برداشتم از ذن کونگ فو
ذن یعنی بازگشت به بهترین حالات فیزیولوژیک انسان ، چون معتقدیم که
پسیکولوژی(روح یا روان ) جز فیزیولاوژی دستگاه اعصاب مرکزی یا چیز
دیگزی نمی باشد. بر اساس این نظریه ، فرد در راه ذن می کوشد تا با توسل به
اصول ویژه آن به بهترین حالات فیزیولوژی جسم خود را مراجعت نماید ، در
اینجا به بهترین حالات پسیکولوژیک بدن در هر صورت اعتقاد داریم که فردا
در اثر تعلیم و تربیت ، اخلاق و عرف در طی دوران کودکی خود مبدل به
موجودی مي شود که در آینده دچار تضاد می گردد، این تضاد از سویی یک
حالت بیمارگونه ای است و از سوی دیگر با فیزیولوژی بدن انسان بیگانه است .
ذن به انسان کمک می کند که تضاد درونی خود را از بین ببرد و در نتیجه
انسان از نقطه نظر فیزیولوژی در وضع بهترین قرار گیرد. جملاتی را که در زیر
مشاخده می کنید چیزهایی است که انسان وقتی به ذن فرو می رود فقط و فقط
فکر و حواسش را باید روی جملات اشاره شده متمرکز کند و نباید به چیز
دیگری حتی برای لحظه ای هم که شده فکر کند: چرا ها ، درست اندیشیدن ،
جوشش اندیشه ها ، آگاهی به مسائل قدرت تکنولوژی ، حرکت فکر به
خلاقیت(نبوغ ) ، فرمان آزادی انسان ، مساوی کردن انسان ، سیستم های ارتباط
،پاکی نفس ، تبلیغات عصر هیجان زده ، به کوشش اندیشه ها ، تصور و تجسم
، فارغ از رنگ ها و نیرنگ ها ، نبرد در زندگی ، پاکی خون ها ، آلودگی
محیط ، سلامت روان ، اراده ، گناه بر خواب آلودگی ، تمرکز (نبوغ تمرکز
ذهن) ، رد تن آسایی (راحت طلبی ) .
سوگند نگاه
آگاه ،پارسا ،مهرآئین ، بژرف جهان معنا ،ره یافته به سوی فرازمندی جان و
روان همراهان . سوگند به سخنی که از دفتر دل پاک و نهاد تابناک نبشتم .
سوگند به بایگانی دل. سوگند به توانائی به فروزههای نیک و همه نیکها
وزيبايي های پرتو هستی که با فروغ اندیشه آشکار میگردند. سوگند به پیران
پارس و عارفان و اندیشمندان که در این پشته از زمین جایگزین شدند و از
راه بازتاب فروغ هستی در آئینه نهاد خود پر معنا ترین و درخشان ترین پیاله
های فرهنگ را چکه هستی هستا کردند . سوگند به آئینه بزرگی پراز
هستیبخش به آنها که بدین راه بار یافتند سوگند یاد میکنم تا از هیچ کوششی
دریغ نکنم و در هستی بیرنگ یعنی اندیشه پاک و گوهر باز تاب هماهنگی
منش با آفرینش از راه بینش به جان و روان همراهان دیکته کنم.
هورای – ما
راز بزرگ در اثر کونگ آمده است ، انسانها چون شب خفته بودند ،ناگاه
جرقه اندیشه رنگ شب را درید و آدمها را دید و حرکت چشم بسته آنها را
برید ،تا بر تارک زمان رسید و انسان را به معبد... و به چرا ها رسید ، ابتدا
حرکاتی به دسته ها و پاها برای آهنگ فکر برتر و رسیدن به تواناترین توانائی
تكنيك برتر انجام داد و راز قدرت سرود نمود و ندای 73000 تکنیک وعکس
العمل سازی با ترکیب دنیای نو اندیشه ای آفرید و از دانائی به توانائی و
قدرت راز بزرگ بشر رسید و آفریده و به هواری ما نام گزید.
