تبليغاتX
کانگ فو توآ سنتی

                            به نام اهورا مزدا ( خداي يكتا )

 

      

                                                           نمای از پاسارگاد

 

با سلامي دوباره به همه دوستان و ياران گرامي.

طبق خبري موسخي كه به دست من رسيده سبك با اقتدار كونگ فو توآ سنتي كه زمزمه هاي منحل شدن آن به گوش مي رسيد همچنان بر فعاليت خود مقتدرانه ادامه مي دهد و مدارك اين سبك به تاييد وزارت اطالاعات و سازمان هاي زيربط رسيده و هم اكنون مدارك تاييد شده در سازمان مربوطه قرار دارد و مراحل پاياني خود را پشت سر مي گذارد و در پايان مدت زمان كوتاهي و در آينده اي نزديك توآ سنتي بدون هيچ مشكل ، حرف و نقلي كار خود را با رياست استاد مصطفي دهقانيان ادامه خواهد داد.

با نام ( كونگ فو توآ سنتي )

و سي دي دوم آموزشي كونك فو توآ سنتي كه سي دي اول آن كه شامل 10 خط كونگ فو سنتي بوده و تقريبا دو سال پيش به بازار ارزه شد، سي دي دوم آن مراحل پاياني خود را در حال طي كردن مي باشد و در سال آينده 1388 به بازار ارزه مي گردد.

اما خبر دوم حكايت از شيطنت هاي فدراسيون كونگ فو دارد كه اين سازمان در حال تثويب برنامه اي

مي باشند كه بر اثاث آن خط 1 كونگ فو به شالبند سبز خط 2 به شالبند قهوه اي و خط 3 به شالبند مشكي تغيير مي يابد و فعلا در اين بحث قرار گرفه اند كه خط 3 يا خط 4 را به عنوان دان 1 معرفي كرده و و بقيه خطوط را به عنوان دان هاي بعدي معرفي كنند.

همراه عزيز من از خود پرسيدم تو از خود بپرس به راستي كونگ فو توآ چنين بوده است؟؟؟

جاي تعجبي نيست كه ايراني ها اين كار ها رو انجام مي دهند چون هر وقت گنجينه اي بزرگ و اصيل در از فرد بزرگي در اختيارشان قرار مي گيرد و به هر دليل دست شخص از گنجينه خود كوتاه است سريع آن را تغيير مي دهند و به نام خود ثبت مي كننديا در حفظ آن اصالتها خود را در سختي قرار نمي دهند نقل همين گنجينه اي كه رو به نابوده بردند كونگ فوتوآ و  يا اصالت ايران زمين  همانند تختجمشيد يا براگاه

كوروش كبير.و اين رو براي خود افتخار مي دانند و اين براي ما جاي بس تاسف دارد؟

و تو اي همراه بدان كه:

اقتدار آدمي در آن است كه از نيستي هستي را تشكيل دهد نه از هستي هستاي ديگري را آيا چنين نيست؟؟

و در پايان بايد گفت:  

كونگ فو توآ سنتي همچنان بر فعاليت خود ادامه مي دهد و ما هم خواستار ادامه اين راه هستيم و لاغير..

 (  مطالب كه ناخواسته مجبور به بيان شدم )      

.نمي خواستم اين قسمت را اضافه كنم ولي ديدم بعضي مسائل ايجاب مي كند كه اضافه كنم: دوستي با نام هفت خط توآ  كه بيان داشتند كت قرمز هستند و مربي مي باشند و هيچ آدرس از خود بيان نكرده اند  جز اينكه كت قرمز هستند ما رو منافق خطاب كردند چرا؟ چون بايد گفت اگر نگرش به سنت ايران زمين ديدي بر سلسه هخامنشي و تخت جمشيد كه تنها آوازه تمدن ايران است ديدي بر گفتار زرتشت پيامبر و گذشته با شكوهي كه امروزه از سراسر دنيا براي ديدنش به ايران مي آيند و بيان آن و حفظ اين تمدن و آيين باشكوه ما رو منافق معرفي مي كند من نوعي راضي هستم و شما مي توانيد از خواندن اين مطالب خودداري كنيد و آيا اينكه ما با بيان اين مطالب با دل مردم و مذهبشان بازي مي كنيم اين را عاقلان بهتر دانند و بهتر است بدانيد كه كونگ فو توآ اصالت خود را از همين تمدن با شكوه دارد و اينكه ايران قبل از اسلام داراي تمدن با شكوه و پرآوازه خود بوده و در آن زمان اعراب وحشي و .....و هنوزم وحشي هستند.پس من به عنوان يك ايراني بر خود مي بالم كه چنين تمدن با شكوهي چون سلسله هخامنشي ( تخت جمشيد ) و پيامبري بزرگ چون ( اشو زرتشت ) را داشتم .اسلام هم جاي خودش.و ما هم داشتن

