تبليغاتX
کانگ فو توآ سنتی

به نام یگانه خالق یکتا

(اهورامزدا)

مردم آرام گفتند نه‌ و ايشان كتك زده مردم را،ايشان كشته از مردم، ايشان خانه‌های مردم ريخته،

با مسلسل توی خانه‌ها هم حمله كردند،اين همه وحشيگری كردند...

"امام خمینی، آذر ۵۷، صحیفه نور، ج۵، ص۲۴۷"

چه خطرهایی جنبش سبز را تهدید می‌کند؟

خطر غفلت تاریخی و دستاوردهای فعلی جنبش

جنبش سبز ملت ایران را خطرات متعددی تهدید می‌کند. غفلت از این خطرات و خوش‌بینی به برطرف شدن خود به خودی آن‌ها سبب می‌شود ما هم گرفتار همان دشواری‌هایی بشویم که همواره در تاریخ ایران گریبان جنبش‌های آزادیخواه را گرفته است. متن حاضر به یکی از خطرهای اصلی‌ای که جنبش سبز را تهدید می‌کند یعنی خطر واگذاری دستاوردهای گذشته می‌پردازد. موج سبز آزادی از همه خوانند‌گان عزیز دعوت می‌کند به موضوع خطراتی که جنبش سبز را تهدید می‌کند به صورت یک فراخوان نگاه کنند، در جمع دوستان‌شان در این‌باره گفت‌وگو کنند، در وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌هایشان درباره‌اش بنویسند،‌ و اگر نیاز به فضایی برای انتشار آن داشتند به نشانی ما ایمیل بزنند:
 
 

محفلی با اهداف کثیف امنیتی در ایرنا مستقر شده است

روز پنجشنبه چهاردهم آبان ماه خبرگزاری ایرنا خبری دروغ را به نقل از حسین کروبی فرزند مهدی کروبی بر روی خروجی خود قرار داد. در این خبر به نقل از حسین کروبی آمده بود که مهندس موسوی شهامت حضور در مراسم ۱۳ آبان را نداشته است. تکذیبیه ذیل به نقل از حسین کروبی آشکار کننده زوایای تازه‌ای از چگونگی شنود تلفن‌ها و دروغ‌پردازی سازمان‌یافته در یک نهاد دولتی همچون خبرگزاری ایرنا است. متن این توضیح که در سایت میزان‌نیوز منتشر شده بدین شرح است:

با سلام

روز پنجشنبه، گفتگویی از اینجانب حسین کروبی، توسط خبرگزاری ایرنا منتشر شد که سراسر کذب و دروغ بود. لذا خواهشمند است ضمن انتشار توضیحات ذیل نسبت به تکذیب متن این خبر مبادرت ورزید. در غیراینصورت اینجانب پیگیری قضایی و شکایت از آن خبرگزاری را حق قانونی خود خواهم دانست. خبرگزاری ایرنا با انتشار گفتگویی به نقل از اینجانب آورده است که آقای موسوی شهامت حضور در مراسم ۱۳ آبان را نداشته است و بدین ترتیب آقای موسوی را به نقل از اینجانب متهم به دروغگویی کرده است. اما شرح ماجرای این گفتگوی انجام نشده و دروغ پردازی های آن رسانه دولتی که رسالت خود را به جای اطلاع رسانی بر دورغ پراکنی بنیاد نهاده است، بدین شرح است:

۱-    در هفته های گذشته یکی از خبرنگاران آن رسانه براساس آشنایی قبلی طی تماس های مکرر، درخواستی مبنی بر گفتگو با ابوی اینجانب را با من درمیان می گذاشت، که پاسخ من نیز به دلیل شناختی که از رویه آن خبرگزاری و فضای امنیتی حاکم بر آن داشتم، همواره منفی بوده است.

۲-    روز پنجشنبه پس از آنکه اینجانب مطابق معمول پاسخ منفی ابوی مبنی بر عدم گفتگو با آن رسانه را منتقل کردم، با پرسشی از سوی خبرنگار آن رسانه درباره حضور جناب آقای موسوی و کروبی در مراسم ۱۳ آبان مواجه شدم که صورت مصاحبه نیز نداشت و بدین ترتیب مبتنی بر آشنایی سابق، گفتگوی ساده و کوتاهی میان ما برقرار شد؛ و لاغیر.

۳-    در این گفتگوی کوتاه و دوستانه اینجانب در پاسخ به پرسش آن دوست که راجع به حصر آقای موسوی می پرسید گفتم که « نشنیده ام که ایشان در حصر باشند. حصر به موقعیتی گفته می شود که آیت الله العظمی منتظری گرفتار آن بوده اند؛ البته برخی نیروهای نظامی و امنیتی گویا درمقابل ساختمان دفتر آقای موسوی تجمع کرده و با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع از حضور ایشان در مراسم ۱۳ آبان شده اند.» سخن ما که صورت گفتگو نیز نداشت در همین حد بود و نه بیشتر.

۴-    اما با کمال تعجب روز گذشته متوجه شدم که خبرگزاری ایرنا خبری را به نقل از اینجانب براساس آن گفتگوی کوتاه دوستانه تنظیم کرده و با دخل و تصرف فراوان و دروغ پردازی آشکار آن را بر خروجی خبرگزاری خود قرار داده است. درتماسی که با آن خبرنگار داشتم وی مدعی شد که او چنین گفتگویی را منتشر نکرده و روی خروجی خبرگزاری قرار نداده است.

۵-    لذا مشخص است که در تاریکخانه ساختمان آن رسانه دولتی، محفلی با اهداف کثیف امنیتی اتاقی را به خود اختصاص داده اند و ضمن شنود تلفن خبرنگاران آن رسانه اقدام به انتشار چنین گزارش ها و اخباری با اهداف اختلاف افکنانه می نمایند.

نیازی به توضیح نیست که جناب آقای موسوی و کروبی براساس روحیات شخصی شان و البته با شجاعتی که در هریک از آنها سراغ دارم در آینده نیز مبتنی بر وحدت در عمل، به هدایت جنبش سبز ایران تا رسیدن به اهداف خود و ریشه کن سازی دروغ گویان محفل نشین ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنین دروغ پردازی هایی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسخ تر خواهد کرد و نشان می دهد که ایشان به درستی رسالت خود در این مبارزه را انتخاب کرده اند.

حسین کروبی
۱۵ آبان ۱۳۸۸

 روایتی از مراسم ۱۳ آبان:

خوشحال بودیم از اینکه همچنان سبزیم و هنوز بی‌شمار هستیم

حکایت همچنان باقیست

عطاءالله مهاجرانی

سیزدهم آبان ماه دو چهره متفاوت از ایران و ملت ایران را در برابر مردم جهان قرار داد. دو مراسم برگزار شد. مراسم دولتی و رسمی، اولی روبروی ساختمان سفارت سابق امریکا که اکنون در اختیار سپاه است و مراسمی دیگر در تمام میدان های بزرگ تهران و شهرستان ها. در یک سو حکومت تمام تلاش خود را به کار برد که افرادی در مراسم شرکت کنند.