کونگ – درای
دروازه های دانائی، یک حکیم چینی در داستان کونگ میگوید" دنیای
همچنان تاریک است، ما انسانهای بلا دیده ایم و من دریافته ام از خود
بیگانگی ، بهره گیری از انسانهای دیگر ، گرسنگی و بد غذائی بد بختی بزرگ
بشر است، بشر در ظلمت است ، روزی افراد متقرقی که پایه انسانها را دریابند
چشمک میزنند و میگویند( زمانی بود که تمام دنیا دیوانه بود) . آنها به دانائی
یا کونگ رسیده و باهوش هستند وآنچه که واقع شده است آگاهند و از این رو
مسخره آنها نهایت ندارد . این حکیم در فقر اندیشه زمانه خویش به بهره مندی
ازآزادی فکر به دروازه های دانائی با کونگ میرسد ، خود را در بند جهل
اطراف میبیند ،میخواهد انسانها را راهنمائی کند ، لذا در فاصله برترین توانائی
نیروی تن و اندیشه گردهم آئی میکند ، این مراد کونگ درای نام مينهاد.
دنیای اندیشه کونگ فو
چرا اسرار کونگ فو فاش نمیشود؟
در معابد و دانشکده های کمیته تن و روان (کونگ فو) اسرار انسانی به مکتب
فلسفه راز تن و دریایی از اندیشه آدمی سو سو میزند این اسرار به آنهائی سپرده
میشود که براز کونگ فو سپرده شوند و این راز رمز پختگی است. این سئوال از
راهبران کونگ فو میشود "انسان تو کیستی ، چرا به دنیا آمدی و چرا به مرگ
پایانی؟ در راز کونگ فو تولد متکی به یک فلسفه ، و چه عبادت است ، به
زبان ساده تولد پایگاه عبادت است و اگر انسانی پا به جهان گذارد گویند انیشه
ای به رشد پا گرفته است و اگر انسانی به مرگ رود گویند به برترین قدرت
توانایی خویش رسیده است ، فاصله بین تولد و مرگ را جوشش اندیشه نامند .
در معابد کونگ فو راز مطلوب سلولهای مغز و کالبد سالم و توانا در قدرت
عجیب فیزیولوژی رو میگردد ،مهمترین موضوع معابد کونگ فو در این است
که از پاره شدن اندیشه به وسیله عوامل خارجی شدیداجلوگیری میشود .
(بعبارت ساده هر چه که فکر از چشم میگیرد باید درآن متمرکز شود) آنچه را
که در تالار اندیشه در اثر فکر کردن آزاد رخ می دهد عبارت است از
بازگشت انسان به ذرات خود ،در اثر این نوع فعالیت هنرمندانه مغز ، فرد قادر
میگردد که بتواند به یک موفقیت از زوایای مختلف نگاه کند و از روشن بینی
ویژای برخوردار گردد ،در طریقت تمرکزفکر کونگ فو (گونه ای از اسرار
کونگ فو) فعالیت خلاقه در تمام حوضه های هنری فکر خود به خود دیده
میشود ، آنچه در اثر فکر کردن بدون وقفه گسترده و عمیق اتفاق میافتد در
پایان منجر به تولد فرد اندیشمند میگردد ،با دست آویز به فکر کردن ،علت
ناکامی و ریشه های تشویق ها و نگرانیها کشف شده و بعد از موفق شدن در
این راه ،بتولد تازه یا تولد دیگری میرسد که در کونگ فو بدان خالق میگویند
در تاریخ وضعیتی از شرح حال پیامبران،اندیشمندان اجتماعی و هنرمندان و
انقلابیون مشاهده بسیار شده است تمرکز فکر (ذن کونگ فو) حرارت فکر
،گرایش شدید در راه بوجود آورن کوتاهترین ارتباط انسان و قدرت خلاقه
اوست، بدین آرمان است که آرامش انسان پایه میگیرد و تضاد بشریت از بین
میرود . و به اصطلاح برادری در مقام برابری به انسان رو مینهد (آتشی به وجود
آوردن انسانها) سلول های مغز انسان دارای این استعداد است که به طور مداوم
یا متناوب بفکر بکوشد و جواب بسیاری از مسائل پیچیده و در هم بر هم و
غیره قابل حل را کش دار ننماید ، در شیوع و طریقت کونگ فو نیروی تن و
کار ارزش والائی دارد(انسان باید در هستی خود بکوشد) همان طور که قبلا
آگاهی یافتیم تمرکز فکر عبارت است از بازگشت به فیزیولوژی انسان از
طریقت کونگ فو است راهبران کونگ فو به دانش علمی و فلسفه پختگی فکر
و نیروی تن باز نشسته اند و اندیشیدن را از طریق سلسله اعصاب و نیروی تن
مقام ویژه ای قائل شده اند . انسان، کونگ فو قدرت بس توانائی دارد ، چه
جنگ آوری ، مبارزه تن به تن ( مایانه) قدرت، جسارت، شهامت، بیباکی، در
حد یک انسان غیر قابل تصور از خود نشان میدهد در طریقت کونگ فو راهبر
به اندیشه همراه (کانگ فوکا) راه باز می کند او را به عبادت خویش برای
برترین توانائی تن و راز فکر آماده میکند به نیایش خویش می برد تا به هستی
زمان آگاهش میکند ، و استدلال منطقی در او بوجود می آورد ، چون زندگی
بر پایه پرسش و پاسخ منطقی استوار است .