كت قرمز را به اين دوستمان تبريك مي گيم و اميدواريم به مراحل بالاتري برسند.

 

      

                        يته توران ما ( پرواز انديشه ها ) استاد مصطفي دهقانيان

 

سلاح ساي در كونگ فو توآ سنتي

 

در مورد اسلحه ساي و چگونگي پيدايش آن و تكامل آن تاريخ و نكات دقيق در دست نيست ولي انچه مسلم مي باشد اينكه ساي يك اسلحه ابتكاري و تكامل يافته براي رفع هر گونه حمله با سلاحهاي سرد از قبيل شمشير ، چوب ، كارد و غيره مي باشد.بطوريكه شخص پس از گذراندن دوره هاي مختلف ساي و تسلط بر تمام تكنيكهاي آن قادر خواهد بود به تنهايي در مقابل چندين نفر مسلح به انواع سلاح هاي سرد

 مقاومت كرده و آنها را درهم بكوبد.

ساي داراي تكنيك ها و محورهاي بسيار ظريف مي باشد كه انجام آنها جز از طريق تمركز شديد فكر و بكار بستن انديشه و ابتكار ميسر نيست.

ساي در كونگ فو به عنوان يكي از سلاح هايي كه قدرت كاربردشان حد و مرزي ندارد از اهميت ويژه اي بر خوردار مي باشدبطوريكه يكي از شرايط گذرانيدن دوره آموزشي ساي تسلط كامل بر تكنيك هاي

پنجه هاي مرگ ( وايماباتو ) خط هفت و آخرين خط از شالبند سفيد به سبز مي باشد.و اين بدان معني است كه براي دريافت و درك كامل تكنيك هاي ساي بايد پنجه هاي بسيار قوي و ورزيده را دارا بود.چرا كه تمامي حركات ساي بر محور 5 انگشتان دست چرخيده و اگر در پنجه ها ضعفي يافت شود شخص قادر به انجام كامل تكنيك هاي ساي نخواهد بود  و در اين رشته هيچ گونه پيشرفتي نخواهد داشت تذكر اين نكته لازم است كه شخص ساي كار كه دوره كامل ساي را گذرانيده است مي توانيم به جرات بگوييم كه بي نياز از هر گونه سلاح مي تواند با ساي با راحتي خيال در مقابل تهاجم با اسلحه سرد از خود دفاع

كند.

 

خوشا آنان كي پي بردند بر اسباب و علتها

                              به زير پي بفرستادند زحمت ها و وحشت ها

                                                          برون جستند از اين دوزخ آز و رذيلتها

 

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 6 بعد از ظهر |

به نام اوكه سرآغاز انديشه است

 

 

 

با سلام و خسته نباشيد به همه دوستان و همراهان عزيز.

 در ابتدا به توصيف جزئي آرم اهورامزدا مي پردازيم و بعد به ادامه مطالب.

اهورامزدا:همانطور كه مي دانيد اين آرم از يك پير مرد كه دستهاي روبه آسمان دارد و دو بال بر افراشته تشكيل شده كه هر قسمت از آن حكايتي دارد شامل:                                      

                                                ( اهورامزدا )

دستهاي برافراشته اين پير مرد نشانه نيايش به درگاه اهورامزدا دارد و:.

حلقه در دست اين پيرمرد نشانه پيمان با خداوند يكتا مي باشد.

بالهاي بر افراشته آن نشان از كردار نيك ،گفتار نيك و اخلاق نيك دارد و :

دايره ميان نگاره نشانه بي پيان بودن روزگار و باز گشت اعمال به سوي آدمي مي باشد.

