بونکن توسط پورفسور ابراهیم میرزایی


یگانه راهبر طریقت دانایی پورفسور اراهیم میرزایی
امروز ادامه مطالب در مورد بعد فیزیولوژی بدن را قرار میدم و امید وارم مفید واقع بشود و به محض اینکه
مطالبی غنی در مورد کونگ فو توآ بدستم برسد که فاقد هر گونه تکرار باشد در وبلاگ قرار میدم که به
زودی این کار را خواهم کرد.و از همه دوستان که از این وبلاگ بازدید می کنند سپاسگذارم و خوشحال
می شوم و هستم که مرا در این راه خطیر یاری می کنند.
تناسخ – مرگ
چرا مرگ اتفاق مي افتد، آيا
1- بخاطر بالا رفتن فركانس موجود درون كالبد است؟
2- عدم تحمل فركانس موجود در كالبد بخاطر استهلاك كالبد است؟
3- پايان تجربه جهان فيزيكي و به انتحا رسيدن وامهاي كارميك است؟
حالات مرگ
وقتي انسان ميميرد روحش از بدن جدا ميگردد اما نه كامل و مطلق،روحي كه از جسد جدا ميگردد ابتدا به نوعي بهت و گيجي كه آن را دوران بحراني ميگويند دچار ميشود، اطرافش همه چيز در ابهام است ، از يك طرف جسدش را آنچنان كه هست بحالت سالم و يا مجروح نظاره ميكند و از طرف ديگر خويشتن را هم ميبيند و احساس حيات ميكند، حس مخصوصي به او ميگويد كه آن جسد از آن اوست و خوب درك نمي كند كه جدا از او باشد ، چونكه خودش را به همان هيئت انسان زميني ميبيند.اين احوال براي بعضي آگاهي ها تا مدتي ادامه دارد و در وجود آنها ايجاد وهمي شگرف ميكند كه خويشتن را مانند گذشته هنوز زنده جسماني تصور ميكنند تا وقتي كه تدريجا توسط راهنمايي هاي ديگر ارواح به حقيقت آشنا شده و موقعيت جديد را تشخيص دهند. بعد از گذشت اين دوره بحراني بالاخره آن آگاهي مورد نظر جسد سابق يا آنچه را كه از او باقي مانده را چون لباسي كهنه و بدون تاسف به دور مي اندازد و از آن به بعد خود را آزاد و رها احساس خواهد كرد ، ديگر از آن دردها و نيازهاي جسماني خبري نيست و چه خوشبختند كه ياراي اوج گرفتن دارند همانطور كه در روياي زميني پرواز ميكردند ،
اكنون مي بينند كه بواقع در فضا پرواز ميكنند و همواره هستي دارند و به خويشتن خويش آگاهي دارند.
درست است كه هنوز هيئتي دارند اما هيئتي كه به هيچ وجه مزاحمشان نيست.
بنابراين روح در گورستان همه چيز را ترك نمي كند بلكه چيزي به همراه خود ميبرد.
طبق دقيق ترين مطالب ، مراجع و مشاهدات غير قابل انكار ، انسان زنده از سه ركن اصلي موجوديت يافته است:
1- روان كه كانون خرد ، احساس و اخلاق است
2- قالب جسماني يعني بدن مادي كه به طور موقت در اختيار روان است
3- كالبد اختري ، رويايي كه رابط بين روان و كالبد جسماني است.
بنابراين مرگ عبارتست از وقفه حيات حيواني كه منجر به انهدام يا متلاشي شدن قالب خشن مادي ميشود ، قالبي كه زوج روان و كالبد اختري تركش گفته است .
حدوث مرگ: اول اينكه آگاهي موجود در يك كالبد افرايش يافته و اين فركانس بيش از تحمل كالبد است . در اين حالت ظرف محتواي آگاهي از درون متلاشي شده و مرگ حادث ميشود.
دوم:
فركانس آگاهي موجود در كالبد براي كالبد غير قابل تحمل شده ، زيرا استهلاك كالبدي بوجود آمده و در اين حالت كالبد حاوي آگاهي از بيرون متلاشي ميشود و مرگ رخ ميدهد . زماني كه براي اولين بار آگاهي به مناطق پايين سفر مي كند به خاطر فركانس فوق العاده پايين ، كالبدهاي پايين تر را اشغال ميكند و در اين مرحله ، دوره جماد و سنگ بودن را طي ميكند ، سپس با افزايش فركانس آگاهي ، ادامه تجربه در كالبد قبلي امكان پذير نبوده و نياز به كالبدي است كه توانايي نگهداري فركانس بالاتر را داشته باشد ، در اين مرحله ، دوره نباتي يا گياه بودن آغاز ميشود - در نهايت با تعويض كالبد هاي مختلف زماني كه يك حيوان به ادراك عشق برسد به آگاهي انساني بدل ميشود و روح ناميده ميشود ، در حالي كه قبل از اين داراي يك شعور كيهاني بوده است .
در صورتي كه يك آگاهي انساني اعمالي انجام دهد كه آگاهانه فركانس آگاهيش را كاهش دهد به سمت آگاهي هاي پايين تر نزول ميكند ، جريان اول را كه تكاملي است - تناسخ گويند و عبارتست از ادامه تجربيات آگاهي در ظرف و يا كالبدي هم تواتر با ارتعاش جديد ، و جريان دوم را كه ارتعاش آگاهي پايين مي آيد - مسخ گويند
از اين مبحث به بعد وارد يك دوره جديد بنام تجربيات محسوس خواهيم شد ، وارد شدن به اين مرحله و تماس با قدرت ، انرژي ، موجودات غير ارگانيك ، فرخواني آگاهي ها و ارتباط با آنهاو با توجه به شكل آسان تمرينها قطعا براي نوآموران خالي از خطر نخواهد بود. من به شما توصيه ميكنم اگر به اندازه كافي اقتدار و تجربه رويا ديدن نداريد ، از انجام تمرينات خودداري كنيد.
استاد
در مراقبه بعد از ايجاد ارتعاش نام و شعاري بر شما آشكار خواهد شد . ( كـــلمه رمز رويــايــي )
به ياد داشته باشيد هنگامي كه تجربيات كافي و عملي لازم را به دست آورديد و آماده فارغ التحصيل شدن از جهانهاي پايين گشتيد ، نياز به حامي مكملي خواهيد داشت كه شما را به سطوح بالاتر تعليماتي ببرد.

