تبليغاتX
کانگ فو توآ سنتی

  خدایا رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم

 

                    

                        

   استاد داداشی در حال اجرای  (یته تورانما و بونکن)

 

 به نام یزدان پاک

 

اسرار درون قسمت سوم:

 

 اكـــــــنكــــــــار, اك

اكنكار دانشي است كه به سبب آن قادر به انعكاس آگاهي درون خواهيم بود .
در وضعيت عادي ، آگاهي ، در دقت اول و در جايگاه دنياي روزمره قرار دارد ، در سطحي كمي بالاتر از اين وضعيت ، شخص نسبت به تجربه هايش آگاه است ، درك اين آگاهي ، توسط مجموعه اي از تمرينات و مراقبه هايي است ساده كه اين دانش در اختيارمان قرار ميدهد .
اك‌ ، دانشي است ، از كل هستي، كه به واسطه انعكاس و انتقال آگاهي مان ، هشياري مربوط به همان كل را ادراك مي كنيم ، به فراي زمان و مكان ، به مرحله بودن ، و ادراك مطلق نائل ميشويم . آن كل ميتواند ، تماميت يك شيئ، جسم يا هر چيز ديگري باشد. يك سالك مجاب نيست خود را از دنيا جدا سازد ، خانواده و شغل و ... ترك كند ، بلكه بايد در اعماق درونمان و با تمام احساسمان و مستقل از دلبستگي ، بمراتب زندگي روزانه خود را حفظ كنيم ، ما نميتوانيم دست از تعيين هويت خود در رابطه با محيط و متعلقاتمان برداريم . بلكه بجاي اين عمل بايد اثر پذيريمان را كنترل كنيم ، به بياني ديگر ، اشياء و افراد بيروني ديگر جوهر و معناي زندگي و افكار ما را تشكيل نميدهند ، و اين لحظه اي است كه ما مستقل از آنهاييم. مباني اين دانش ، تكنيك هاي انتقال آگاهي است ، كه به راحتي فرا خواهيد گرفت . در اين راه به فراسوي دنيايي كه ذهنتان يك عمر ساخته خواهيد رفت ، و از نور و صوت خداوندي پر خواهيد شد ، شعف و شادي بازگشت از سفرهايتان را خود تجربه و در زندگي زميني تان آنان را شاهد خواهيد بود .اساتيد معنوي اين علم ، تضمين مي كنند كه اگر شما با ذهن باز و پاك شروع كنيد هرگز شخصي كه بوده ايد نخواهيد بود .
لحظه اي آزادي ،همان كه سالكان زياد ميگويند، را احساس خواهيد كرد .
براستي آزادي چيست و آيا در زندگي زميني هم قابل دست يابي است ؟‌

ريتم
يكي از ابزارهاي لازم مراقبه است و عبارتست از تكرار موزون يك حركت يا يك صوت
با استفاده از دو وسيله كه آنها را به هم مي كوبيم ميتوانيم ساده ترين ريتم را بسازيم ،‌پس از حدود بيست بار نواختن ، آنرا متوقف كرده ، با كمي مكث ، چشمها را بسته و آن را در ذهنمان ادامه مي دهيم .دوباره اين روال را از سر گرفته تا جايي كه ذهن بر روي نگاه داري توازن ريتم متمركز شود براي جلوگيري از عادت ذهن هر از چند گاهي ، ريتم را تغيير داده و از ريتم هاپيچيده و تركيبي استفاده كنيد .
توجه : از وسايل موسيقي ضرب دار مثل دف و يا سازهاي ذهي مي توانيد استفاده كنيد
در صورت در دسترس نداشتن اين وسايل ، درخواستتان را توسط ايميل بفرستيد تا برنامه اي را جهت انجام اين كار معرفي كنم