دامن سه لايه و چين خورده آن نشان از بد انديشي وبد گفتاري و بد كرداري دارد....

اين توصيف جزئي بود از آرم اهورا كه اميد واريم كم و بيش مورد استفاده قرار بگيرد.

 

و در آخر از تمام دوستاني كه به اين وبلاگ سر مي زنند و به هر حال با نظرها و انتقادات خودشون ما رو همراهي مي كنند صميمانه سپاسگذاريم و اميد واريم  اين راه خطير را با كمك شما دوستان پشت سر بگذاريم و خود را براي آينده اي كه از آن خبر نداريم آماده كنيم. به اميد آزادي جوانان برومند و سرزمين ايران.

  

        

                          راهبر شالبنند سرخ پورفسور ابرهیم میرزایی

                  مراقبه

راحت‌، ولي با كمري صاف بنشينيد، تمام سنگيني و وزن بدنتان را روي صندلي يا كوسن احساس كنيد كه رويش نشسته‌ايد و روي آن خودتان را شل كنيد و راحت باشيد. مجسم كنيد كه از طريق نافتان‌، هوا را به داخل مي‌دهيد و خارج مي‌كنيد و نفس مي‌كشيد، چند نفس عميق بكشيد تا آرام بگيريد. تمام توجه و احساس‌تان را روي نقطه انتهاي ستون فقرات‌تان متمركز نماييد، آن را به عنوان نقطه‌اي از انرژي در ذهن تان مجسم كنيد. متوجه باشيد كه در آنجا چه احساساتي را تجربه مي‌كنيد:

1 - توجه و حواستان را روي فرق سرتان متمركز نماييد، مجسم كنيد كه يك نقطه انرژي آنجا وجود دارد. توجه كنيد كه چه احساساتي را در آنجا تجربه مي‌كنيد. اين دو خط را احساس كنيد كه با خطي از نور درون بدن نزديك ستون فقرات‌تان به هم متصل شده‌اند. بگذاريد انرژي آزادانه بين اين دو نقطه حركت كند.

 2 - بعد، توجه و حواستان را در نقطه‌اي متعادل و تراز به موازات اين خط در عمق وجودتان‌، در مركز و

هسته جسم و وجودتان به استراحت در آوريد.
3 - در ذهن‌تان مجسم كنيد كه از اين مركز وجودي‌تان‌، خطي از نور به سمت پايين بدنتان يعني پاهايتان گسترش پيدا مي‌كند، انگشتان پايتان را شل مي‌كند و درون زمين غرق مي‌شود و فرو مي‌رود. نفس عميقي به بيرون دهيد، بگذاريد همه خستگي‌، تنش و فشارها از اين خط داخل زمين فرو روند.

                         

 4 - در حالي كه نفس به داخل مي‌دهيد، در ذهن‌تان مجسم كنيد كه انرژي تازه و دگرگون شده زمين را از طريق كف پاهايتان به داخل جسمتان مي‌كشيد. بگذاريد آن انرژي تمام جسم‌تان را پر كند، از نوك پا تا فرق سرتان را، و احساسي از مورد حمايت و در آغوش گرفته شدن از طريق استواري و صلابت زمين برايتان را به ارمغان بياورد. توجه و حواستان را به كانون و مركز وجودتان معطوف كنيد و نفس‌هاي عميق بكشيد. در ذهن تان خطي از نور را مجسم كنيد كه از فرق سرتان بلند مي‌شود و درون آسمان آبي صاف‌، به قعر بهشت مي‌رود. هواي تازه را با تمام وجود استنشاق كنيد.
5 - بگذاريد درخشش‌، تلألؤ، برق‌، نور، شفافيت و صافي آسمان و ملكوت روي خط نور بتابد و پخش شود و كل بدنتان را پر كند. از عمق وجودتان نفس بكشيد و انرژي ناشي از زمين و آسمان را احساس كنيد كه درهم درآميخته‌اند.