صدای راهبر در فکرشاگرد فریاد هستای اوست ، اسرار کونگ فو همیشه بین
استاد و شاگرد باقی است و این راز باز شدنی نیست . در مطالب علمی کونگ
فو که پایانش را پرفسورا مینامیم و در درجهه اش رابه شالبند قرمز خطاب
میکنیم در این حد همراه (شاگرد) زمانی به راهبری دست مییابد که قدرت
خلاقه تازه ای به جهان دهد و این نمایش زبان او در فکر و اندیشه اوست و
بدینسان راز کونگ فو برای شاگرد یک نوع پختگی فکراست.
(انسان، تصویر جاودانه تو از اندیشه تو ا ست ).
تکنیک ترکیب و عکس العمل سازی
لازم به یاد آوری می باشد که تکنیک یک رابطه فنی و ریاضی می باشد و
ترکیب از عوامل شیمیایی و عکس العمل سازی عوامل فیزیکی، زمانی که
فیزیک با ریاضیات و شیمی در رابطه قرار می گیرند و ریاضیات واسطه بین
فیزیک و شیمی قرار می گیرد و عکس العمل رابطه بین حرکات و ترکیبات
میباشد و هر حرکت فیزیکی ترکیب خاصی را به وجود می آورد اتم های
بدنمان تابعیت دارد نسبت به عالم کیهان یعنی همان طور که تغذیه از زمین می
کنیم تغذیه کیهانی نیز داریم ولی بشر نمی داند چگونه از این جسم بهره
برداری و ما به وسیله حرکات تنظیم شده در جهات شرق وغرب و شمال و
جنوب در محور های هندسی و زوایای تابش و مخفی بدن ازآن استفاده می ن
ماییم این حرکات ذرات را در خود به تحلیل می برد و حاصل انرژی آن یک
سری انرژی فکری می باشد نه انرزی و کالری بدنی .
چرا تماشاچی نداریم؟؟؟؟؟
تماشاگرانسان پوچی می شود که برای گذراندن وقت آمده است و این در
فرهنگ دینامیک و انقلابی ما محکوم می باشد. چون کار انجام نمی دهد
مرتکب خلاف و خیانت به انسانها در زمان می شود و همچنین خیانتی به
خودش می کند. همواره نیروهای استعمارگر با به راه انداختن بازی ها و
مسابقات و تلف کردن وقت مردم آن ها را استعمار کرده اند . برای گذراندن
وقت عموما "تماشا چی به مصرف مواد مضری می پردازد. تماشاچی با دیدن
قدرت همراهان در خود احساس پوچی و ضعف و حسادت و غیره مي نمايد.