تمرين

راه خدا ، چنان است كه هرچه مي رويم ، طولاني تر ، و هر چه نزديكتر ميشويم ، دورتر ، آيا سوي خدا رفتن اين چنين است ؟
تماميت پروردگار آنچنان پر هيبت و عظيم است كه انگشت شماري در تن خاكي تصور مي كنند كه مفاهيمي وجود داشته باشد كه آنان را در نزديك شدن به خداي تعالي ، پروردگارمان ، خداوند شكوه و ارجمندي ، ياري دهند. ما ميبايست خدا را از مجراي روح تجربه كنيم .
حامي ممكن است از طريق تحريك حواس عاطفي مريد، و هدف گيري تصوير سازي ذهني او ، كالبد عاطفي او را تا بالاترين مراتب استغراق و خلسه صعود دهد . ولي به هر حال حامي ترجيح ميدهد كه ، پيرو و مريد ، راه صعود را با تلاش فردي خود پيدا كند .
آيا هنوز به اساسنامه پايبنديد؟
هرشب پيش از به خواب رفتن تمدد اعصاب كرده و در آرامش روند به خواب رفتن خود راتحت نظر بگيريد . توجهتان را در نقطه و جايگاه چشم سوم متمركز كنيد . در حين استراحت بدن و سكون ذهن و متعاقب آن ، در خلال تغييري كه در ديدگاه ذهن واقع ميشود و از حالت بيداري به وضعيت خواب در ميآيد ، هشياري خود را در سطوح آگاهي برتر حفظ كنيد ، متوجه ميشويد كه بدن آرام ميشود ، افكار نشست ميكند ، و شنوايي آخرين حسي است كه آگاهي انساني را ترك مي كند ، در وضعيتي بينابين رها خواهيد شد كه گويي در حال رويا ديدن هستيد ، سپس به وضعيتي وارد ميشويد كه آنرا - هست - مينامند و بارزترين نشانه آن وضوح تصاوير ذهني است ، در حالتي كه نه تنها وضعيت ناآگاهانه و مه آلود ذهني نيست ، بلكه سطحي از هشياري ميباشد كه فراتر از محدوده بيان اين جهاني است . اين روشي است كه در صورت تمرين مستمر شما را در حال استراحت به كالبد معنوي منتقل مي كند ، و در اين هنگام است كه خود را در ابديت مي يابيد ، جائيكه حاكميت مرگ وجود ندارد ، شايد لحظه اي آزادي را احساس كنيد .

چشم سوم

چشم سوم محلي است مابين دو ابرو ،‌اندكي بالاتر بر روي پيشاني ، به فاصله يك ونيم سانتيمتر در عمق کاسه سر.
اين مكاني است كه در حالت عادي ،‌محل رويت و خلق تصاوير منفي و اوهام مي باشد، اين تصاوير در حالت استفاده از مواد مخدر نيز قابل خلق شدن هستند . كه معمولا موضوع از پيش تايين شده اي براي درك شواهد ندارند . ولي در هنگام بازگشايي توسط اساتيد معنوي ،‌كه معمولا در يك مراسم خاص شكل مي گرفت ،‌محلي براي رويت تصاوير مراقبه خواهد شد .
به تصوير مراقبه - يانترا - مي گويند . در وضعيت معمولي وقتي كه چشمانمان را به آرامي مي بنديم و اندكي توجه نگاه را به سمت بالا منحرف مي كنيم ، در چشم سوم قرار مي گيريم .
كلمه ارتعاش ساز شما يكي از كلمات پر قدرت خداوند ، نام دانش و پر حكمتي قوي ، نامي كه بصورت اسراري در كتاب قرآن آمده است ، كه همان مانتراي ا - ل - م است ، تايين مي شود ،‌دوباره به شكل تمرين قبل انجام داده ، ولي اين بار در محل چشم سوم قرار بگيريد ، به ياد داشته باشيد كه هرتغيير در اين را ه كه ممكن است برايتان ايجاد شود ،‌حداقل به سه هفته زمان نيازدارد .
نحوه شكل دهي اين مانترا :‌
نيمه اول : الف لاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامـــم
نيمه دوم : ــمــي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |

