به نام او که هستای هستی بخش است
زندگانی خون سرخ می خواهد فخر و اقبال رایگانی نیست

استادمصطفی دهقانیان(کونگ فو توآسنتی)
هر كس بد ما به خلق گويد ما ديده به بد نمي خراشيم، ما نيكي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم .
با سلام و خسته نباشید خدمت همه همراهان راستین کونگ فوتوآ.
از اینکه به وبلاگ خودتون سر میزنید مایه افتخار ماهست و از نظرات شما هم که ما رو یاری
می کنه درادامه راه ممنونیم.یه خبری هم به کونگ فو کاران اصفهان بدم که یکی از سبکهای که
فاقد ارزش علمی بود با نام(فول کونگ فو ) منهل گشت و ما امید واریم تمامی سبکهای که به نوعی
با نام کونگ فو و غیر علمی هستند منحل شده و ما شاهد رشد و قدرتی دوباره در سبک
(کونگ فو توآ) باشیم .به امید آن که دستان پرتوتان همراهان به این امر خطیر یاری رسانند..
ادامه اسرار درون ( شماره ۴)
کارما
كارما در جهان فيزيكي و بر طبق قوانين فيزيكي ، زماني كه به يك شي نيرويي وارد مي شود آن شي نيز نيرويي جبراني از خود نشان مي دهد كه اين قانون ،قانون عمل مساوي با عكس العمل است.
در جهان هاي معنوي نيز هر عملي كه از جانب يك آگاهي و با اراده انجام شود ،نيرويي ايجاد ميكند كه اين نيرو سبب ايجاد تغييراتي خاص ميشود . همه موجودات انساني در تمام مدت حيات خود حتي در وضعيت خواب نيز اين نيرو را از خود بروز ميدهند و تغييرات مختلفي را در جهان بي نام و نشان ايجاد ميكنند به اين نيرو - كــارمــا - ميگويند .كارما ميتواند به دو صورت كلي باشد : كارماي مثبت كه در شريعت به آن ثواب و كارماي منفي كه به آن گناه مي گويند .اما در طريقت ، هر عملي كه عدم دهارما را سبب شود و قانون شش زوآس را نقض كند كارماي منفي توليد مي كند و همسو شدن با جريانات معنوي و نشر جريانات مثبت ، كارماي ثبت توليد ميكند .تمام اديان و مكاتب به اتفاق معتقد هستند كه هيچكدام از اعمال ما بدون پاسخ نمي ماند . از نظر قوانين معنوي بازگشت كارما حتمي بوده و فقط به سمت همان شخص باز مي گردد.كارما ، در واقع وامي است كه يك آگاهي دريافت ميكند و مي بايست باز پرداخته شود ، بازپرداخت اين وام كه به آن وام كارميك ميگويند هرقدر طولاني تر شود ميزان بازپرداخت آن بيشتر خواهد شد.
قانون كارما در تمام سه جهان : فيزيكي ، اثيري و علي لازم الاجراست ، به صورت كلي كارما سه شكل دارد:
- كارماي روزانه- كارماي ذخيره - كارماي تقديري
تله پاتي
براي برقراري ارتباط با جهانهاي بالاتر مي بايست فن تله پاتي را دوباره به ياد بياوريم ، اين قدرتي است كه در عصر طلايي بسيار عادي مورد استفاده قرار ميگرفته و عبارتست از رسانيدن ارادي پيغام ها از يك مغز به مغز ديگر با استفاده از امواج مغزي. در تله پاتي مقدماتي ميبايست تله پات كننده و گيرنده پيام در ساعت و روز مشخصي از قبل به توافق برسند در غير اين صورت دچار بار كارميك شده و موقتا اين توانايي از آنها گرفته ميشود.تكنيك اجرا:در يك اتاق نيمه تاريك كه با نور يك شمع از پشت سر روشن شده ، در وضعيت مراقبه بنشينيد.مراقبه كرده و ايجاد فركانس كنيد . در چشم سوم خود تمركز كرده و تصوير مورد نظر را ارسال كنيد و يا اينكه توجه كنيد كه چه تصوير و يا احساسي درونتان شكل ميگيرد . اگر شخص مورد نظر را مدتها نديده ايد ،قبل از مراقبه عكس اورا مدتي نگاه كنيد ، داشتن احساسي خوب بين فرستنده و گيرنده باعث هارموني ميشود ، فاصله و بعد مكان اهميتي ندارد ولي در شروع كار بهتر است فاصله كوتاهي را انتخاب كنيد ، اگر شيء كه مدتي نزد مخاطب بوده را در اختيار داشته باشيد ، در لحظه تله پاتي نتيجه بهتري خواهد داد.
عناصر وجود
نگهداري فركانس درحداستقرار آگاهي در كالبد فيزيكي توسط پنج عنصر در پنج چاكرا صورت ميگيرد .
هر عنصر اعمال ويژه خود را دارد ، براي رها شدن از موانع احتمالي ايجاد شده و تعادل بين كالبد اثيري (اختري يا انرژيايي)و كالبد فيزيكي مي بايست تونل چاكرا با استفاده از مراقبه هاي خاصي بر تك تك عناصر باز شود . همه ما مي دانيم كه وقتي قادر باشيم ، كالبد رويا يي مان را بسازيم ، با تمرين انتقال آگاهي بطور متناوب مابين آن و كالبد فيزيكي خواهيم توانست دو تجربه در آن واحد را داشته باشيم . اما شرط لازم آن مطمئنا خلق كالبد رويايي است كه يا بايد از طريق جابجايي هاي متعدد پيوندگاه ، كنترل خواب يا اصطلاحا روش يادگيري رويا و استفاده از آن در ساخت دوباره خود در آن فضاي جديد انجام پذيرد و يا با استفاده از همين چاكراها نيز ممكن است و حدودا زماني مابين شش ماه تا يك سال را خواهد گرفت(استفاده از چاكرا) ، عمده ترين مسئله و تجربه دريافتي در اين روش ها اين است كه احساس ادراكات دوگانه سبب مي شود كه ذهن در پردازش دو تجربه كه شرايط مكاني يكساني نداشته و از نظرفاز زماني هم شيفت پيش يا پس فازي داشته ، عاجز شود و به سمت خاموشي سير كند و دست از تفسير و حذف و اضافه كردن يك تجربه عملي بردارد.