سوگند همراه
از روی پاکی وپاک دلی،از روی مروت و راد مردی ،از روی وفا ومردمی و
سرانجام بفرمان خون وسرشت انسانی وناموسهای ازلی که در چشم انداز تاریخ
ما همه جا پیشتاز وجان پناه انسانیت بوده وهست منشاء اثر نیک و پدیده آرنده
تواناترین توانایی نیک برتر که بازتاب کننده هستی هستاست سرافراز گردم. من
با ژرف اندیشی ودور بینی وبا شناخت نیکیهای درونی خویش یعنی هنر خود
شناسی ،خود سازی هنر خود یاری و هنر انسان سازی هنر ساختن ساختمان
بدنی وآفریدن هم آهنگهای راستین از دروازه اندیشه که پیوسته به جهان معنی
وهستی ناشناخته می ریزد از سپهرستانهای ایمان ، آزمایش ، دانش ، خرد ، هنر
ومهر می گذرم تا به دروازه های خود یعنی وراء اندیشه کاخ انسانیت درآيم.
در سکوتم .............. ره یافته سفری بدرون خود میکنم. بفرمان ازلی مویه
وزاری را ننگ می دانم ، تملق نمیگویم فریاد ننگ آمیز فریب خوردگان را
نمی شنوم . حق ناشناسان و پیمان شکنان را پادافره سخت میدهم . از دروغ
وناسپاسی و نیرنگ بیزارم .خواب آلودگی را گناه میشناسم بدون تلاش و نبرد
جاودانه حق ، هیچگونه درخواستی از خدا ندارم . می جویم تا زندگانی یابم .
بیدارم ، هوشیارم، خسته نمی شوم، میکوشم تا، همچون فرهنگ درخشان دیرینه
خود روان مردم گیتی را به نیروی راستی و منش پاک توانا سازم تا آشتی پدید
آورم . دروغ را زشت ترین گناه میدانم . هیچ نشانه ای به خود کم بینی
وکمتری نمی بینم . از روی آ فرین پی پشتیبان جاوید نبرد نیکی با بدی هستم ،
فراموش نمیکنم خود فریبی را آفریدگاردروغ و دروغ را آیینه سر تا پا نمای
ناپاکی میدانم دلهره ندارم ، هرنکته که از دیدگاه و آماج اندیشه ها گذشت به
دل می سپارم وبا سروش نهان خود کنکاش می کنم .
خود پسندی را کنار مینهم . کلید سرافرازی خویش را در ژرف انسانیت
میجویم .دوگانه نیستم . آشنا به فلسفه کار و کوششم . راست میگویم ولو بیم
و زشتی را از خود دور سازم . برازهستی بخش آگاهم به او رنگ اپرای
فرهنگجان باشد دروغ نمیگویم ولو امید نان باشد . میکوشم تا هر گونه بدی
یعنی من ، خاک، خون ، خط ، تاریخ ، کیش ، دین ، فلسفه ، هنر ، شعرو یگانه
بینی را راز سر افرازی میدانم . مهر را نخستین پدیده دروازه هستی و همزاد هم
آهنگی میدانم . از پرتگاه تعصبهای بی پایه گریزانم . با آرمان انسانیت سر بلند
و پر شکوه زندگانی میکنم . و غرور آمیز زندگی را بدرود میگویم . به هر واژه
که از زبان جاری گشت ارج مینهم . جان وروانم را از بندهای جانوری رسته و
سر در کمند اندیشه مینهم . از بلای خانمانسوز پدیده های رشک مانند: خود
خواهی ، چشم هم چشمی ، ناتوانی ، نابخردی ، دشمنی ، و هر گونه کاستی در
فروزنده های نیک دوری میجویم . درستی را در جان و روان میجویم . به
چاپلوسی و پستی روی نمی آورم . کلید سر افرازی خویش را اکسیر فرهنگی ،
سرمایه هستی شاهراه زیست و زندگانی و چکیده سخن آیین بزرگی خویش
میدانم . آزادی و آزادگی را به جان میخرم . غم نامه های شوم تبعیض از هر
گونه را با آرمانهای بی مایه به سوی عدم میفرستم . سر آن کس که خاک مال
گدایی شد ، لگد کوب میکنم در پیکار زندگی رویین تنم . گناه کاران گذشته
را نفرین میکنم . ناهماهنگی گفتار با اندیشه را ریشه مردم فریبی و آبشخور
ناپاکی میدانم . پای داری و فواداری در دوستی را از فروزنده ها بایسته میدهم .