(به نام او که بازگشت به سوی اوست)

 

                 ببين ز خانه مي روم       ز خانه اي كه خانه نيست

                براي بودنم ديگر           به چنته ام بهانه نيست

                تو شعر بودنم شدي       به لحظه هاي بي كسي

                ولي گذشته اي ز من     شكايت از زمانه نيست

 

همچون ببری درنده و خشمگین باش اما از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن

 

اسناد مصطفی دهقانیان در حال اجرای ریکیما ( تیغه آفتاب )

کونگ فو توآ (سنتی)

 

با سلام خدمت همه دوستان و همراهان عزیز کونگ فو توآ سنتی.در اینجا جا داره از همه دوستانی که به وبلاگ کونگ فو توآ سر می زنند تشکر کنم و امید وارم همواره ما رو یاری کنند.

ادامه مبحث در مورد ( اسرار کانگ)

 

چومــا

 «چـــراها» چوما درك پير كونگ است. پير، عالم را ذرّه‌وار در انديشه خود  مي‌يابد و او مي‌داند عالم، قادر به جاي دادن انديشه آدمي نيست.انسان همواره در راديكال هستي به هستي مي‌رود و نبايد گرفتار زمان شود. زمان قبل از تشكيلِ سكون، چند نقطه‌اي بيش نيست .

مَن‌تومـا

 «رازِ ذرّات» من‌توما راز ذرات انديشه در هستي است، هست چيست و نيست در چيست و مهمترين سخن، راز هستي است و آن چيز كه نيست در خود هست. ولي در تركيب ديگري است يعني زادن هست و مردن حركتِ پيوستة عالم گيري است.انسانها همواره مُرشد زمانند و در پي گفتِ آنند و از گفتن و گفتن راز مي‌دانند و كمتر از آنند كه راز هستي را بدانند. پير كونگ در كتاب گونگ در دانشكدة «‌تـوآ» پِي‌گرد را مي‌گويد و از انديشه‌ها كمك و طلب مي‌خرد. عشق او از معرفت راه در زمان است. هوس بر او حاصل نيست چون وي در شنيدن همه دركِ ذرات يا «من‌توما» قرار دارد

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 1 بعد از ظهر |

( به نام او كه هستي از اوست )

 اسرار درون (قسمت 2)

به نام راهبر الهدي الحفيظ

یگانه راهبر طریقت دانایی ( پورفسور ابراهیم میرزایی)

پراناياما
براي جذب نيروي حيات در فضاي لايتناهي ،نحوه و تكنيكهاي جذب آن مورد توجه است ، بنابراين ما بايد بياموزيم كه با در دسترس ترين ابزار موجود يعني شيوه صحيح تنفس در افزايش انرژيمان اقدام كنيم .
با استفاده از پراناياما نه تنها ميتوانيم بسياري از بيماريها را بهبود بخشيده ، بلكه قادريم انرژيهاي لازم را به درون جذب كنبم ، براي كسب پرانا ، تنفس مي بايست صحيح انجام شود ، تنفس صحيح با استفاده از كل حجم ريه انجام ميشود .در اينجا پنج تنفس پرانيك براي موارد مختلف گفته ميشود كه بر اساس ريتم زندگي شخصي (و در مواردي با مرجع ريتم نبض موجود بر روي مچ دست ) ميبايست انجام شود .
1- تنفس پاك كننده

يك توضيح كوچك :سه بار پشت سرهم از طريق دهان ريه ها را از اكسيژن و پرانا پر كنيد ، چهار ضرب نگاه داريد سپس لبها را جمع كرده و به سرعت در يك ضرب تمام اكسيژن را خارج كنيد .