مایه اصلی جمعیت هم دانش آموزانی بودند که از مدارس مختلف آنان را جمع می کنند و با اتوبوس به محل تظاهرات می آورند. برایشان شعر و شعار می نویسند. نوجوانان معصوم هم بی آن که بدانند مفهوم درست و دقیق آن شعرها و شعارها کدام است، همان ها را تکرار می کنند. درست مثل شعر و شعاری که در روز دوازدهم آبانماه در حسینیه رهبری و در حضورمحترم ایشان خوانده شد:

مکتب ما از نفست جان گرفت
کشور ما رایح ایمان گرفت
دست خدا بر سر ما خامنه ای
دست تو در دست خدا خامنه ای
وسعتت از درک عالم بیشتر
از زمان اندیشه تو پیشتر
قصه امروز ما از خیبر است
راه چاره ذوالفقار دیگر است
ذوالفقار امروز در دست علی ست
شیعه آن باشد که پابست ولی ست

دوباره همان تصویر پدیدار می شود. ماموریکه با باتوم توی صورت می زد. این ذوالفقار علی است و آن مامور هم پای بست ولایت؟ این شیوه عطر خوش ایمان را درکشور منتشر می کند؟ اینان سبز علوی هستند و مردمی که کتک می خوردند سبز اموی؟

سبز فقط سبز علی
لعن به سبز اموی!
پیش ازین گفته می شد:
حزب فقط حزب علی
رهبر فقط سید علی!

بساط تمام احزاب جمع شد و تمام نشریه ها و روزنامه ها در تهران و شهرستان ها تعطیل. اگر با ارعاب و ضرب و شتم موضوع جمع می شد، اکنون چرا به این نقطه رسیده ایم؟

سخنران این مراسم آقای حداد عادل بود.

مراسم دیگر سخنران نداشت. آقای مهندس موسوی را اجازه ندادند از دفترش بیرون بیاید ، به آقای کروبی هم در میدان هفتم تیر با گاز اشک آور حمله کردند. تمام تلاش ماموران نظامی و انتظامی و امنیتی این بود که مبادا جمعیت شکل پیدا کند و تبدیل به رود عظیمی از ملت شود و تصویر قدرتمندی از حضور مردم پدیدار شود. از این رو در این بخش گاز اشک آور و باتوم و شلیک گلوله مشقی و رنگی ابزار عادی بود. باتومی که قایم توی صورت زن جوانی خورد و او در کنار دیوار بر زمین افتاد. ندای دیگری و تصویر دیگری که نماد تقابل حکومت با ملت شد.

از این دو تصویر چه تفسیری می توان به دست داد؟ ما به عنوان افرادی که به جنبش سبز پیوسته ایم این تصویر را چگونه می بینیم؟ حکومت ایران چه تفسیری از این ماجرا دارد؟


یکم:

حکومت از آغاز کوشید، جنبش سبز را نادیده بگیرد. تعبیر خس و خاشاک احمدی نژاد نشانه ای از همان رویکرد بود. چنین رویکردی هنوز هم گه گاه دیده می شود. شبکه خبر تلویزیون دولتی ایران، مصاحبه ای داشت با اقای کوهکن عضو هیات رییسه مجلس. ایشان بعد از ظهر روز سیزدهم آبان ماه به استودیو آمده بودند تا تحلیلشان را در باره سیزدهم آبان ارائه کنند. مدام هم تاکید داشتند که ایرانیان خارج از کشور به حرف ایشان توجه کنند ،گفتند:

" پیش از انقلاب رژیم شاه برای مقابله با انقلاب اسلامی، چماقداران را در خیابان ها و میادین سازماندهی می کرد، حالا این سبزها تعدادشان از همان چماقدران هم کمتر است!"

مجری که دید آش از حد لازم شورتر شده است، اشاره کرد افرادی که اکنون به عنوان مخالفان انتخابات هستند و...کوهکن بی درنگ گفت: بله من فقط از لحاظ تعداد گفتم!

این یک نگاه بوده و هست که جنبش سبز را اندک و کوچک می بیند و گمان می کند می توان این جنبش را جمع کرد. از سوی دیگر شاهد سازماندهی جنبش سبز علوی توسط سپاه و بسیج هستیم. گرچه در سیزدهم آبانماه چندان نام و نشانی از سبز های علوی پیدا نبود. همانگونه که نام و نشانی از آراء میلیونی احمدی نژاد هم آشکار نیست. تاسیس جنبش سبز علوی نشانه آشکاری بود که حکومت دیگر نمی تواند جنبش سبز را نادیده بگیرد و انکار کند. می خواهد نمونه تقلبی و حکومتی آن را به بازار بیاورد. از این نمونه های تقلبی در عرصه های مختلف بسیار می توان نام برد. هر قدر رفتار و منش حکومت ایران به رفتار امام علی علیه السلام شبیه است، جنبش سبز علوی اش هم همان رنگ و بو را خواهد داشت. شیوه اصلی همان سرکوب جنبش است. جلوگیری از حضور مهندس موسوی در بین راهپیمایان و یورش به آقای کروبی، در واقع یک گام به پیش بود. ماموری که با باتوم مستقیم و قایم توی صورت زن جوان کوبید، پرچم چنین خط مشی است. اگر آن مامور در هر جای جهان بود، که مردم حرمتی دارند و احترامی، کارش به دادگاه و محکومیت و عذر خواهی فرمانده پلیس و حتی برکناری می انجامید. آن مامور آن قدر مطمئن با باتوم توی صورت آن زن کوبید که گویی لیوان آب خنکی را سر می کشد. این اطمینان در تعرض به مردم را چه کسی به او داده است؟

واقعیت این است که جنبش سبز در همین عمر کوتاهش بالیده و سر کشیده و به تعبیر قرآن مجید:" فاستوی علی سوقه" بر ریشه و تنه خویش استوار ایستاده است.

یک وقتی در حضور آیه الله خامنه ای بودم. ایشان اشاره کردند که "بایستی هیبت و رعب حکومت محفوظ بماند." اشاره کردم :

" رعب در دل های انسان های بی ایمان کارا ست. اگر کسی به راه و روش خود ایمان داشته باشد، نمی ترسد. قرآن هم می گوید: سنلقی فی قلوب الذین کفرواالرعب!"

ملت ایران تا به حال نشان داده اند که از تهدید و آزار و ضرب و شتم و حتی قتل نمی هراسند. فرزندان رشید در بند نشان داده اند، بازجو ها را از پای می اندازند. ایمان و برهان و شجاعت آنان، مسئولان را ناگزیز می کند مدام بازجو ها را تغییر دهند. خاطرات زندان بهزاد نبوی در رژیم گذشته، یک سند درجه اول است که چگونه یک زندانی می تواند ماه های متمادی سلول انفرادی و شکنجه را تاب بیاورد.

دوم:

مردم در رفتار خود و نیز شعار ها نسبت به روز قدس گامی فراتر نهادند. تردیدی نیست که نه آن شعار ها را رهبران جنبش سبز می پسندند و نه آن رفتار را. مردم به صراحت علیه آیه الله خامنه ای شعار دادند. پلاکارد عظیم پارچه ای ایشان را از گوشه میدان کندند و آن را زیر پا افکندند. علیه آیه الله جنتی هم شعار دادند. تردیدی نیست که تمامی تظاهر کنند گان این گونه نه شعار دادند و نه رفتار کردند. اما این اتفاق افتاد. آقای وحیدنیا در جلسه نخبگان با بلاغت تمام از پدری سخن گفت که هنگام مناقشه دو فرزندش طرف فرزند بزرگتر را می گیرد و زمینه خشونت بیشتر را فراهم می کند. با تاسف باید گفت، آیه الله خامنه ای یک انتخاباتی را که جشن ملی بود و پایگاهی برای حفظ تعادل سیاسی و اجتماعی کشور، با دخالت خود تبدیل به یک مجلس ماتم کردند. خبرگان رهبری هم با بی کفایتی تمام به جای اینکه برای این مشکل راه حلی پیدا کنند، خود بر هیزم این آتش افزودند و تنها صدای مردمی عدالتخواهانه را می خواستند برای همیشه خاموش کنند. اگر خبرگان و اصحاب حل و عقد چاره ای نیندیشند، شعار مخالفت با رهبری شعار اصلی و ملی خواهد شد.

