي ساختمان مي كيند كه با ورود شما فضا كاملا روشن مي شود.در اين طبقه وقايعي كه سالها پيش رخ داده بود بر مي خوريدو آنها رو دوباره تجربه مي كنيد اين خاطرات مي توانند خوش يا تلخ باشند.اهميتي ندارد در اين طبقه مدتي نيز مي مانيد و از يادآوري آن سالها حالت مخصوص به شما دست مي دهداز پله ها دوباره پايين تر مي رويد كه باز با ورود شما فصا گرم و روشن مي شوددر اين طبقه به وقايعي كه چند سال پيش مثلا حتي 10 يا 15 پيش رخ داده رو به رو مي شويد سعي كنيد كه بخشي از آن را به ياد آوريد به همين طرتيب به طبقات مختلف درون خود وارد مي شويد در طبقه بعدي به وقايع جواني يا نوجواني روبه رو مي شويدتامل كنيد و سعي كنيداين وقايع را به طور واضح دوباره به خاطر آورده و مشاهده كنيد.در طبقه بعدي درون خود با وقايع دوران كودكي و خوردسالي خود روبه رو هستيد بسيار امكان دارد هيچ چيزي به خاطرتان نيايد اهميتي ندارد در اين طبقه بمانيدو اگر چيزي به خاطرتان نيامد نا اميد نشويد از پله ها بر گرديدو طبقه طبقه بالا بياييد و از هر طبقه كه بالا مي آيد سري كوتاه به آن طبقه بزنيد و در آخرين مراحل مراقبه يعني به اولين طبقه ساختمان دورون خود بازگشتيد چند لحظه اي بمانيد و سپس چشم ها را باز كنيد اين مراقبه را مي توانيد هفته ها شايد ماه ها انجام دهيد تا هر بار به طبقات بالاتر خود صعود كنيد با وقايع دورتري بر خورد كنيد تا آنجايي كه خاطرات يكي دوسالگي خود را مشاهده كنيد توجه و تعمق در اين مساله كه واقعا از كجا آمده ايد درك و عقل شما را بيش از بيش رو شن تر مي سازد و شما را در قبال مسئوليت خويش آگاه تر مي سازد .

نتيجه:

اين نوع مراقبه به خودشناسي شماكمك شاياني مي كند و روح شما رو پرورش مي دهد. 

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 5 بعد از ظهر |

به نام معبود يكتا

                                        (اهورامزدا)

با سلام و خسته نباشيد به همه دوستان عزيز و همراهان گرامي.اميد وارم تا امروز كه در خدمت شما بوديم و مطالبي از بهر استفاده براي شما همراهان گرامي قرار داديم استفاده لازم را برده باشيد.و اميد وارم در هر مرحله از زندگي كه هستيد سر بلند و موفق باشيد.به اميد آزادي و سربلندي ايران زمين مهد تمدن و فرهنگ كهن و جوانان برومند و آزادي خواه اين مرزو بوم .

 

استاد بابک توسلی رئیس کانون کونگ فو توآ ( آلمان )

استاد فرشاد مالکی

  برادر استاد فقید مرحوم (فریدون مالکی) از شالبند سبزان قدیمی کونگ فو توآ

و در حال حاضر رئیس سبک شوت کیک بوکسینگ ایران

برداشت هايي از فلسفه طريقت دانايي

طريقت دانايي مي رود تا از نگاره هاي جهل را زا انديشه انسان ها بزدايد.همراهان و راهدانان ،آيا ما پيراوان و رهروان طريقت دانايي هستيم؟گفته شده كونگ فو توآ همان طريقت دانايي و فرياد عقل است.اين نياز پيروان طريقت است كه راهي شويم و همراه باشيم تا آهنگ بيداري وجود را لب به يك لبيك گوييم و شناسايي درونگاه و نهانگاه خود شويم با بستن شال به كمر اعلام مي داريم،شال سفيد علامت بي تجربگي و نا تواني جان ماست و شال سرخ علامت خون انسان هاست كه به كمر ماست و همت ماست و چنين قدرتي هرگز تجاوزگر نمي شود.

از ره غفلت به گدايي رسي

                                            گر به خود آيي به خدايي رسي

به خودا همان تو است.كونگ فو توآ بر اساس دانشكده تدريس مي شود نام آن دانشكده دانشكده انشاء تن و روان است.مبني بر اصولي از معناست و معناي اول اين است كه در آغاز به كونگ فو كار همراه گفته مي شود و نام بزرگ همراه معناي اول و نشانه عظمت اين راه و فلسفه طريقت است و بعد راهي شدن در طريقت دانايي همراه مرتبه اول طريقت است و تربيت همراه شدن را آموختيم و شناخت كامل پيدا كرديم و راه دوران همراهي را سپري كرديم.هفت خط كونگ فو توآ را بر اساس دانشكده انشاء تن و روان كه 1۷909 تكنيك ،تركيب و عكس العمل سازي است به پايان رسانديم.به مرحله شالبند سبز ارتقاء مي يابيم و چون قبلا همراه بوديم و دوران همراهي را طي نموديم به درجه راهداني شالبند سبز ارتقاء مي يابيمو مواظب راه طريقت دانايي مي شويم.كسي كه به اين مرحله مي رسد دانا و دانشمند است و توانايي از نظر قدرت تن و روان در او جايست و تنها نشانه او شال سبز اوست كه به كمر مي بندد و اعلام مي دارد من روئيده ام و سبز شده ام و مي خواهم به مي دانه برسم و هر چه در عالم هست بدانم و مي خواهم هيچ گونه رازي نماند كه ندانم.در اين طرقت گفته مي شود كيست انسان و مي خواهم در آغاز شناساي آخر باشم و

در پايان همراه آغازي بي پايان و پاياني بي آغاز.

كونگ فو توآ كجايي؟آيا تو نيازمند همراهي يا همراهان طريقت دانايي نيازمند تواند؟بدون همراه تنهايي؟همراه بدون تو كيست؟يك همراه طريقت دانايي با پوشيدن لباس سياه خود عزاي خود را اعلام مي دارد.اعلام مي دارد كه نادان نباشد.انتخاب راه او طريقت دانايي است .در زمان نبرد مي كند تا به بي زمان دست يابد كه بي زمان ذات خداست.

يك تا مي شود تا لا ست.لا اله الا الله همين است.و كنون شما همراه طريقت دانايي اسلحه ايمان بر دست گيريد كه اسلحه روزگار سرد است.بياييد با يك رنگ لباس سياه اطاعت امر(اهورامزدا)يكتاي احد واحد را را انجام و امر به ادم ناتمام را به پايان برسانيم.چون كشتي شكستگاني هستيم ، چون ساحل مرادي را نمي بينيم دست دراز مي كنيم بدون اينكه اگاه باشيم آن ناخدا است كه ما را به ساحل مراد مي دانايي برد.

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 12 بعد از ظهر |