اسواستيكا

اسواستيكا براي انتقال انرژي از كالبد فيزيكي به كالبد اثيري و بالعكس كانالي بنام چاكرا وجود دارد .
اين كانال در راستاي ستون فقرات قرار
گرفته است ، اين چاكرا داراي 72000 نقطه مختلف است كه ما فقط چند نقطه آنرا بررسي خواهيم كرد . يعني صرفا بررسي تونل چاكرا براي ادراك عناصر تشكيل دهنده وجود فيزيكي ماست و دريافتن اين راز كه چگونه بر عناصر نگهدارنده چيره شويم ، تا ما بتوانيم از امكاني كه مسلما حقمان مي باشد استفاده كنيم و به جهانهاي بالاتر سفر كنيم .هر عنصر داراي يك نقطه در تونل چاكرا مي باشد و در اين نقطه موجودي بنام اسواستيكا در حال دوران است ، جهت حركت اسواستيكا منطبق بر حركت عقربه هاي ساعت است ، و به خاطر سرعت دوران بسيار زيادش هاله اي در اطراف خود ايجاد ميكند كه بنابراين موجود بسيار مفيدي براي انتقال آگاهي و خلق كالبد اختري است . به خاطر همين وقتي هندوها در تمرينات معنويشان آنرا رويت كردند به اين فكر افتادند كه خدارا ديده اند ، مثل كاستاندا كه وقتي قالب انسان را ديد همين تصور را داشت . و هندوها به اين خاطر اين علامت را بر سر در معابد سري خود نصب كردند .هر كس تمايل به دريافت شكل اسواستيكا دارد ، ميتواند آنرا درخواست كرده تا در صورت صلاحديد برايش ارسال شود .هندوها در حين مشاهده اسواستيكا و در لحظه اي كه هاله آنها را به درون ميكشيد ،‌تصور كردند كه از طرف بالاترين نيروي كائنات فراخوانده شدند ، وحتي بعضي از آنها تصور كردند كه نه تنها خدارا رويت كرده اند بلكه از طرف او برگزيده شده تا وظايفي را براي نسل بشر انجام دهند ، كه البته من يكي از اين افراد را ميشناسم ، در ايران هستند و ادعا ميكند كه قادر است خيلي كارها انجام دهد .. مثل پيدا كردن جفت معنوي افراد و... كه جاي بحثش دراين بلاگ نيست .تمرين جهت رويت اسواستيكا نياز به مقدمات و سطح خاصي از آمادگي دارد .

آزادي ۲

                 آزادي اگر ميطلبي غرقه بخون باش
...
تا وقتي از درون آزاد نباشيم ،درك واقعيت امكان پذير نيست و آنچه كه ادراك ميكنيم جز توهم چيز ديگري نخواهد بود .ما چه بخواهيم و چه نخواهيم از درون گرفتار غول وحشت هستيم ، در شكل گيري وحشت دروني به منبع ، اجتماع و فرهنگمان ميرسيم ، جايي كه اين دو عنصر عواملشان را به ما القا كرده ، كه شامل يكنواختي خستگي تنهايي دشواري ياستهي بودن و... است ، بنابر اين هيچوقت نسبت به خويشتن خود و و حشتمان آگاه نيستيم . آگاهي ما نبايد تحليل گرايانه باشد آنوقت است كه بايستي ببينيم آيا براستي از تمام مسايلي كه عمري است ذهنمان را بمباران كرده اند ، ميشود آزاد بود ؟
ذهن
شرطي است و اين واقعيتي است انكار ناپذير ، متاثر از تنش ها ، فشارها ، اقتصاد ،جو ، آموزش ، سازشهاي خواسته يا ناخواسته مذهبي و.... بنابراين ما آموخته ا يم ترس و وحشت را در زندگيمان بپذيريم و همزمان از آن فرار كنيم ، بدون اينكه به ما اموخته باشند راه حلي برايش پيدا كنيم
.
تا وقتي كه از اين عوامل آزاد نباشيم ،نه
ميتوانيم واضحانه خود را ببينيم و نه در زندگيمان ژرف نگر باشيم و پر واضح است كه با وجود عوامل كنترلي عشقي هم خلق نخواهد شد .بنابراين ، آيا ذهن براستي ميتواند از ترس و وحشت خالي باشد ؟اگر ذهن بگويد كه نمي تواند ، بنابراين بر ناتواني خود صحه گذاشته است ، پس توانايي ادراك ، سكوت ذهني ، و فهم را نداشته و خود را تحريف كرده است ، و اغلب در اين لحظه است كه دست به اختراع واژه ها و نظريه ها ميزند ، دنبال اين ميگردد كه شخصي از راه برسد و او را راهنمايي كند ، دنبال گمشده هايي كه شايد چيزي مثل عرفان بتواند او را از شرطي شدني هاي سنگين برهاند ، به دنبال اشياء قدرت زا ميرود . در جاي ديگر شايد اين سوال پيش آيد كه ، چرا نبايد ترس را به عنوان عنصري گريز ناپذير در زندگيمان بپذيريم ؟كه البته بسياري آن را ميپذيرند و با آن از در سازش در مي آيند . پس واقعا چه بايد كرد ؟ آيا ميشود از ترس و ماهيت تمامي ترسها خلاص شد ؟آيا ميشود به ديگر سو رفت ولي با كوله باري بدون عنصر انديشه ، ترس و وحشت و..؟با كوله باري سبك ، سبكبال و راحت تر به قله يك كوه ميرسيد ، ولي آيا با كوله باري سنگين راحت ميرويد و آيا مفهوم سفردر اين وضعيت تغيير نخواهد كرد ؟ما از نظريه ها ، الفاظ و دانشي كه ديگران به ما گفته اند انباشته ايم ،ولي در مورد خود چيزي نمي دانيم و به همين علت است كه نمي انيم چگونه بايد زندگي كنيم .