آیه الله خامنه ای دو دهه است که رهبر کشورند. پیش از آن نزدیک یک دهه رییس جمهور بوده اند. وقت آن نیست که از رهبران چین تبعیت کنند و مسئولیت را با اختیار خویش واگذار نمایند تا خبرگان فردی دیگر که بتواند از جایگاه رهبری به درستی حفاظت کند، برگزینند؟ مدل چینی که فقط در سرکوب آزادی خواهان خلاصه نمی شود. استعفای بهنگام هم مدل چینی است. اگر ایشان می خواهند ولایت فقیه بماند، از خود بگذرند. اجازه دهند دستشان بر دل های مردم باشد نه با باتوم بر سر و صورت مردم.

سوم:

مردم ما در یافته اند که راه آزادی و مردمسالاری و معنویت و تکریم انسان ها راهی کوتاه و آسان یاب نیست. همان ماموری که با باتوم توی صورت آن زن زد، بیماری ست که بایست معالجه شود. این معالجه با برافروخته شدن کینه ها سامان پیدا نمی کند. استقامت در راه و گذار زمان به نفع مردم و در جهت آزادی و مردمسالاری حقیقی است.

ایستگاه بعدی حضور دانشجویان و مردم شانزدهم آذر ماه است. حکایت همچنان باقیست...


منبع: وبلاگ مکتوب

پاسخ شما به فراخوان مقالات موج سبز آزادی:

هدف نهایی جنبش سبز

م.پاکباز

مقدمه: در اینکه بیشتر مردم از وضع موجود در کشور ناراضی هستند تردیدی نیست اما برای رسیدن به شرایط مطلوب نارضایتی به تنهایی کافی نیست بلکه یک شرط بسیار مهم دیگر هم نیاز است. این شرط، وجود یک آرمانی برای تفاهم و به عنوان هدف مشترک برای آنان میباشد. این آرمان دو ویژگی باید داشته باشد:


۱- توانایی برآورده کردن نیازها و شرایط مطلوب برای همه اقشار جامعه را داشته باشد. ۲- نقش آن در براورده کردن این نیازها برای مردم قابل درک و لمس باشد. این آرمان باعث هماهنگ سازی میان مردم و جهت بخشیدن به جنبش اجتماعی خواهد بود. به باور بسیاری، آرمانی که دارای این ویژگیها باشد، دموکراسی یا مردمسالاری است.

نویسنده این مقاله تلاش کرده تا مفهوم دمکراسی و استبداد که در نقطه مقابل هم قرار دارند را با شیوهای ساده وجامع توضیح دهد، همچنین می‌توان نشان داد که چگونه استبداد باعث گسترش نابرابری، فقر، فساد و عقب ماندگی شده و دمکراسی چگونه باعث عدالت و پیشرفت در جامعه می‌گردد.

استبداد و دموکراسی:
در دستگاه‌هاي سياسي، استبداد بيش از اينکه به ذات اشخاص حاکم بستگي داشته باشد، به ساختار آن حکومت و شیوه گردش قدرت وابسته است. در يک حکومت با هر عنوان (جمهوری، دموکراتیک، پادشاهی، اسلامی و ... ) هر میزان که گردش قدرت و تغییر حاکمان، تحت کنترل اراده مردم باشد به دموکراسی (مردمسالاری) نزدیک‌تر، و هر قدر از اختیار و اراده مردم خارج باشد به استبداد ( دیکتاتوری) نزدیک‌تر است. برای مثال حکومت صدام و پهلوی با وجود داشتن ظاهر و نامی متفاوت، هردو استبدادی بودند اما برخی از حکومتهای اروپایی با وجود عنوانی شاهنشاهی در واقع دموکراتیک هستند زیرا ابزارهای قدرت مطابق سه عامل زیر تحت نظارت مردم هستند. این سه عامل نشان دهنده استبدادی یا دموکراتیک بودن حکومت‌هاست:

محدوديت زماني براي سران حکومت به ویژه شخص اول آن (کساني که نهادهاي قدرت را در اختيار دارند):
مدت زمان حکومت حاکمان نباید نامحدود باشد. مثلا در بسیاری از حکومتهای دموکراتیک شخص اول حکومت یعنی فرمانده کل قوا با هر عنوان که باشد( رئیس جمهور، نخست وزیر، و ....) حداکثر تنها دو دوره چهار ساله می‌تواند بر مسند قدرت باشد، این یک شرط اساسی برای دموکراسی است. اما در حکومتهای استبدادی شخص اول مملکت بصورت نامحدود حکومت می‌کند.

تمرکز قدرت:
در حکومت‌های استبدادی بيشتر اختيارات در دست يک فرد يا یک نهاد از حکومت است. اگر چنین باشد، نهادهای نظارت کننده بر آن ( به دلیل ترس، تطمیع یا محدودیت) نمیتوانند نظارت لازمه را به درستی انجام دهند. این عامل باعث میشود حاکم سرمست از قدرت بی رقیب و نامحدود(به زمان)، عرصه سرنوشت مردم را جولانگاه امیال شخصی خود و همفکرانش گرداند. همچنین بدلیل تمجید همه دستگاههای قدرت(بویژه رسانههای حکومتی ) از وی یک حریم و تقدسی بدست آورد که انتقاد و بازخواست از او بسیار دشوار و پر هزینه باشد. اما در حکومت‌های دمکراتیک همه نهادهای حکومتی در اختیار یک فرد یا نهاد نیست و در صورت لغزش یا خطای یک دستگاه یا مسؤول، میتوان از ظرفیت دستگاه‌های دیگر یا نهادهای اجتماعی برای اصلاح استفاده کرد.

بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی درباره وضعیت وخیم اقتصادی کشور

نتایج سیاست‌های اقتصادی دولت فعلی جز تثبیت «رکود تورمی» نتیجه دیگری ندارد!