 از اين نقطه به بعد، بگذاريد توجه و حواستان روي ورود و خروج هوا به جسم تان (نحوه نفس كشيدنتان‌) با استفاده از روش‌هاي تمركزي ذكر شده در بالا متمركز باشد

اين آخرين مطالب در اختيار در ارتباط با چاكراها و هيپنوتيزم و .... بود كه در اختيار شما دوستان قرار داديمو اميد وارم مورد استفاده همه همراهان و دوستان عزيز قرار بگيرد و اگر باز مطالب جديدي ا در اين باب فراهم كرديم در اختيارتان قرار مي دهيم.به اميد موفقیت

                                                                                         پايان..........

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 10 قبل از ظهر |

به نام او كه پيكره هستي را چيد

به نام اهورامزدا (خدايكتا)

 

 

با سلام و درود بي پايان به همه همراهان و كساني كه همواره ياري دهنده ما بوده اند و هستند و از اينكه با نظرات خودشون ما رو ياري مي كنند سپاس گذاريم.در جواب يكي از دوستان كه گفته بودند ما مذهب و دين واعتقاد مردم بازي نكنيد بايد گفت: اگر گذشته ايراني كه در آن زندگي ميكنيد را بخوانيد خواهيد در يافت كه ايران و نژاد ايراني در آن زمان ( كوروش كبير ) چه بوده و امروزه چه مي باشد و خواهيد دانست كه فرهنگ ايران زمين در آن روز چه آوازه اي داشته است و اگر هر مليت و قوم براي خود پيامبري داشته و دين خاص، قوم و مليت ايران نيز داراي پيامبر و دين پرشكوه خود بوده است دين زرتشت و به پيامبري ( اشوزرتشت) واگر بخوانيد آگاه خواهيد شد كه كورش كبير يكي از پيامبران بزرگ بوده است كه در قرآن نيز از آن ياد شده.حال بايد اين عظمت را دريافت و بر خود باليد كه چه تمدني داشتيم و امروزتاسفب خوريم كه ايران با چه عظمت در نقشه دنيا تبديل به يك گربه شده تمدني به آن با شكوهي كه به فراموشي سپرده شده.ما قصدمان بر آن نيست كه با اعتقاد كسي بازي كنيم ولي بد نيست تمدن و فرهنگ اصيل خود

را هميشه به ياد داشته باشيم.كه جزئي از وجود ايران زمين و نژاد برتر آريايي مي باشد

 

 

 