شروع ادراكات دوگانه و يا دو نيمه كردن آگاهي روشهاي خلاقانه زيادي را به دنبال خواهد داشت ( دو نيمه كردن آگاهي با هر نيمه كامل شده)...اين بحث بماند براي بعد.
هر عنصر داراي ويژگيهاي خاصي است و مي بايست براي مرحله انتقال آگاهي تا حدي بر اين عناصر فائق آييم ، پس هر عنصر مراقبه اي خاص دارد كه بايد به ترتيب و به صورت عملي بر آن تمرين شود توصيه مي شود قبل از مسلط شدن بر عنصر پايين تر به هيچ طريق مراقبه بر عنصر بعدي را شروع نكنيد.
چاكراي اول :نام : مولادهارامحل تسلط: ازشست پا تا زانوچاكراي دوم :نام : سواد هيستانامحل تسلط: از زانو تا ناف چاكراي سوم : نام : ماني پــورامحل تسلط: از ناف تا گودي گلو چاكراي چهار: نام : آناهاتامحل تسلط: از گودي گلو تا چشم سوم چاكراي پنجم :نام : وي شود هي محل تسلط : از چشم سوم تا بيست الي سي سانت بالاي فرق سر .
نفسانيات
فيزيكي براي تجربيات آگاهي ها ، درون هر واحد آگاهي پنج نفس قرار داده شده است .
پايان تجربيات جهان فيزيكي ، توانايي به تعادل رسانيدن اين پنج نفس ميباشد ، بياد داشته باشيم كه به هيچ ترتيب تا زماني كه در كالبد فيزيكي هستيم نميتوانيم هيچ يك از اين نفسانيات را نابود كنيم و هدف صرفا به تعادل رسانيدن آنها به عنوان ابزار تجربه ميباشد .اين نفسانيات عبارتند از : طــمــع - خــشــم – شـــهــوت - مـنـٌيـت - وابــسـتـگـي طَمع : در يك كلام عبارتست از زياده خواهي كه به نفس چيتا و ماناس تعلق دارد
راه مقابله با طمع اين است كه مقدار احتياج واقعي را با قضاوت صحيح بدست آوريم و بيش از آن را نخواهيم .
خَــشــم : در ارتباط مستقيم با ركن آهنكارا و يا شخصيت فرد ميباشد ، شخصيتي كه حاصل دست ديگران است و دروني و اصيل نيست ، در اثر قضاوت ديگران نسبت به شخصيت فرد و يا هر گونه احساس خطر در مورد اين شخصيت ساختگي ، نفس خشم فعال ميشود .راه به تعادل رسانيدن خشم ، اين است كه در درون خود ، وجود واقعي مان را بشناسيم و اعتماد به نفس دروني داشته باشيم .
شــهــوت : عبارتست از زياده خواهي و تكرار لذت صرفاٌ ذهني و در ارتباط مستقيم با چيتا عمل ميكند . راه مقابله با آن ، ايجاد وقفه است كه به اين ترتيب عنصر چيتا نمي تواند كنترل ما را بدست بگيرد . - مــنـيـت : از تمام مكانيزمهاي مختلف ذهني استفاده ميكند و همه چيز را براي خودش ميخواهد ، منيت ، يعني اينكه من از ديگران برتر هستم و به همين خاطر ميبايست از امكانات بالاتري نيز برخوردار باشم ، انسان طمع دار، براي زياده خواهي خودش در اثر برخورد به شخصيتش خشمگين ميشود و از طرفي لذت ذهني را براي خودش و به تنهايي ميطلبد ، پس دچار منيت ميشود .
راه مقابله با منيت ،اين است كه به اين بيانديشيم : همه ما از يك آگاهي بزرگ جداشده ايم و همگي در آن سهيم و يكي هستيم ، پس هركس داراي سهمي است كه خداوند در اختيارش قرار داده ، تو نيز با تمام آگاهي هاي ديگر يكسان هستي ، صرفنظر از موقعيتهاي مختلفي كه در اين جهان داري.
5 – وابستگي
وابستگي ، نفسي بسيار قويست ، و عبارت است از اينكه يا من به ديگران وابسته باشم كه در اين حالت براي نگاه داري آنها در كنار خودم ، بايد انرژي زيادي را مصرف كنم تا آنها را خوشنود سازم .
در اين نوع وابستگي افراد ميبايست با عشق با يكديگر روبرو شوند واز طرفي در عشق همبستگي وجود دارد نه وابستگي ، پس وقتي از وضعيت وابستگي خارج شده وهمبستگي را ادراك كنيم به تعادل ميرسيم . اين نوع اول بود .
نوع دوم وابستگي كه خطرناكتر است ، اين است كه من به كسي وابسته نيستم و ميتوانم هر تصميمي كه دارم را عملي سازم ولي ديگران ميبايست به من وابسته باشند ، درنوع اين وابستگي ، منيت نيز آنرا قوي تر كرده است .
براي به تعادل رسانيدن اين نوع از وابستگي به عشق و آزادي از آن بيانديشيم .
ادامه دارد.