جبهه مشارکت ایران اسلامی در خصوص وضعیت اقتصادی کشور در ماه های اخیر بیانیه ای صادر کرده و آن را بسیار وخیم و بد و نگران کننده دانسته است . در این بیانیه آمده: نتیجه تداوم سیاستهای اقتصادی جاری جز توسعه و تعمیق وضعیت «رکود تورمی» نیست که آثار زیانبارش بیش از پیش دامن همه شهروندان ایرانی به ویژه طبقات فقیر و متوسط را در برخواهد گرفت. متن بیانیه این تشکل اصلاح‌طلب در پی می‌آید:

انتشار گزارش نماگرهای اقتصادی سه ماهه چهارم سال 87 بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران امکان ارزیابی عملکرد اقتصادی کشور را در این سال برای اهل نظر فراهم آورده است.آمار و ارقام منتشره حاکی از وضعیت ناگوار اداره اقتصاد ایران توسط دولت نهم و حامیانش در حاکمیت است.
این گزارش نشان می دهد که اقتصاد ایران به رغم برخورداری از درآمد 8/81 میلیارد دلاری حاصل از صادرات نفت و گاز، 7/18 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی و واردات 5/68 میلیارد دلاری، نرخ رشد اقتصادی اش در شش ماهه اول سال 87 برابر 8/2 درصد ( یکی از پایین ترین نرخ های رشد در دهه اخیر) بوده است و به احتمال قوی در کل این سال نیز همین حدود خواهد بود . نرخ تورم در سال 87 برابر 4/25 درصد و نرخ بیکاری4/10 درصد اعلام شده است که حاکی از دامنگیر شدن وضعیت « رکود تورمی » در اقتصاد ایران است ، و هرچند جای ارقام مربوط به تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به تفکیک بخش خصوصی و دولتی در این گزارش خالی است اما نرخ رشد کل سرمایه گذاری در شش ماهه اول سال 87 رقم 9 درصد را نشان می دهد که عدم تناسب آن را با ظرفیت و توانمندی های اقتصاد ایران و پاسخگویی به نیازهای موجود جامعه به لحاظ اشتغال و تولید و درآمد روشن است .

اینک باید از مسئولان اجرایی پرسید که چرا اقتصاد ایران در سال چهارم اوج درآمد نفتی اش و به رغم برخورداری از حدود 300 میلیارد دلار در این چهار سال به چنین وضعیت وخیم و اسف باری گرفتار آمده است؟ پاسخ در یک کلام اداره کشور با بدترین سیاست های اقتصادی و اجتماعی در عرصه داخلی و سیاست تهاجمی و ماجراجویانه در عرصه خارجی است. جالب آن که در ایام مبارزات انتخاباتی رئیس دولت نهم در برابر انتقاداتی که متوجه نتایج عملکرد اقتصادی چهار ساله دولتش بود با استناد به نمودارها و ارقامی خود ساخته تلاش می کرد که تصویری موفق از عملکرد اقتصادی کشور به نمایش گذارد و در این مسیر حتی منتقدان خود را به نادرست گویی و سیاه‌نمایی متهم می کرد اما انتشار گزارش اخیر نماگرهای اقتصادی سال 87 به خوبی اثباتگر این مدعاست که رئیس دولت نهم حتی به گزارش‌های بانک مرکزی تحت ریاستش نیز وقعی ننهاده و حق با منتقدان بوده است.

وضعیت اقتصاد ایران در سال جاری و تحت تاثیر شرایط انتخاباتی و وقایع پس از اعلام نتیجه انتخابات، تشدید تحریم‌های اقتصادی بین المللی و ادامه سیاست‌های اقتصادی غیر علمی - کارشناسی و متناقض و نادرست روزبه‌روز بدتر شده و بر عمق و دامنه شرایط « رکود تورمی » افزوده شده است. به گونه ای که شاهد توقف یا افت فعالیت بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی و تولیدی و افزایش بیکاری در جامعه هستیم و تلاش بانک مرکزی برای کنترل و مهار نرخ رشد نقدینگی و تورم نیز بر این رکود دامن زده است. و البته حاصل این تلاش و به قیمت تعمیق رکود مهار نرخ شتابان تورم از 4/25 درصد در پایان اسفند ماه 87 به 5/18 درصد در پایان شهریور سال جاری بوده است . رئیس دولت نهم در مبارزات انتخاباتی بر روی بهبود اوضاع اقتصادی کشور به ویژه برای طبقات فقیر و متوسط وعده و مانور بسیار داد اما به نظر می رسد که با ادامه روند جاری وضعیت اقتصادی کشور بدتر از بد شده و چشم انداز امیدوارکننده‌ای پیش رو نباشد. پاره‌ای از این دلایل عبارتند از:

حاشیه‌ای بر دیدار رهبری با نخبگان و انتقاد دانشجوی نخبه از وی:

نخبگان و خبرگان

زهرا رضاپور

چهارشنبه گذشته، يکي از نخبگان کشور در ديدار با رهبري، در شرايطي عملکرد نهادهاي تحت امر رهبري را مورد نقد قرار داد که يک ماه پيش تر، مجلس خبرگان رهبري پس از اجلاس آخر خود، بيانيه اي را در 9 محور منتشر کرد که تنها محور سوم آن، تاحدي به وظيفه ذاتي اين مجلس- نظارت بر عملکرد رهبري- مربوط بود : « ... همچنان معظم له را تنها گزينه اي مي دانيم که لباس رهبری بر قامتش زيبنده است».


انتقاد آن جوان، در حضور رهبري نه اسائه ادبي به ايشان بود و نه حتي از شان و جايگاه قانوني رهبر مي کاست. اين اظهارات را مي توان برونداد خلاء وجود نهادهاي موثر نظارتي بر عملکرد قانوني رهبري دانست. که اکثريت مجلس خبرگان، نقش اين نهاد نظارتي را تا حد گعده اي براي تاييد عملکرد مقام "مافوق" خود فرو کاسته اند. چيزي که بيش از هر چيز در بيانيه اخير مجلس خبرگان هويدا بود.

                                                                         ****
در تحليل نوع نگاه موجود به جايگاه رهبري به عنوان يک جايگاه حقوقي مصرح در قانون اساسي مي توان سه خط کلي را – بدون در نظر گرفتن زير شاخه ها- مورد بررسي قرار داد. دسته اول را مي توان کساني دانست که به طور ذاتي با رهبري به عنوان يک مفهوم قانوني مخالف هستند. تعميق در نگره هاي اين دسته مويد اين واقعيت است که مخالفت ايشان بارهبري برخاسته از مخالفت ذاتي اين دسته با قانون اساسي و به تبع آن جمهوري اسلامي است. سلطنت طلبان و بخش عمده اي از مخالفان جمهوري اسلامي درخارج از کشور را مي توان ذيل اين دسته، طبقه بندي کرد. تجربه سي ساله جمهوري اسلامي در مواجهه با اين خط فکري، عملاً ايشان را به مهره هايي سوخته و بي اثر در فضاي سياسي تبديل نموده به گونه اي که نقش اين دسته در کنش هاي سياسي کشور چيزي در حد " هيچ" بوده و در حد هياهوهاي گهگاه در خصوص برخي اشتباهات نظام، خلاصه مي شود. طبيعي است که با عنايت به بي اثري و فقدان جايگاه قابل توجه اين خط فکري در فضاي سياسي، بحث در مورد آن غير مفيد خواهد بود.
خاصه آنکه برخی از افرادی که سابقا در این طیف قرار می گرفتند – کسانی از روحانیون شناخته شده که برای شاه نقشی آسمانی قایل بوده و در تقابل با امام راحل از لزوم عدم دخول روحانیت به سیاست سخن می راندند- فعلا در دسته دوم همین نوشتار قابل بررسی هستند.