از كونگ فو چه مي دانيد؟

كونگ فو به معناي طريقت دانايي مي باشد و فكر نمي كنم كه احتياج به توضيح داشته باشدكه طريقت دانايي  احتياج به اينكه متعلق به كشور يا مكتبي خاص باشد ندارد.بلكه منشا آن يك منشاء انساني است زيرا هيچ انديشمندي يا هيچ مكتبي در جهان نمي تواند ادعا كند كه راه او راهي است كه به دانايي ختم مي شود.بلكه كونگ فو طريقتي است كه در آن بايد به دنبال دانايي بود نه اينكه طبق يك سري فرمولهاي كلاسه شده دانايي را در اختيار افراد قرار داد پس به اين طرتيب جنبه تكاملي آن آشكار مي شود.يعني مكتبي كه در جريان زمان بايد تكامل بپذيرد و كامل گردد.پس براي ما مهم نيست كه براي اولين بار چه كسي و در كجا كونگ فو را به وجود آورد يا مثلا حركات آن از حيوانات گرفته شده است بلكه مهم دانشي است كه بر اثر مرور زمان و طي كردن سير تكاملي آن در اين مقطع زمان به دست ما رسيده است و باز هم با كمك گرفتن از علم و دانش به سير تكاملي خود ادامه مي دهد زيرا منشاء آن انساني است و به مليت و قوم خاصي بستگي ندارد.بلكه طريقتي است كه به ما مي آموزد و ميگويد كه بايد از علم و حقيقت كمك گرفت تا به دانايي رسيد و هدفش هدفي است بس بزرگ هدف اين طريقت به دانايي رساندن انسان به وسيله ارتقاء و طرق صحيح ارتقاء جسم و روح آدمي است به طرف كمال با ادعاي اينكه علم مربوط به اين ارتقاء را در خود دارد علمي كه از بدو پيدايش اين مكتب  تا كنون به كمك دانشهاي زمانه نظير فلسفه ، رياضيات ، فيزيك و شيمي و پزشكي روبه تكامل نهاده و هم اكنون نيز مسير تكاملي خود را طي مي كند پس مكتبي است به دور از تعصب و عامل ديگاماتيك كه در اكثر مكاتب به چشم مي خورد .در كونگ فو شخص وجود ندارد بلكه انسان و ذات انساني است كه اهميت پيدا مي كند پس نمي گويد چون فلان انديشمند هند اين مكتب را پايه و بنيان گذاشت سخنان و ي حجت بوده و تغيير ناپذير است.اين مكتب طريقتي است كه دانايي را پيشنهاد ميكند با تجاربي كه در اثر هزاران سال بدست آمده نه اينكه بگويد دانايي يعني اين و لاغير.و تفاوت است ميان اين دو مفهوم پس ديگر بحث و يا جدال در مورد اينكه ريشه اش شرقي است يا غربي و باني ان مثلا بودايي است يا مسلمان بي معني و خنده دار به نظر مي رسد ولي مي بينيم كه اشخاص بي آنكه معناي آن را در نظر بگيرند ادعا مي كنند كه مثلا كونگ فو ريشه بودايي دارد يا ريشه ثنويت و يا.....براي روشن شدن اين مطلب با توجه به مطالب بالا مي پردازيم به كونگ فو يي كه در زمان حاضر در ايران تدريس مي شود و جواب سوالات و ايرادات فوق : در كلاسهاي درسي و در صحبتهايئ كه هنگام آن با دانشجويان اين مكتب مي كنيم صحبت از ذني ديناميك و پويا صحبت از تحرك و مبارزه در زندگي ،صحبت از ارتقاء جسم به عنوان پاگاه تفكر و در كنارش ارتقا، روح مي كنيم.ولي وقتي مي خواهند ما رو نفي كنند شروع به بديهه پردازي در مورد ذن بودائيسم مي كنند و اينكه ذن بودائيسم به ركود و خمودگي و تن پروري مي انجامد و از حركت و مبارزه در آن خبري نيست و انسان را موجودي بي مصرف مي نمايد حال به عنوان يك انسان بي طرف قضاوت نماييد كه تا چه حد موضوعي به اين روشني و آشكار باعث مي شود كه اين سوال را حتي بعضي از همراهان ما هم مطرح مي كنند مسئله دوم آنكه ما هرگز به ثنويت معتقد نيستيم و هيچگاه در هيچكدام از تعليم ذن يا نوشته هاي خود ثنويت را تبليغ نكرده ايم .ثنويت به معناي باور و اعتقاد به دو قدرت برتر و مستقل ، نيك و بد و جنگ دائمي اين دو براي تصاحب قدرت و برتري كامل بر جهان اعتقاد به وجود خدا ( اهورامزدا ) و شيطان ( اهريمن )، ولي باز هم واژه ها نقش پليد خود را بر ما آشكار مي كنندوگر نه اينكه در كتابهاي آسماني پيامبران توحيدي بوجود خدا و شيبطان اشاره شده و هر دو را مورد قبول قرار داده پس چرا آن مكتبها را توحيدي و اعتقاد به اين دو را ثنويت و شرك مي دانند جوابش بسيار ساده است تضاد وجود دارد و هيچكس نمي تواند منكر آن شود ولي حتي طرز اعتقاد به تضاد مي تواند شخصي را متهم به ثنويت يا ديگري را معنقد به توحيدي معرفي كند اما اعتقاد ما اين است :

 ما انسان را از خدا خدا نمي دانيم و خودشناسي را سر آغاز خدا شناسي و قبل از خدا شناسي مي دانيم چنانچه اسلام اين مطلب را تصريح كرده و خود شناسي را سر آغاز خداشناسي دانسته است ما خود را از خدا جدا نمي دانيم خدا را در وجود خود و در طبيعت و در تمام مظاهر او مي جوئيم اگر كسي اعتقاد داشته باشدكه اين نكته وجود دارد و خدا از انسان جدانيست ، پس مسلما ثابت نموده است كه مشرك و ثنوي كيست و ما با او هيچ بحثي نداريم.

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12 بعد از ظهر |