من به راستی و درستی در خود فرو رفتم . به جهان معنی و مفهوم این چند
فرازمان در آرنگ پر شکوه و سازنده و خرمن دانش و بینش و با هماهنگی
منش با آفرینش از تابش اندیشه توانای انسانبت کام روا شدم . سپاس تو را ای
پیرسخن آهنگ جاوید پیروزی را سرود کن ... در اندیشه ام ......
شال ها
شال سفيد
نشانه مبتدی بودن شخص و خالی بودن از تجربه و به گفته دیگر به فلسفه
پاکی و قابلیت رنگ پذیری یعنی ورود به مرحله تغییر و حرکت دارای هفت
خط رادیکال از شال بند سفید به سبز با 17909 تکنیک و ترکیب و عکس
العمل سازی با خاصیت موجی فیزیولوژی انسانی ، درجه مربی .
شال سبز
به معنای روئیدن می باشد در فضای فیزیکی و به حرکت در آوردن ناشناخته
های بدن برای تحرک بیشتر برای دریافت می بایستی با هفت شال بند
سبزمبارزه نماید و تا حدودی نیز آشنا با مراحل فکر باشد ، به شال بند سبز
راهدان می گویند.
شال قهوه ای
به معنای سوختکی است یعنی تجربه گرفتگی و پختگی در فضای فیزیکی و
روحی که از 11 خط تشکیل یافته در این مرحله شخص بایستي با 35 نفر شال
بند قهوه ای مبارزه نماید. و این دلیل بر تکامل جسمی و فکری فرد کانگ فو
کار نسبت به سایرین می باشد به شال بند قهوه ای راهبان می گویند. شال بند
قهوه ای با 52091 تکنیک و ترکیب و عکس العمل سازی و خاصیت موجی
با استدلال علمی در حرکات تکنیکی درجه لسیانس می باشد.
شال مشكي
به معنی عبور از مرکز تاریکی ها و نادانی هاست و ورود به دنیای اسرار آمیز
نیروهای فیزیکی و فیزیولوژی بدن انسان . شال مشکی با 3000 تکنیک و
ترکیب و عکس العمل سازی متکی بر استدلال علوم(ریاضیات ، فیزیک و
شیمی و ...) درجه ابداع و استقلال تنی وپژوهش و تحصیل در شش مایگاه و
درجه فوق لیسانس می باشد.
شال قرمز
گذشتن از خود و در خود فنا شدن و به پائین ترین مرحله انسانی رسیدن
وهمچون خون برای ادا به جهات جامعه بارور شدن است. شال بند قرمز راهبری
توان سازی و تحقیق در انسان ها و یا کاووش و پژوهش در خود گرایی در
عالم شش مایگاه ابداع و خروج از دایره اندیشه ها (بی زمان) با درجه دکترا می
باشد.
شال سفید و سرخ
سلسله حالات این مایگاه در تغییرات روح و روان و منطق حالتها و حرکات مهر
بقاء تاکی بودن و چگونه بودن (هستی هستا) و بیان توان در طریقت دانا و به
عالم معنا(در زمان بی زمان) نوشتنی و گفتنی فارق از دانشکده انشاء (توآ)
بازنشستگی را راهبری پروفسورا می گویند.
هفت مایگاه
مایگاه یکم
علم فیزیولوژی (فعالیت بدن انسانی) جسم پایگاه تن که خاصیت جذب و
درک آن در اسرار هندسی و تولید انرژی و لمس امواج در آزمایشگاه عظیم
بدن انسان است . فرهنگستان تن (کونگ فو توآ) متکی بر 73000 تکنیک و
ترکیب و عکس العمل سازی و خاصیت موجی به خود و کرات در مجموعه
حرکات تا مرز توان سازی نیروهای فیزیکی و فیزیولوژی بدن انسانی بر
معادلات ریاضی و توان سازی تا مرز جنگاوری به کشف این دنیای ناشناخته
همچون راز کهکشان تا ذره ای پیش رفته و به درک اسرار فیزیک انسانی در
کاووشیم و در جهان بوده تا به زیبا ترین توان تن و به ره آئین مهر بقا بکوشیم .