 دسته دوم که از قضا حضور موثري در ساخت سياسي کشور دارد را مي توان کساني دانست که از زاويه " قدرت"، جايگاه رهبري را چيزي فراتر از قانون تعريف مي کنند. علم رغم همه شعارهاي دين مدارانه، اين نحله فکري اسلاميت نظام را ابزاري براي حفظ و تثبيت قدرت مي داند و از اين منظر طبيعي است که "جمهوريت" نظام هم براي ايشان چندان محلي از اعراب نداشته باشد. جريانات اقتدار طلب داخلي، بخش عمده اي از جريان اصولگرا، طيفي که محمود احمدي نژاد را مي توان برونداد آن دانست و همچنين گردانندگان برخي نهادهاي نظامي و شبه نظامي فعال در فضاي سياسي را مي بايست به عنوان نمونه هايي از زير شاخه هاي اين جريان فکري بر شمرد. در تحليل نگاه اين دسته به جايگاه رهبري، بايد از همان زاويه نگاه ايشان به موضوع " قدرت" ورود نمود. در واقع، اين خط فکري، " رهبري" را نه به عنوان يک جايگاه حقوقي قانوني و به تبع آن محدود به چار چوب قانون، که به عنوان ابزاري براي گسترش و تثبيت قدرت خويش نگريسته و طبيعي است که از اين زاويه، بي اعتقاد به همه شعارهاي خود ، " رهبري" را به عنوان "وسيله" اي براي حکمراني خويش ، تقديس مي کنند. عباراتي نظير "کشف ولي فقيه" در توصيف جايگاه رهبري، برخاسته از همين اردوگاه است. در اين خط فکري، حتي وابستگان به بيت بنيانگذار جمهوري اسلامي، به دليل نقد شيوه بهره گيري اين طيف از قدرت، مورد شديدترين حملات قرار  مي گيرند و اصلاح طلبان نه به دليل دغدغه هاي ديني و مذهبي، که صرفاً به اين دليل که معتقد به اصول دموکراسي و به تبع آن جابجايي قدرت هستند، سرکوب مي شوند. در اين خط فکري، هاله اي قدسي گرداگرد جايگاه رهبري کشيده مي شود تا سرکوب هر آنکس که حياط خلوت " قدرت" را در معرض تخديش قرار دهد، با ابزارهاي ديني مهيا باشد و از همه ابزارهاي قانوني، به صورت فرا قانوني بهره گرفته مي شود تا " قدرت" در کف ايشان بماند.
طبيعي است که براي اين دسته ، " وجه آسماني" رهبري يک باور برخاسته از آموزه هاي مذهبي و .... نيست و تا زماني محلي از اعراب دارد که رهبري همسو  با "قدرت" باشد.

اما دسته سوم را مي توان خط ميانه اي دانست که معتقد است قانون اساسي جمهوري اسلامي، محتوايي جمهوريتي دارد و اسلام مصرح در آن بيش از آنکه " ولايتي" باشد، شأني دمکراتيک و برخاسته از باورهاي عموم مردم است. اين خط فکري که مي توان اصلاح طلبان، ميانه روهاي طيف راست سنتي و بخش قابل توجهي از روحانيون ارشد را ذيل آن گنجاند، اعتقاد دارد که شأن رهبري در ساخت جمهوري اسلامي ، نه شأني آسماني که جايگاهي قانوني است و از اين زاويه است که براساس قانون اساسي، رهبر " انتخاب " مي شود و نه " کشف".  براساس باورهاي اين دسته، چون جايگاه رهبري، جايگاهي قانوني و البته انتخابي است، مي توان و بايد عملکرد آن مورد نقد قرار گيرد و از آن مهم تر، عملکرد "رهبري" به عنوان يک نهاد " قانوني"، بايد توسط ديگر نهادهاي مطرح در قانون اساسي، تحت " نظارت" باشد –نکته اي که به عنوان مهمترين وظيفه قانوني مجلس خبرگان، ظاهراً توسط اکثريت اعضاي آن فراموش شده است- و بايد گزارش هاي مربوط به اين نظارت مستمر، در اختيار عموم قرار گيرد.
طرفداران اين خط فکري، از سوي هر دو طيف پيش گفته – مخالفان ذاتي رهبري و مبلغان جايگاه قدسي رهبري- تحت فشار قرار مي گيرند که نمونه اخير آن را مي توان در حمله اعضاي اکثريت خبرگان رهبري به هاشمي رفسنجاني و دستغيب، دو تن از اعضاي اين مجلس، مشاهده نمود. در نمونه اخير، موضوع تا آنجا پيش رفت که يکي از اعضاي اکثريت مجلس خبرگان –نهاد ناظر بر عملکرد رهبري- به خاطر سخنان آيت اله دستغيب در نقد عملکرد رهبري، از محضر ايشان طلب استغفار نمود!
                                                       ****

ناگفته پيداست که حاصل کارکرد و نقش آفريني جريان سوم، حفظ کليت نظام و به تبع آن رهبري است و از قضا در شرايط فعلي، بيشترين فشارها متوجه باورمندان به اين خط فکري است. به نظر مي رسد شرايط فعلي مقام رهبري را در معرض انتخابي مهم قرارداده است. يا در کنار جوان هايي قرار گيرد که دغدغه حفظ آرمانهاي جمهوري اسلامي و بنيانگذار راحل آن را دارند و از اين منظر بي محابا به نقد قدرت مي پردازند يا زوال جايگاه قانوني " رهبري" را که درهاله اي قدسي به ابزاري در کف قدرت طلبان بدل شده، نظاره گر باشد .

سیزدهم آبان ۸۸ برای همیشه بر جریده تاریخ به نام «روز سبز دانش‌اموز» حک شد

حمله وحشیانه نیروهای ضدشورش، لباس شخصی و بسیج به راهپیمایان و رهبران جنبش سبز

اعتراضات دانشجویان در دانشگاه تهران، به مناسبت ۱۳ آبان + گزارش ویدیویی

سیزدهم آبان ۸۸ برای همیشه بر جریده تاریخ به نام «روز سبز دانش‌اموز» حک شد

در ادامه:

  • انتقال ۳۰ تن از زنان بازداشت شده به بند متادون
  • روایت شما از ۱۳ آبان۵/ غم این خفته چند، خواب در چشم ترم می‌شکند
  • تماس تلفنی نفیسه زارع و بی‌اطلاعی وی از محل بازداشتش
  • شنودهای امنیتی، شعبه گروهک رسانه‌ای کیهان
  • عرب‌سرخی به دلیل دلجویی میرحسین موسوی از خانواده‌اش ممنوع‌الملاقات شد!
  • دادگاه عفو بین الملل خواستار آزادی بهمن احمدی امویی، کیوان صمیمی و سعید لیلاز شد
  • گزارش ویدئویی از شعارنویسی سبزها روی ماشین نیروی انتظامی
  • جوابیه یکی از خوانندگان موج سبز آزادی به منتقدان محسن مخملباف
  • روز ِ صد و چهل و پنجم: فریاد ضد ِ استکبار ِ داخلی
  • حمله به همسر یادگار امام و خانواده شیخ مهدی کروبی در مراسم ۱۳ آبان
  • به امید سپیده دم / برای بهنام نیکزاد دبیر ستاد 88 آذربایجان شرقی
  • یادمان اسرای جنبش سبز / مقاومت را سرسخت‌تر زسندانم
  • "موسوی و کروبی جنبش سبز را تا ریشه‌کنی دروغ‌گویان ادامه می‌دهند"
  • تجمعات اعتراضی گسترده دانشجويان بيش از 20 دانشگاه سراسر كشور در 12 و 13 آبان
  • "رهبرا‌، شکایتی دارم" / یک یادداشت وبلاگی
  • پیام تسلیت سیدمحمد خاتمی به مناسبت درگذشت استاد صبحدل
  • دادگاه تعدادی از اسرای جنبش سبز در ابتدای هفته جاری برگزار می‌شود
  • یک زن میان‌سال: «از یک طرف فریاد می‌زنند مرگ بر آمریکا، از طرف دیگر با آن‌ها معامله می‌کنند»
  • سیدمحمد خاتمی به دیدار الویری رفت
  • طنین فریاد/ شعر وارده
  • دل‌نوشته ساره‌ عظیمی برای همسر دربندش مهدی شیرزاد
  • یادمان اسرای جنبش سبز/ بهمن! همچنان سبز بمان
  • تماس تلفنی حجت شریفی با خانواده و اظهار بی‌اطلاعی از محل نگهداری خود
  • خبرهایی از اوین- مقاومت ابطحی در برابر بازجویان، دلیل اصلی تداوم بازداشت
  • محمد ستاری‌فر در حین رفتن به خیاطی به عنوان اغتشاشگر دستگیر شد!
  • دستگیری دو عضو دیگر جبهه مشارکت
  • دبیر ستاد ۸۸ استان آذربایجان شرقی بازداشت شد
  • یادمان اسرای جنبش سبز/ بهمن! چرا بازجو مرا آزاد کرد و تو را نه؟
  • شمس‌الواعظین: حکومت باید مواظب از بین رفتن اقتدارش باشد
  • رویای پرپر/ شعر وارده