آزادي
براي اكثر مردم ، آزادي يك توهم است تا واقعيت
.وقتي از آزادي صحبت مي كنيم ، موقتا منظورمان ، آزادي در زندگي زميني است ، آزادانه عمل كردن ، آزادانه بيان كردن و.... وقتي در يك نظام ديكتاتوري زندگي ميكنيم ، بيش از هرچيز ، توجهمان به سمت آزادي و آزاده بودن جلب ميشود.اگربخواهيم به آزادي بيروني ، دسترسي داشته باشيم ، اول بايد بدانيم كه از درون آزاديم يا نه!در زندگي زميني داراي ذهني هستيم ، كاملا شرطي ، نسبت به مهمترين مسائل ،از بزگترين تا كوچكترين آنها ، كاملا واكنش شرطي نشان ميدهد .وقتي متوجه ميشويم كه نميتوانيم ، چه از درون ، توسط ذهني شرطي كه كليه عوامل و رفتار مارا تحت كنترل عمل ها و عكس العمل ها دارد و چه از برون ، توسط ديكاتورها ونظام هاي كنترل و محدود كننده ها ، آزاد ، باشيم اينجاست كه با فرايند انديشيدن ، ذهن ، دست به خلق آزادي در دنياهاي ديگر ميزند ، دنبال مكاتب و راه و روشهايي ميگردد ، تا ضعف آزادي دروني و بيروني را در آنجا جبران كند.ما ممكن است كه نتوانيم ذهن را مطلق كنترل كنيم ،اما ميتوانيم ابزارهايش را محدود كرده تا از زير بار شرطي شدن خارج شود، و يا حداقل شدت سانسورچي بودنش را حذف كنيم ( قدرت سانسورچي بودن ذهن به قدري قوي است ، كه در رويا ديدن ، روياگر را از فيلترهاي متعددي عبور داده و صحنه هاي رويايش را به توهمي تبديل ميكند ، به اين مبحث در دوره رويا گري بيشترميپردازيم . اما اصلي ترين سوال اين است ، كه آيا ميتوانيم ذهن را از وابستگي ، نگراني، ترس، و... برهانيم ؟
آيا تا بحال ذهن به چيزي برخورد كرده كه توسط
انديشه سرهم نشده باشد؟...

                                                                                                                            ادامه دارد......

 

 

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 7 قبل از ظهر |