مایگاه دوم
انشاء پزشکی درکی بر احوال موجودات زنده و تفکری بر ارزیابی تن از طریق
طب سوزنی علم اعصاب فیزیولوژی (ماده و انرژی) خاصیت فیزیکی و شمیایی
متکی بر محاسبات ریاضی بر مبنای کاووشی نو و ره گرایی در بازتاب جهان
ماده (خاصیت جرمی) وروان گرایی (سرعت بی جرمی) بر روند آموزشی و
اساس دانشکده رهنمودن است.
مایگاه سوم
روان شناسی تکنولوژی : رهنمودان اندیشه با کشفیات و فرضیات و ایجاد
تحولات انسان را در امواج حیات حیران و سرنوشت نابسامانی او را فرمان داده
اند این مایگاه رهنمونی به عصری هیجان زده و حل مشکل حال و آینده
نوجوانان ، جوانان زنان و مردان و اندیشه انسان را بر نهایت سرعت تصویر
جسم به درک فکر نگران نمودن است .
مایگاه چهارم
فلسفه گرایی یا نگرش تفکر آینده و پژوهشی در ورای شک و افکار و
رسیدن به فراسوی مرزی که شکی منطقی ما را به قاطعیت راهبر شود و این
تفکریست در جهان و در لحظات بینشی زمان فاصله ایست از اندیشه انسان با
طبیعت کیهان این بیان انسان را در جهان برآگاهی زیست پنهان ، یکسان در
دست اندیشیدن و زیر تفکر فرو رفتن و ترسیم دریافت و درک را به نفس
کشیدن تا به آرامش و روشن بینی در جهان رسیدن است.
مایگاه پنجم
انشاء علوم ،اندیشیدن ، استدلال و تفکر در محور علوم عالم از تولید تا تولد
اندیشه ها از طریق دانش زمان به درک حیات رسیدن است در مایگاه پنجم از
زمان علم بر محور فیزیک شیمی ریاضیات اندیشه انسان را پروریده اند و وی را
به طور بارور به جهان اسرار آمیز رهنمون گردانيدن است.
مایگاه ششم
روح و روان ، روح فیاد اندیشه و در نتیجه گردهم نمایی تن و روان به ایجاد و
تفکر و تمرکز و گونه ای تبدیل ماده بر حرکات بی جرم و تبدیل خاصیت
انرژی از ماهیت به ذات و سلسله مجهولات راه پیمودن است روح و روان در
نمودار اندیشه انسان و انسان شاهکار جهان و اندیشه جهان بینی انسان ... پس
انسان در برترین توانایان علوم کیهان و هر انسان در زمان پس انسان به درک
راز جهان و نمود بودن در بی پایان و این راز دانایان به دریافت بی زمان است.
مایگاه هفتم
جهان مجهولات ، فراتر از خویشتن پختگی و فکر زمان در تفکری بی زمان .
(فراتر از خویشتن): به عالم پنهان و جهان معنا و به دنیای نگرش تفکرها رسیدن
است . (فراتر از خویشتن):جهان آفرینش را بوییدن و راز هستی بخش را
جوییدن است. (فراتر از خویشتن): جهان تابش امواج و رابطه آن با سلسله
اعصاب و بهرهگیری از منبع انرژی حیات و بر نهایت سرعت و اندیشه و
خاصیت اندیشه و در ماده به کنکاش کردن است. (فراتر از خویشتن): به انشاء
اسرار فیزیکی تن به ره آورد حالات و حرکات متکی به ریاضیات و روان
شناسی تکنولوژی علم گرایی فلسفه گرایی فیزیولوژی (پزشکی ) و به روح و
روان رسیدن است.
فلیفه لباس
در کونگ فو سیاهی رنگ مقدس میباشد بدین منظور که سیاهی در مقابل
رنگ های دیگر مقاومت می کند و نفوذ هر رنگ بر ان بی اثر می باشد پس
این نمایانگر می باشد که ما نیز در مقابل رنگ ها و نیرنگ هامانند رنگ سیاه
اصلت خویش را حفظ خواهیم کرد و از نظر علمی رنگ سیاه نمی گذارد که
انرژی که در اثر سوخت و ساز مواد بدن تولید می گردد ازدست برود و در
خویش نگه می دارد و از پیری زود رس و کوفتگی و خستگی می كاهد.
(كوشادلان توآ پرواز پيشرو مكتب، هفت آسمان)
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 و ساعت
4 بعد از ظهر |