     

  • + نوشته شده توسط امیر در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 8 قبل از ظهر |

    به نام یگانه خالق آسمان و زمین

    اهورامزدا

    من به چشم‌های بی‌قرار تو قول می‌دهم ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد
    ما دوباره سبز می‌شویم‬

    با سلام خدمت همه همراهان عزیز و گرامی و تمام بازدید کنندگان و ملت امید ایران.اگه مشاهده کردید در بروز رسانی وب وقفه ای و جود داشت به خاطر سلسله مشکلاتی است که برای نویسنده وب بوجود آمده است و از این پس وب کونگ فو توآ به صورت هفتگی یا ماهانه به روز خواهد شد بجز در موارد خاص.

    بیانیه چهاردهم میرحسین موسوی از 13 آبان می گوید:

    سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند

    "آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست." میرحسین موسوی، در چهاردهمین بیانیه خود صحبت های مهمی را در چند روز مانده به 13 آبان بیان می کند.


    بسم الله الرحمن الرحیم

    در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است ...»

    دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

    درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت.

    حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

    آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

    حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

    این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

    آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

    راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.

    شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

    دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

    چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود - بلکه به امید خدا بسیار زود - مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

    تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟

    دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟

    دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

    بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

    البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

    سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

    میرحسین موسوی

    سبزها مثل همیشه هوشیار باشند:

    برنامه‌ریزی کودتاگران برای حمله به سفارت انگلیس در روز 13 آبان

    روزنامه حامی دولت کودتا، کیهان، که در سرکوب‌ها و سانسورهای پس از انتخابات نقش پررنگی ایفا کرد و دست‌اندرکارانش دو شغل بازجویی و روزنامه‌نگاری غیرحرفه‌ای را در کنار هم دنبال می‌کنند، در مطلب روز سه‌شنبه هفته پیش خود در ستون اخبار ویژه مدعی شد: "برخی خبرها حاکی از آن است که عناصر ضد انقلاب در تدارک برای حاشیه‌سازی در روز 13 آبان، پیام‌ها و اس‌ام‌اس‌هایی را مبنی بر لزوم تسخیر سفارت انگلیس ارسال می‌کنند". این خبر در حالی از سوی روزنامه وابسته به رهبری منتشر می‌گردد که هیچ‌کدام از رسانه‌های نزدیک به جنبش سبز در این مورد مطلب و یا نظری منتشر نکرده‌اند.
     
     
     

    "ملت با پایداری خود و گرامی‌داشت چنین روزهایی نقشه‌های شوم پشت پرده را خنثی خواهد کرد"

    آيت‌الله صانعی در آستانه روز 13 آبان و با دعوت مردم برای حضور در برنامه این روز، خاطرنشان کرده است که استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود پرمنفعت‌ترین راه را به دست آورده‌است، اما قدرت‌های استکباری و استبدادی باید بدانند ملت با پایداری خود و گرامی‌داشت چنین روزهایی نقشه‌های شوم پشت پرده و آشکاری که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می‌شود را خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می‌گرداند. متن بیانیه آیت‌الله صانعی به این شرح است: 


    بسمه تعالی

    ملت بزرگ و فهیم ایران
    روز سیزدهم آبان یادآور صفحاتی از تاريخ اين مملکت همچون تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ، کشتار دانش آموزان بیگناه در محوطه دانشگاه تهران و مبارزه ضد استکباری دانشجویان پیرو خط امام پس از انقلاب می باشد؛ توجه به مسائل تاریخی و درس گرفتن از آن می تواند ملت ها را در مسیر پرفراز و نشیب خود راهنمایی کند.

    تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) هرچند به علت سخنرانی بر علیه کاپیتولاسیون صورت گرفت، اما دستگاه استبدادی بنابر اطلاعیه ساواک علت آن را اقدام علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی معرفی نمود [1]و منافع دولت های استعماری مانع هرگونه اعتراض به این تبعید و کشتار دانش آموزان بی گناه در صحن دانشگاه تهران و نقض گسترده آزادی بیان و دفاع از حقوق ملت از سوی آنها گردید.

    آنچه امروز باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که دیگر قدرتهای استعماری، سیاست استعماری خود را با لشکرکشی، کشورگشایی و غارت آشکار منابع سایر کشورها و دخالت مستقیم در امور آنها دنبال نمی کنند، اما این به معنای پایان دوره استعمار نیست. بلکه شکل جدید بهره کشی از ملت ها با استفاده از شیوه های جدید، مد نظر آنان قرار گرفته و منافع ملی آن کشورها توجیه گر استعمار در شکل جدید خود گردیده است؛ هرچند آنها می کوشند که با استفاده از شگردهای نادرست و استفاده ناصحیح از واژه ها و مفاهیم مطلوب انسان ها، پرده بر اعمال خود بکشند؛ اما کیست که نداند آنان در بدست آوردن منافع خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند؛ و زمانی که منافع آن کشورها در میان باشد حقوق سایر ملت هاست که به مسلخ برده می شود.

    بهره کشی، فصل مشترک استعمار قدیم و جدید است و حمایت قدرتهای استعماری از حکومت های مستبد، نشانگر و دلیلی دیگر بر این واقعیت است که استعمار و استبداد، دو روی یک سکه اند. حمایت دولت وقت آمریکا از کودتای 28 مرداد و تغییر مسیر تاریخی یک ملت، از خاطره مردم ایران فراموش شدنی نیست؛ پشتیبانی بی چون و چرای دولتهای استعماری از حکومت شاه در حالی که فرزندان این مرز و بوم در سیاه چال های آن رژیم زندانی، شکنجه و شهید می شدند را چگونه می توان توجیه نمود.

    حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت های استعماری و استکباری از صدام در جنگ هشت ساله علیه ملت ایران که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم و وارد آمدن ميلیاردها دلار خسارت به این کشور گردید، چه معنا و مفهومی می توانست داشته باشد. حمایت آنها از دولتهای مستبد در گذشته و حال در حالی که حقوق اولیه آن ملت ها در کشورهایشان پایمال گشته، با چه هدفی صورت گرفته و می گیرد.

    نمونه هایی از این دست بسیار است که شاهدی است بر اینکه هیچ گاه دولت های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان « فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا » هزینه ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود.

    آنچه می تواند استقلال کشورها مخصوصاً کشور عزیزمان را با توجه به شیوه های جدید استعمار حفظ نماید و مانع از تضییع حقوق آنان گردد؛ تنها توکل به ذات باری تعالی، « وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم و اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.

    در جامعه ای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاه ها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می شود و رسانه های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ».

    یوسف صانعی
    قم المقدسه
    10/8/1388

    ---------------
    1-اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود:
    «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.»

    برگرفته از: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله صانعی

     ما بی‌شماریم و 13 آبان را سبز می‌سازیم

    اصل 27 قانون اساسی صراحت دارد: "تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح‌، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." در این اصل اخذ مجوز را برای اجتماع و راهپیمایی لازم نشمرده است و تنها شرط را این گذاشته است که مخل مبانی اسلام نباشد. 13 آبان 88 مردم سبزاندیش ایران، می‌خواهند از این اصل و حقی که قانون‌اساسی به آن‌ها داده است استفاده کنند.

    مردم می‌دانند که نفس آمدنشان به خیابان و تجمعشان نشانه اعتراض است. حتی سکوت آن‌ها همراه با رنگ سبز و علامت پیروزی دستهاشان هزاران پیام دارد و آنانی که در پی بهانه‌گیری برای خشونت‌ورزی و در هم‌پاشی اجتماعشان هستند را بیش از پیش خلع سلاح می‌کند. ضمن اینکه شیوه مسالمت‌جویانه و صلح‌خواهانه سبزها را بیشتر به نمایش می‌گذارد‌.

    مردم سبز اندیش، در پی رهایی ایرانیان از دامن استبداد و استکبارند و مواهب این رهایی شامل همه ملت، حتی آنانی که امروز به انگیزه‌های مختلف در مقابل جنبش مردمی قرار دارند، می‌شود. هواداران جنبش سبز، هیچ ایرانی‌ای را دشمن خود نمی‌دانند و با همه از سر مهر و صفا رفتار می‌کنند و حتی شعارهای خلاقانه‌ گاه‌‌به‌گاه‌شان، نه تنها بوی مرگ نمی‌دهد، که نوید بخش زندگی است. آنها در پی زندگی برای همه هستند و ایران را برای همه ایرانیان می‌خواهند و در پی اصلاح کج‌روی‌ها و اعتراض به نادیده گرفتن خواسته‌های مردم نابودی هیچکس را نمی‌خواهند. در مقابل خشنونت به خشنونت متوسل نمی‌شوند و دنبال این هستند که در عمل میزان رای مردم باشد، نه در حرف و بالای منابر.

    در دوران شکل‌گیری انقلاب اسلامی مردم ایران در مقابل گلوله گل دادند و پیروز شدند. مردم امروز هم باید به آنانی که به هر دلیل لباس نظامی به تن دارند و با پیش‌زمینه ذهنی بسوی آنان می‌آیند شاخه گلی بدهند و پیام اینکه ما با شما هستیم و در پی اعتلای میهنیم و صف ما همه یکی است. همه ما باید در پاسداری از استقلال، آزادی، مردم‌سالاری و توسعه کشور باشیم. مردم باید با روی و آغوشی گشاده بسوی آن‌ها بروند و اشاره کنند که ما در پی آزادی و عزت شما هستیم و همه ما باید آینده‌ای سبز برای ایران بسازیم.

    مردم سبزاندیش ایران نشان خواهند داد که گاندی و ماندلا هم سبز هستند که خواسته‌شان را همواره با مقاوت مدنی و عدم خشونت به پیش بردند و امروز ملت سبز ایران می‌خواهد نقطه عطفی در تاریخ‌ش رقم بزند و پایبندی به همه قوعد اخلاقی و صلح‌آمیز بشری را بار دیگر فریاد کند. یقینا این‌چنین رفتارهایی فرد فرد جامعه ایران را پله‌ پله وارد عصر جدیدی خواهد کرد، عصر حاکمیت قانون، خرد‌ورزی، صلح‌جویی و مردم‌سالاری و...

    جنبش سبز بار دیگر بر مدار اعتدال به میدان می‌آید، از افراط و تفریط در شعار و عمل می‌پرهیزد و انرژی و نیروی جنبش را متوجه استبداد‌زدایی همزمان از حکومت و جامعه ‌می‌کند و تا به جای آن حاکمیت قانون را بنشاند که دستیابی به تمامی خواسته‌های ارزشمند سبز از همین راه هموار می‌شود.

    سبزها اکنون به حضور خود می‌اندیشند و می‌خواهند روز به روز بر دامنه حضور و اجتماع ملی خود بیافزایند. اجتماع میلیونی آن‌ها با نمادهای سبز، تایید راه سبزامیدی است که رهبران سبز جنبش آنرا توصیف کرده‌اند. مردم با حضور سبز و پرشورشان نشان خواهند داد که راه سبز امید راه ملت ایران است و خارها و سنگ‌ها و گلوله‌ها ... در برابر اراده مردم مانع نیست و دیر یا زود همه در برابر خواسته‌های ناب و اصلاح‌طلبانه ملت سرخم خواهند کرد، که این وعده الهی نیز هست، و پیروزی با حق‌خواهان و عدالت‌‌طلبان است و ظلم و ستم رفتنی است.

    دعوت شورای هماهنگی جبهه‌ اصلاحات برای شرکت در مراسم 13 آبان

    شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه‌ای ضمن محکویت احکام سنگین برای بازداشت شدگان پس از انتخابات بر غیر قانونی بودن دادگاه‌ها و روند طی شده تاکید کرده و با ابراز تاسف ازهتک حیثیت مهدی کروبی و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات در آستانه سالروز ۱۳ آبان خواستار بزرگداشت این روز از سوی مردم شده است.


    متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

    ملت شریف ایران

    این‌روزها در ادامه حوادث تلخ و ناگواری که از چند ماه پیش فضای سیاسی و اجتماعی کشور را فرا گرفته است شاهد اخبار و شنیده‌هایی هستیم که از یکسو حاکی از صدور احکام سنگین و غیرقابل پذیرش برای بازداشت‌شدگان است و از سوی دیگر بیانگر تداوم رنج و اندوه خانواده‌های نگران ایشان.

    جای تاسف آنجاست که این احکام با نقض صریح اصولی از قانون اساسی و بدون حضور هیئت‌منصفه سیاسی و ذیل جرائم غیرسیاسی بررسی شده و پس از مدت‌ها بازداشت انفرادی، تحت فشار، بدون حضور وکیل و در یک فرآیند غیرمتعارف صادر شده و می‌شود. شاید گفته شود این عزیزان از حق تجدید نظرخواهی برخوردارند و چه بسا در مرحله بعد احکام با تغییرات و اصلاحاتی مواجه شود اما باید پرسید آیا در شرایطی که روند رسیدگی به پرونده‌ها در ماه‌های گذشته فاقد توجیهات کامل قانونی است می‌توان به مراحل بعد امیدوار بود؟

    خشت اول چون نهد معمار کج              تا ثریا می‌رود دیوار کج.

    متاسفانه این روند که انتظار می‌رفت با عبرت گرفتن از گذشته اصلاح شده و در مدیریت جدید قضایی به سامان شود اخیرا با دستگیری تعدادی از شهروندان و خانواده زندانیان که برای دعای کمیل در یک منزل مسکونی شخصی جمع شده بودند ابعاد جدیدتری به خود گرفته است. گویا از نظر برخی دعا و استغاثه به درگاه احدیت حتی در منازل افراد نیز باید با هماهنگی آنان باشد؟

    البته خانواده زندانیان با وجود همه ناملایمات و سختی‌ها و بی‌قانونی‌های صورت گرفته در ماه‌های اخیر با استعانت از خداوند متعال و به تأسی از اهل بیت پیامبر(ص) همچنان در دفاع از حقوق عزیزان در بند خود فعال بوده و اینگونه حوادث در اراده پولادین آنها خدشه‌ای وارد نمی‌سازد. (سعیهم مشکورا) و این شورا حمایت و قدردانی خود را از خانواده‌های نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی کشور که در بازداشت هستند، اعلام می‌دارد.

    مردم عزیز

    ما همچنان معتقدیم اکثر دستگیرشدگان پس از انتخابات که از نیروهای متعهد و خوشنام کشور هستند و عمر خود را صرف خدمت به مردم و اعتلای نظام جمهوری اسلامی کرده‌اند و با اینگونه رفتارها در بلندای نام آنها نزد افکار عمومی تغییری ایجاد نخواهد شد. زیرا مردم خدمتگزاران خود را می‌شناسند و بهترین داور و منصف‌ترین ناظر هستند و رضایت حق‌تعالی در اکثر موارد با رضایت بندگانش از افراد محقق می‌شود. 

    در عین حال احکام صادره برای این عزیزان را غیرقانونی و ناموجه دانسته و قویا خواستار تبرئه و آزادی آنها از زندان هستیم. همچنین یکی دیگر از حوادث تاسف‌بار روزهای اخیر حملات فیزیکی و اهانت‌آمیز به حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی و آقای دکتر علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات است که در نوع خود می‌تواند از مصادیق ترویج خشونت‌های سازمان‌یافته به شمار آید.

    شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن محکومیت این اقدام مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به عملکرد مسئولان نمایشگاه مطبوعات و مقامات انتظامی و حراست این نمایشگاه ابراز می‌دارد و از قوه‌قضائیه می‌خواهد تا نسبت به محاکمه عوامل این دو حادثه اقدامات لازم را به عمل آورند. امیدواریم که این درخواست به سرنوشت موارد پیشین دچار نشود.

    ملت بزرگوار ایران

    روزهای آینده مصادف است با سالروز حرکت دانشجویان مسلمان خط امام(ره) در تصرف سفارت آمریکا که بحق از سوی بنیانگذار نظام امام خمینی(س) انقلاب دوم خوانده شد. نگاهی هرچند گذرا به حوادث ۱۳ آبان در سال‌های ۱۳۴۳، ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ نشان می‌دهد که هر سه حادثه به نوعی با روحیه استکبارستیزی، استقلال‌طلبی و آزادی‌خواهی ایرانیان مرتبط است و این روحیه نه تنها کاهش نیافته که امروز با عزم و انگیزه بیشتری در صحنه عمل اجتماعی ظهور دارد.

    ما ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام عظیم‌الشأن(ره)، شهدای دانش‌آموز و دانشجویان پیرو خط امام به ویژه آن دسته از ایشان که این‌روزها به ناحق در بازداشت بسر می‌برند از آحاد مردم می‌خواهیم تا این روز بزرگ را گرامی بدارند. در پایان خجسته زادروز ثامن‌الائمه علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) را به همه پویندگان اسلام ناب تبریک گفته و تبعیت از راه آن امام رئوف را آرزومندیم.

    والسلام
    شورای هماهنگی جبهه اصلاحات

    برگرفته از: پارلمان‌نیوز

  • درخواست بهزاد نبوی برای برگزاری علنی دادگاه
  • اعتراض شدید محسن هاشمی به دروغ‌پردازی‌های رئیس دولت کودتا / گزارش ویدیویی + نسخه بلوتوث
  • یادی از قیصر امین‌پور در جمع دانشجویان دانشگاه تهران
  • میرحسین موسوی، اندیشه‌های اقتصادی تا احساسات شاعرانه / بازخوانی یادداشتی از بهمن‌ احمدی امویی
  • جنبش سبز؛ زنده، پویا و موثر
  • روزه سبز جوانان زنجانی‌ برای آزادی زندانیان
  • روزهای خوش خانم داويس / «داستانی برای ایرانی‌های بی‌پناه در وطن»
  • انتقاد دارم / با توجه به آزاد اعلام شدن انتقاد از رهبری!
  • عکس هوایی از سخنرانی بی رونق احمدی نژاد در مشهد و آسیب جدی گنبد ترک‌خورده گوهرشاد
  • رئیس دانشگاه شریف: دانشجوی منتقد رهبری از چهارچوب قانون عدول نکرده است
  • هادی حیدری و «ارتکاب» قرائت دعای کمیل
  • هفدهمین شماره هفته‏نامه حامیان ایرانی سبز "سبزینه"، منتشر شد
  • نامه سرگشاده پرستو سرمدی به دادستان تهران: "آيا بايد باور كنيم همسرانمان را گروگان گرفته‌اند؟"
  • دیدار عبدالله نوری با محمد قوچانی در منزل وی / گزارش تصویری
  • درباره یک هشدار
  • نقش ابوذری دکتر ما / یادداشتی برای محمد ملکی
  • تلویزیون ترکیه: ایران 50 درصد حق بازاریابی گاز خود را به ما واگذار کرد!
  • سیزدهمین کنگره سازمان مجاهدین انقلاب برگزار می‌شود
  • پوسترهایی برای جنبش سبز
  • تایید بازداشت دو عضو دیگر جبهه مشارکت
  • حکمت میرحسین، بیانیه شماره 14 و دیدگاه دانشجوی حقوق
  • خبر آزادی بهزاد نبوی از سوی خانواده اش تکذیب شد
  • خبرهایی از اوین: هنگامه شهیدی به بهداری اوین منتقل شد
  • مرتضی الویری آزاد شد
  • خبرهایی از اوین: با تبدیل قرار بازداشت رمضان‌زاده به وثیقه موافقت نشد
  • یادداشت عطاالله مهاجرانی برای وحیدنیا: نفس سپیده داند...
  • تابستان را که یادتان نرفته؟
  • لوح صبر و استواری از سوی جوانان ۸۸ به مهرک میراب‌زاده اهدا شد
  • پوسترهای سبز به یاد شهید ندا آقاسلطان
  • «داستان یک انقلابی بی‌تردید»

    تظاهرات میلیونی سبز ها روز 13 آبان - هم وطن به پا خیز دشمن ما آمریکایی نیست که به آب و خاک عراق و افغانستان تجاوز می کند دشمن ما اسرائیلی نیست که به آب و خاک فلسطین و لبنان تجاوز می کند دشمن ما دیکتاتوری و جاهلانی هستند که به پسران و دختران ما تجاوز می کند مصباح يزدي در همين دولت گفت: تجاوز به كسي كه ولايت راقبول ندارد اشكالي ندارد چه دختر باشد چه پسر.گر عرب را بر پارس ترجيح نميدهي به پا خیزیم...

    به یاد ندا آقا سلطان


  • ادامه مطلب
    + نوشته شده توسط امیر در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 4 بعد از ظهر |